روابط بین الملل
صدیقه آذین؛ مهدی هدایتی شهیدانی؛ احمد جانسیز
چکیده
انقلاب صنعتی چهارم و رشد فناوریهایی مانند هوش مصنوعی بهعنوان شوک ادراکی، رقابت قدرتهای بزرگ را متحول کرده است. سیستمهای مبتنی بر هوش مصنوعی باعث میشوند کشورهای مالک فناوری توان شبکهای بیشتری پیدا کنند و در آینده جهانی نقش موثری داشته باشند. بر این اساس این سوال مطرح میشود که ایالات متحده و چین چه نوع رقابت ژئوپلیتیکی برای ...
بیشتر
انقلاب صنعتی چهارم و رشد فناوریهایی مانند هوش مصنوعی بهعنوان شوک ادراکی، رقابت قدرتهای بزرگ را متحول کرده است. سیستمهای مبتنی بر هوش مصنوعی باعث میشوند کشورهای مالک فناوری توان شبکهای بیشتری پیدا کنند و در آینده جهانی نقش موثری داشته باشند. بر این اساس این سوال مطرح میشود که ایالات متحده و چین چه نوع رقابت ژئوپلیتیکی برای مرکزیت در شبکههای کلیدی قرن بیست و یکم در پیش گرفتهاند؟ فرضیه موجود آن است که آمریکا و چین رقابت ژئوپلیتیکی در شبکههای فناورانه در حوزه دیجیتال و امور مالی که منعکسکننده دیدگاههای گستردهتر آنها از ثبات استراتژیک و همچنین زمینه ساختاری که با بیاعتمادی و احساس رقابت توام شده است را در پیش گرفتهاند. گفتارهای آنها به برداشتهای نادرست دامن میزند که میتواند از طریق اقدامات اعتمادساز فناورانه مورد توجه قرار گیرد اما بعید است که به دلیل تنشهای مداوم شبکهای بهبود یابد. هدف نظری مقاله تبیین علل و عوامل بروز جنگهای شبکهای در نظم نوین جهانی و هدف کاربردی ارائه مدل بروز رقابتهای فناورانه در وضعیت گذار در سیستم پیچیده بینالملل است که این مهم براساس رویکرد توصیفی- تحلیلی با استفاده از روش روندپژوهی و نمونهپژوهی و استفاده از منابع اسنادی –کتابخانهای و تارنماهای معتبر مجازی انجام شده است.
روابط بین الملل
لیلا مروتی؛ ارسلان قربانی
چکیده
حادثه یازده سپتامبر با بسط دامنهی فعالیتهای تروریستی در مقیاس جهانی، توجه کنشگران نظام بینالملل را به تهدیدات برآمده از تروریسم معطوف نمود. این مقاله درصدد توضیح و تبیین گفتمانهای ضدتروریستی آمریکا و چین در چارچوب منطق نتیجه و تناسب میباشد. پرسش اصلی این مقاله این است که چگونه میتوان با توجه به منطق نتیجه و تناسب نحوهی ...
بیشتر
حادثه یازده سپتامبر با بسط دامنهی فعالیتهای تروریستی در مقیاس جهانی، توجه کنشگران نظام بینالملل را به تهدیدات برآمده از تروریسم معطوف نمود. این مقاله درصدد توضیح و تبیین گفتمانهای ضدتروریستی آمریکا و چین در چارچوب منطق نتیجه و تناسب میباشد. پرسش اصلی این مقاله این است که چگونه میتوان با توجه به منطق نتیجه و تناسب نحوهی مواجههی آمریکا و چین را با پدیده تروریسم تبیین نمود؟ در پاسخ به این پرسش این مقاله مدعی است که گفتمان ضد تروریستی آمریکا در قالب گفتمان نتیجه محور و در مقابل گفتمان ضد تروریستی چین در قالب گقتمان تناسب محور قابل ارزیابی میباشند. یافته اصلی مقاله این است که رویکرد ضد تروریستی آمریکا برمنطق نتیجه حاکم است بر این مبنا تصمیمات ضدتروریستی آمریکا در عرصهی سیاست خارجی معطوف به کسب نتیجهی مطلوب حتی به قیمت استفاده از جنگ و زور نظامی میباشد. در مقابل، چین در خصوص مبارزه با تروریسم رویکرد چندجانبه و تعاملی با کشورهای دیگر، رژیمسازی و عضویت در سازمانها و نهادهای بینالمللی را در دستور کار قرار داده است. بر این اساس، منطق حاکم بر اقدامات ضد تروریستی چین منطق تناسب است. این مقاله با استفاده از روش تحلیل گفتمان و نظریهی لاکلا و موف نگاشته شده است.
روابط بین الملل
سروش شعبانی خطیبانی؛ علی علیزاده
چکیده
ترتیبات امنیتی قفقاز جنوبی همواره در ثباتآفرینی ناتوان بوده است. دلایل متنوعی برای این ناکامی بیان شده، اما هدف این پژوهش، پرداختن به مهمترین مولفههای درونمنطقهای موثر بر این ترتیبات امنیتی است. روش پژوهش این تحقیق استقرایی، روش توصیفی در کنار روش تحلیل اسنادی کیفی و همچنین براساس روش گردآوری کتابخانهای و مبانی نظری واقعگرایی ...
بیشتر
ترتیبات امنیتی قفقاز جنوبی همواره در ثباتآفرینی ناتوان بوده است. دلایل متنوعی برای این ناکامی بیان شده، اما هدف این پژوهش، پرداختن به مهمترین مولفههای درونمنطقهای موثر بر این ترتیبات امنیتی است. روش پژوهش این تحقیق استقرایی، روش توصیفی در کنار روش تحلیل اسنادی کیفی و همچنین براساس روش گردآوری کتابخانهای و مبانی نظری واقعگرایی نوکلاسیک است. یاقتههای پژوهش ماحصل سه مولفه اصلی و شش شاخص هستند. این یافتهها در مولفه «ساختار قدرت منطقهای» (متشکل از دو شاخص «توزیع قدرت» و «قطببندی») به توزیع نامتوازن قدرت و فقدان قدرت خوشخیم درونی یا برونمنطقهای در قطببندی میان جمهوریهای منطقه می پردازند. در مولفه «عامل اقتصادی» (متشکل از دو شاخص «وابستگی متقابل اقتصادی (تجارت)» و «مشارکت در مسیرهای انتقال انرژی») به وابستگی اقتصادی بسیار اندک و سیاست حذف رقیب از خطوط انتقال انرژی توجه شده است. در مولفه نهایی «عامل نظامی – امنیتی» (متشکل از «مناقشات سرزمینی» و «تنشهای قومی») به مناقشات سرزمینی جانیافتاده و ویژگی خاص تنشهای قومی که موجب بدبینی به محیط خارجی می شوند، اشاره دارند. تمرکز صرف بر مولفههای درونمنطقهای نوآوری این پژوهش بوده است. در نتیجه باید اشاره کرد که این مولفهها خود فارغ از عوامل بیرونی، عاملی برای ناکارآمدی ترتیبات امنیتی منطقه از منظر ثباتآفرینی هستند.
روابط بین الملل
مجتبی عبدخدایی
چکیده
عدم آمادگی جهانی در مدیریت پاندمی کووید۱۹در دو سطح قابل تحلیل است. سطح خرد که به ضعف حکمرانی دولتها در قبال بحرانهای فراگیر باز میگردد و سطح کلان که ناشی از ساختار نظامبینالملل است.در سطح کلان،مدیریت این بحران با سه چالش بیاعتمادی، تبعیض و بیعدالتی، و نقش غیرمسئولانه قدرتهای بزرگ روبرو بوده و این پرسش را فراروی نهاده است ...
بیشتر
عدم آمادگی جهانی در مدیریت پاندمی کووید۱۹در دو سطح قابل تحلیل است. سطح خرد که به ضعف حکمرانی دولتها در قبال بحرانهای فراگیر باز میگردد و سطح کلان که ناشی از ساختار نظامبینالملل است.در سطح کلان،مدیریت این بحران با سه چالش بیاعتمادی، تبعیض و بیعدالتی، و نقش غیرمسئولانه قدرتهای بزرگ روبرو بوده و این پرسش را فراروی نهاده است که تا چه میزان نظام و نظم بینالملل میتواند بار مسئولیت انسانی مدیریت بحرانهای فراگیر را بدوش کشد؟ نظم جهانی کنونی بر دو ستون نظم وستفالیایی و نظم سرمایهداری لیبرال شکل گرفتهاست. این نظم بر اساس خردمدرن و انگارههای سکولاریسم بنیان شده و با جدایی از امر قدسی بر محوریت سودپرستی رشد یافته و برونداد ساختاری است که ابعاد مادی، نهادی و انگارهای آن تثبیت کننده منافع قدرتهای بزرگ و ایجاد توازن قدرت میان آنان است. از اینرو نمیتواند معیارهای انسانی مطرح در مدیریت بحرانهای فراگیر بشری مانند امنیتهمگانی و عدالت انسانی را ملاک سیاستگذاری و اقدام نماید. این نوشتار با بهرهگیری از روش تحلیلی و تبیینی و روش گزیدهگرایی، این دستاوردرا داشته است که مدیریت بحرانهای فراگیر بشری نیازمند تحول در مفهوم سیاست، امنیت، و تغییر در ساختار و فرایندهای نظام بینالملل در جهت ایجاد و نهادینهسازی مشارکت عادلانه است.
روابط بین الملل
محمد سجاد اسپری؛ حمیدرضا شیرزاد
چکیده
ایالت متحده آمریکا در طول دوره تحریم های خود علیه ایران کوشیده است تا با استفاده از تمامی امکانات سیاسی، اقتصادی، اطلاعاتی و فناورانه تحت مدیریت خویش کلیه دسترسی های ایران را مسدود نماید. بر همین اساس وزارت خزانه داری ایالات متحده آمریکا با مرکزیت اداره کنترل دارایی های خارجی ایالت متحده آمریکا ( اوفک ) مسئولیت اصلی انجام این ماموریت ...
بیشتر
ایالت متحده آمریکا در طول دوره تحریم های خود علیه ایران کوشیده است تا با استفاده از تمامی امکانات سیاسی، اقتصادی، اطلاعاتی و فناورانه تحت مدیریت خویش کلیه دسترسی های ایران را مسدود نماید. بر همین اساس وزارت خزانه داری ایالات متحده آمریکا با مرکزیت اداره کنترل دارایی های خارجی ایالت متحده آمریکا ( اوفک ) مسئولیت اصلی انجام این ماموریت را بر عهده دارد به طوری که با بررسی های دقیق و دائمی به شکلی کاملا اطلاعاتی تلاش می کند تا علاوه بر کشف دقیق مسیرهای ارتباطی جمهوری اسلامی ایران با سایر اشخاص و شرکت های خارجی تامین کننده کالاها و خدمات تحریمی، ضمن اعلام هشدار نسبت ادامه همکاری با افراد و مراکز مرتبط با جمهوری اسلامی ایران، در صورت ادامه و تداوم تعاملات تجاری خود با ایران به وسیله سازوکارهای قانونی و بین المللی از پیش تعیین شده آنان را مورد مجازات هایی سنگین و بازدارنده قرار دهد تا در نتیجه چنین فرآیندی پس از افزایش خطر ادامه فعالیت برای شرکای خارجی و قطع همکاری با ایران، هزینه های نظام سیاسی ایران در خصوص ادامه رویارویی با آمریکا به چندین برابر افزایش یابد.
روابط بین الملل
فرشته بهرامی پور؛ محمدباقر مکرمی پور؛ آزیتا صالحی
چکیده
پژوهش حاضر با هدف تحلیل تطبیقی سیاست خارجی ایران و ترکیه در قفقاز جنوبی، تلاش میکند ضمن شناسایی تفاوتهای راهبردی این دو بازیگر، پیامدهای ژئوپلیتیکی آنها را در ساختار امنیتی منطقه بررسی کند. پرسش اصلی پژوهش آن است که ایران و ترکیه با چه اهداف و راهبردهایی در قفقاز جنوبی حضور یافتهاند و سیاست آنها چه تأثیری بر ساختار مجموعه ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف تحلیل تطبیقی سیاست خارجی ایران و ترکیه در قفقاز جنوبی، تلاش میکند ضمن شناسایی تفاوتهای راهبردی این دو بازیگر، پیامدهای ژئوپلیتیکی آنها را در ساختار امنیتی منطقه بررسی کند. پرسش اصلی پژوهش آن است که ایران و ترکیه با چه اهداف و راهبردهایی در قفقاز جنوبی حضور یافتهاند و سیاست آنها چه تأثیری بر ساختار مجموعه امنیتی منطقهای بر جای گذاشته است؟ در پاسخ به این پرسش، مقاله با تکیه بر نظریه مجموعه امنیت منطقهای، به تحلیل تطبیقی سیاستهای دو کشور در حوزههای نظامی، ژئواکونومیکی، هویتی و دیپلماتیک میپردازد. روش تحقیق بهکاررفته در این پژوهش، روش تحلیلی–تطبیقی با بهرهگیری از دادههای اسنادی و کتابخانهای است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که ایران عمدتاً با رویکردی بازدارنده، متوازنساز و ثباتمحور در قفقاز فعالیت کرده است، درحالیکه ترکیه با بهرهگیری همزمان از قدرت سخت و نرم، در پی بازتعریف نظم امنیتی منطقهای به نفع خود بوده است. این تمایز راهبردی، ساختار امنیتی قفقاز جنوبی را بهسوی رقابت پایدار میان دو الگوی نظمسازی سوق داده و زمینهساز شکلگیری توازن یا بیثباتی جدید در منطقه شده است.
روابط بین الملل
محمدرضا عبیدیان؛ مجید عباسی
چکیده
ایالات متحده با اقداماتی نظیر حمله مستقیم، دخالت در امور داخلی کشورها و ایجاد نا امنی سیاست های متناقضی با اصول و شاخص های حقوق بشر نشان داده است. سیاست های متناقض ایالات متحده در غرب آسیا نشان دهنده نابرابری و ناپایداری در جامعه بین المللی و نقض قوانین بین المللی حقوق بشری است. لذا با توجه به اهمیت بررسی این موضوع سوال اصلی پژوهش این ...
بیشتر
ایالات متحده با اقداماتی نظیر حمله مستقیم، دخالت در امور داخلی کشورها و ایجاد نا امنی سیاست های متناقضی با اصول و شاخص های حقوق بشر نشان داده است. سیاست های متناقض ایالات متحده در غرب آسیا نشان دهنده نابرابری و ناپایداری در جامعه بین المللی و نقض قوانین بین المللی حقوق بشری است. لذا با توجه به اهمیت بررسی این موضوع سوال اصلی پژوهش این است که سیاست های متناقض امریکا براساس مولفه های حقوق بشر در منطقه غرب آسیا چیست؟ فرضیه پژوهش گویای این است که امریکا به طور مشخص در سه شاخص حق تعیین سرنوشت، حق صلح و حق حیات سیاست های متناقضی با اصول و شاخص های حقوق بشری در غرب آسیا پیگیری کرده است. یافته ها حاکی از آن است که، سیاست های حقوق بشری ایالات متحده در غرب آسیا، نه تنها کمکی به توسعه اصول و ارزشهای حقوق بشر نکرده است بلکه با حمایت از رژیم های دیکتاتوری باعث تضعیف حقوق بشر و دموکراسی و با حمایت از رژیم اسراییل به ایجاد و توسعه نا امنی و تنشهای منطقه ای و عدم توجه به حق تعیین سرنوشت، حق حیات و حق صلح، موجب برهم خوردن نظم و افزایش آوارگی و پناهجویی شده است.
روابط بین الملل
محمد تمیم حیدری؛ رضا سیمبر
چکیده
تاریخ سیاسی افغانستان حکایت از آن دارد که روند دولت- ملتسازی در افغانستان همواره با چالشهای گوناگونی همراه بوده و این کشور نتوانسته است دولت ملی و فراگیری را پایهگذار باشد. هدف از این نوشتار، بررسی چالشهای داخلی ایجاد دولت ملی در افغانستان است که تحت تأثیر عوامل مختلف داخلی شکل گرفته و انسجام یافته است. پرسش اصلی نوشتار ...
بیشتر
تاریخ سیاسی افغانستان حکایت از آن دارد که روند دولت- ملتسازی در افغانستان همواره با چالشهای گوناگونی همراه بوده و این کشور نتوانسته است دولت ملی و فراگیری را پایهگذار باشد. هدف از این نوشتار، بررسی چالشهای داخلی ایجاد دولت ملی در افغانستان است که تحت تأثیر عوامل مختلف داخلی شکل گرفته و انسجام یافته است. پرسش اصلی نوشتار این است: چالشهای داخلی ایجاد دولت ملی در افغانستان کدامند؟ فرضیه این است که ازهم گسیختگیهای قومی، شکافهای مذهبی، تقابل ایدئولوژی های متضاد، فقر و بیسوادی گسترده، مشروعیت متزلزل سیاسی و سیاست خارجی ناکارآمد، مهمترین چالشهای داخلی ایجاد دولت ملی در افغانستان است که از عواملی چون: رژیم جمهوریت، طالبان، نیروهای مسلح غیرمسئول و گروه های مافیایی مواد مخدر تأثیر پذیرفته است. مسئله یاد شده با استفاده از چارچوب نظریه دولت های شکننده و روش تحلیل محتوا مورد بررسی قرارگرفته است. نتایج بهدست آمده حکایت از آن دارد که چالش های مطرح شده فوق با تأثیرپذیری از تفوق طلبی ها، رقابت ها و کنش های ناموزون و غیر سازنده متغیرهای داخلی؛ افغانستان را در امر تأمین امنیت، ثبات سیاسی و ایجاد دولت ملی و فراگیر در بازه زمانی (۲۰۲۱-۲۰۰۱) ناکام ساخته است.
روابط بین الملل
مصطفی کاکا؛ مختار صالحی
چکیده
هوش مصنوعی را میتوان از شاخصها و نتایج مهم انقلاب صنعتی پنجم دانست. تحولی که بسیاری از کشورها را به فکر اتخاذ یک راهبرد مناسب برای مدیریت عواقب آن انداخته است. هدف مقاله پاسخ به این پرسش است که چرا اتحادیه اروپا اقدام به سیاستگذاری در حوزه فناوری هوش مصنوعی نموده است؟ بنا بر فرضیه، اتحادیه اروپا بنا دارد قوانین و سیاستگذاری مناسب ...
بیشتر
هوش مصنوعی را میتوان از شاخصها و نتایج مهم انقلاب صنعتی پنجم دانست. تحولی که بسیاری از کشورها را به فکر اتخاذ یک راهبرد مناسب برای مدیریت عواقب آن انداخته است. هدف مقاله پاسخ به این پرسش است که چرا اتحادیه اروپا اقدام به سیاستگذاری در حوزه فناوری هوش مصنوعی نموده است؟ بنا بر فرضیه، اتحادیه اروپا بنا دارد قوانین و سیاستگذاری مناسب و پایداری در حوزه هوش مصنوعی وضع نماید تا ضمن مدیریت عواقب آن، شرایط دستیابی به هوش مصنوعی خوب و قابل اعتماد را در راستای استقلال استراتژیک خود فراهم نماید. فرضیه فوق از دریچه نظریه سیاستگذاری عمومی و تنظیمگری به بحث گذاشته میشود. روش جمعآوری اطلاعات در قالب استفاده از منابع کتابخانهای و اینترنتی است. سپس اطلاعات جمعآوری شده به روش کیفی در قالب روش تحلیل مضمون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. یافتههای تحقیق نشان میدهد اتحادیه اروپا در تلاش است با وضع قوانین و دستورالعملها، ریسک پذیرش تکنولوژی جدید را به حداقل رسانده و الزامات امنیتی و حکمرانی را متناسب با هوش مصنوعی بازتنظیم نماید.
روابط بین الملل
زکیه آفتابی؛ مراد کاویانی راد؛ شیرخان انوری
چکیده
منابع آب مشترک در جهتدهی به مناسبات هیدروپلیتیک کشورها نقش تعیینکنندهای دارند. سرچشمه رودخانههای هیرمند و هریررود در افغانستان است که به واسطه شیب زمین به سمت ایران سرازیر میشوند. از اینرو افغانستان در مناسبات هیدروپلیتیک با ایران، موقعیت بالادستی دارد. این پژوهش بر آن است که رویکرد کارگزاران افغان بهعنوان متغیر موثر ...
بیشتر
منابع آب مشترک در جهتدهی به مناسبات هیدروپلیتیک کشورها نقش تعیینکنندهای دارند. سرچشمه رودخانههای هیرمند و هریررود در افغانستان است که به واسطه شیب زمین به سمت ایران سرازیر میشوند. از اینرو افغانستان در مناسبات هیدروپلیتیک با ایران، موقعیت بالادستی دارد. این پژوهش بر آن است که رویکرد کارگزاران افغان بهعنوان متغیر موثر در مناسبات هیدروپلیتیک این کشور با ایران را طی زمان بررسی کند. دروندادهای مورد نیاز پژوهش با روش کتابخانهای و میدانی گردآوری شده است. یافتههای پژوهش نشان داد روند مناسبات هیدروپلیتیک دو کشور، همکاری در سطوح تبادلات و حمایتهای کلامی و بیان سیاستهای شفاهی؛ درگیری و کشمکش در سطوح گزارههای کلامی که نشان دهنده ناهماهنگی در تعامل و وجود تنش در کلام با طرف ایرانی است. متغیرهای نیاز افغانستان به منابع آب برای توسعه، سیاسی کردن آب توسط طرف ایرانی، خشکسالیهای پیاپی و حیثیتیسازی آب برای مردم افغانستان عوامل کلیدی موثر بر مناسبات هیدروپلیتیک افغانستان با ایران از دیدگاه کارگزاران و خبرگان افغان شناسایی شد. نتایج پژوهش بیانگر آن است که همکاریهای سازماندهی شده اقتصادی بین دو کشور میتواند به ایجاد منافع پایدار و بهبود مناسبات هیدروپلیتیک دو کشور منجر شود.
روابط بین الملل
آزیتا صالحی؛ نوذر شفیعی؛ شهروز ابراهیمی؛ سعید وثوقی
چکیده
ایران و چین بهعنوان دو قدرت تاثیرگذار در منطقه خاورمیانه تلاش میکنند از طریق دیپلماسی عمومی نفوذ خود را افزایش دهند. نفوذ این دو بهویژه در عراق و لبنان قابل توجه است. پرسش این است که چه تفاوتها و شباهتهایی در دیپلماسی عمومی ایران و چین جهت نفوذ در عراق و لبنان وجود دارد؟ فرضیه مقاله که به روش توصیفی- تحلیلی بررسی شده آن است که ...
بیشتر
ایران و چین بهعنوان دو قدرت تاثیرگذار در منطقه خاورمیانه تلاش میکنند از طریق دیپلماسی عمومی نفوذ خود را افزایش دهند. نفوذ این دو بهویژه در عراق و لبنان قابل توجه است. پرسش این است که چه تفاوتها و شباهتهایی در دیپلماسی عمومی ایران و چین جهت نفوذ در عراق و لبنان وجود دارد؟ فرضیه مقاله که به روش توصیفی- تحلیلی بررسی شده آن است که ایران با تاکید بر پیوندهای تاریخی و مذهبی آنهم با حمایت از گروههای سیاسی و اجتماعی در لبنان و عراق نفوذ خود را تقویت کرده است. این در حالی است که چین ضمن بهرهگیری از ابزارهای فرهنگی، از ابزارهای اقتصادی (پروژههای زیرساختی و سرمایهگذاری) آنهم از طریق دولتهای عراق و لبنان به دنبال نفوذ خود بوده است. بهعبارت دیگر تفاوت و تشابه دو کشور در ابزارها و شیوه نفوذ است. یافتههای پژوهش نشان داد دیپلماسی عمومی یکی از ابزارهای رایج در سیاست خارجی کشورها است و هر کشوری سعی میکند بر اساس مزیتهای نسبی خود برای نفوذ از آن استفاده کند.
روابط بین الملل
حسین فتاحی اردکانی
چکیده
یازده سپتامبر و حمله آمریکا به عراق و افغانستان زمینه های تغییر در راهبرد کشورهای خاورمیانه را فراهم کرد. عربستان که به لحاظ ماهوی به تأمین امنیت از سوی آمریکا وابسته است، پس از این حوادث به دنبال بازنگری در راهبرد منطقهای و متنوعسازی منابع امنیتی خود برآمد. این تغییر راهبردی بهواسطه درک رهبران جدید عربستان از تغییر موازنه ...
بیشتر
یازده سپتامبر و حمله آمریکا به عراق و افغانستان زمینه های تغییر در راهبرد کشورهای خاورمیانه را فراهم کرد. عربستان که به لحاظ ماهوی به تأمین امنیت از سوی آمریکا وابسته است، پس از این حوادث به دنبال بازنگری در راهبرد منطقهای و متنوعسازی منابع امنیتی خود برآمد. این تغییر راهبردی بهواسطه درک رهبران جدید عربستان از تغییر موازنه قدرت از غرب به شرق بوده است. ظهور قدرت های نوظهوری مثل چین و وابستگی های سیاسی، اقتصادی و امنیتی متقابل میان کشورهای منطقه و قدرت های نوظهور، زمینه را برای گذار از جهان تکقطبی به چندقطبی فراهم آورده است. پرسش این است که دلایل تغییر در راهبرد منطقه ای عربستان سعودی چیست؟ بر اساس فرضیه طراحی شده، سه عامل مهم رو به افول نهادن جهان تکقطبی و پایان حمایتگری آمریکا، تلاش روسیه برای بازیابی قدرت فرامنطقه ای خود و خیز چین برای تبدیل شدن به یک ابرقدرت جهانی باعث شده تا عربستان ضمن بازنگری در راهبرد منطقه ای خود از این فضای ایجاد شده به نفع خود استفاده کرده و در راستای منافع ملی و توسعه سیاسی و اقتصادی، روابطش را با همسایگان بهبود بخشد. در نتیجه راهبرد دولت قدرتمند، جایگزین راهبرد منطقه قدرتمند با مشارکت و همکاری همسایگان شده است.
روابط بین الملل
وحید افراسیابان؛ سیدجلال دهقانی فیروزآبادی
چکیده
این مقاله روابط چین و خاورمیانه را در مواجهه با روسیه مورد بررسی قرار میدهد. مقاله با استفاده از دیدگاه نظریه بازیها، رفتارها و تصمیمگیریهای طرفین را تحلیل میکند و نشان میدهد که چگونه چین میتواند با اتخاذ استراتژی همگرایی منطقهای با کشورهای خاورمیانه، توازن قدرت را در مواجهه با نفوذ روسیه در منطقه ایجاد و حفظ کند. پرسش ...
بیشتر
این مقاله روابط چین و خاورمیانه را در مواجهه با روسیه مورد بررسی قرار میدهد. مقاله با استفاده از دیدگاه نظریه بازیها، رفتارها و تصمیمگیریهای طرفین را تحلیل میکند و نشان میدهد که چگونه چین میتواند با اتخاذ استراتژی همگرایی منطقهای با کشورهای خاورمیانه، توازن قدرت را در مواجهه با نفوذ روسیه در منطقه ایجاد و حفظ کند. پرسش این است که چگونه میتوان از همگرایی منطقهای میان چین و کشورهای خاورمیانه بهعنوان راهبردی در جهت تعدیل توازن در مواجهه با نفوذ روسیه در منطقه استفاده کرد؟ فرضیه این است همگرایی منطقهای چین و کشورهای خاورمیانه با توجه به منافع مشترک اقتصادی، امنیتی و فرهنگی، میتواند نفوذ روسیه را در منطقه کاهش داده و توازن قدرت را در مواجهه با آن در منطقه به نفع چین تغییر دهد. این فرضیه با استناد به شواهد موجود، مورد ارزیابی قرار گرفته است. از آنجا که شواهد موجود نیازمند روشهای آماری و محاسباتی هستند، از روش کمّی با رویکرد تبیینی استفاده شده است. نتایج بهدست آمده، فرضیه را تأیید کرده و نشان دادهاند همگرایی منطقهای چین و خاورمیانه در حال گسترش است و میتواند نقش تعادلبخشی در برابر نفوذ روسیه و مواجهه با آن داشته باشد.
روابط بین الملل
محمدهادی راجی؛ اصغر افتخاری
چکیده
یکی از چارچوبهای بررسی یکپارچه مؤلفههای فشار غربیها علیه جمهوری اسلامی ایران چارچوب جنگ ترکیبی است. در این راستا بررسی چگونگی راهکارهای مقابله با این نوع از جنگ میتواند دارای کاربردهای نظری و عملیاتی برای نخبگان و مسئولان ذیربط باشد. پرسش اصلی این است که راهکارهای مقابله با جنگ ترکیبی غرب علیه ج.ا.ا چیست؟ مقاله از دو حیث رویکردی ...
بیشتر
یکی از چارچوبهای بررسی یکپارچه مؤلفههای فشار غربیها علیه جمهوری اسلامی ایران چارچوب جنگ ترکیبی است. در این راستا بررسی چگونگی راهکارهای مقابله با این نوع از جنگ میتواند دارای کاربردهای نظری و عملیاتی برای نخبگان و مسئولان ذیربط باشد. پرسش اصلی این است که راهکارهای مقابله با جنگ ترکیبی غرب علیه ج.ا.ا چیست؟ مقاله از دو حیث رویکردی و عملیاتی از اهمیت برخوردار است، از حیث رویکردی و نظری به یکپارچگی راهکارهای مقابله نظر دارد و از حیث عملیاتی میتواند برای مسئولان مرتبط با جنگ ترکیبی کارگشا باشد. این تحقیق از نوع اکتشافی بوده و فرضیهآزما نیست. برای گردآوری دادهها، از تکنیک اسنادی استفاده شده و برای تحلیل دادهها نیز از روش کیفی بهره برده شده است. یافتههای تحقیق بیانگر آن است که راهکارهای مقابله با جنگ ترکیبی غرب علیه ج.ا.ا در سه سطح کلان (طراحی تصویر و بازطراحی نقش بینالمللی ایران)، نیمهکلان (تلاش برای سیاستگذاری پایا) و خُرد که در سطوح تکنیکی قابل پردازش است قرار دارد.
روابط بین الملل
سید روح الله حاج زرگرباشی؛ رضا ذبیحی
چکیده
منطقه خلیج فارس به دلایل ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی از دیرباز مورد توجه قدرتهای بزرگ بوده است. اکنون به دنبال برخی تحولات جدید و فاصله گرفتن عربستان از آمریکا و همزمان نزدیک شدن این کشور به چین بهعنوان یکی دیگر از قدرتهای بزرگ که به دنبال نظمسازی در منطقه است، پرسش این است که نقشآفرینی چین در منطقه خلیج فارس چه تاثیری بر امنیت ...
بیشتر
منطقه خلیج فارس به دلایل ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی از دیرباز مورد توجه قدرتهای بزرگ بوده است. اکنون به دنبال برخی تحولات جدید و فاصله گرفتن عربستان از آمریکا و همزمان نزدیک شدن این کشور به چین بهعنوان یکی دیگر از قدرتهای بزرگ که به دنبال نظمسازی در منطقه است، پرسش این است که نقشآفرینی چین در منطقه خلیج فارس چه تاثیری بر امنیت منطقهای ایران خواهد داشت؟ پاسخ به این پرسش، مستلزم تعریف و تقسیمبندی ابعاد امنیت منطقهای ایران است. لذا این فرضیه مطرح میشود که نقشآفرینی چین که طی سالهای اخیر و بهویژه از اواخر سال 2022 وارد فاز جدیدی شده است، ممکن است اثرات مخاطرهآمیزی بر امنیت منطقهای ایران در حوزههای نظامی داشته باشد، اما همزمان میتواند باعث افزایش امنیت منطقهای ایران از منظر سیاسی و اقتصادی شود. بر این اساس در صورتی که حضور چین صرفا اقتصادی و سیاسی باشد، امنیت منطقهای ایران افزایش مییابد، اما اگر این حضور نظامی باشد میتواند تهدیدی برای امنیت منطقهای ایران باشد. رویکرد این پژوهش تحلیلی-تبیینی، روش آن کیفی و شیوه گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانهای میباشد.
روابط بین الملل
غلامعلی چگنی زاده؛ علی اسمعیلی اردکانی؛ امید محمدیان پهلوان
چکیده
پرسش پژوهش بهدنبال دلیل تفاوت رفتارهای آلمان و فرانسه مقابل مسائل مشابه علیرغم اشتراکات بسیار است. برای رسیدن به پاسخ پرسش اصلی پژوهش، یک چارچوب تحلیلی «فرهنگ استراتژیک» با مجموعه متغیرهایی از سه سطح تحلیلی اصلی (داخلی، منطقهای و فرامنطقهای) طرح میشود. روش پژوهش، کیفی مبتنی بر مقایسه و دادههای جمعآوری شده از اسناد ...
بیشتر
پرسش پژوهش بهدنبال دلیل تفاوت رفتارهای آلمان و فرانسه مقابل مسائل مشابه علیرغم اشتراکات بسیار است. برای رسیدن به پاسخ پرسش اصلی پژوهش، یک چارچوب تحلیلی «فرهنگ استراتژیک» با مجموعه متغیرهایی از سه سطح تحلیلی اصلی (داخلی، منطقهای و فرامنطقهای) طرح میشود. روش پژوهش، کیفی مبتنی بر مقایسه و دادههای جمعآوری شده از اسناد بالادستی دفاعی و امنیتی، نظامی و تحلیلهای تاریخی است. بهعنوان نمونه، مقاله با تبیین دقیق ظرافتها و تفاوتهای رفتاری در رویکرد امنیتی دو کشور نشان میدهد چرا آلمان بر خلاف رویکرد سنتی غیرنظامی خود بر سر توقیف نفتکش استنا اپیمپرو انگلیس با ایران رفتاری متفاوت داشت؟ مقاله نشان میدهد در فرهنگ استراتژیک آلمان، پیگیری امنیتِ اروپا در پیوند با هویت اروپایی و فرهنگ استراتژیک فرانسه پیگیری امنیتِ اروپایی در پیوند با اندیشه گلیستی است. ادارک آلمانیها از تهدیدات شبکهای و فراگیر و اقدام نظامی را برای حفظ ثبات و نظم بینالمللی بهجا میدانند. در مقابل تصور نخبگان فرانسوی از جایگاه ژئوپولیتیکی کشور در مناطق دوردست و قاره آفریقا، اقدام نظامی ولو یکجانبه را در مجموعه اولویتهای فرهنگ استراتژیک این کشور قرار میدهد. مقایسه فرهنگهای استراتژیک دو کشور نشان میدهد؛ علیرغم وجود تعهد بالا به نهاد فراملی اتحادیه اروپایی، در سطح فرامنطقهای (نگرش به ناتو و تعریف حوزههای ژئوپولیتیکی) شکاف زیادی دارند.
روابط بین الملل
زهرا اکبری؛ غلامرضا حداد
چکیده
در سال های اخیر شاهد رقابتی چندجانبه میان چین و امریکا بودهایم. جمهوری اسلامی ایران با جایگاه ویژه ژئوپلیتیکی خود، در این رقابت حائز اهمیت راهبردی است. رقابت چین و امریکا و در واقع تغییر روند اعمال یکجانبه قدرت در سطح جهان، فرصتی برای کشورهایی همچون ایران است تا راهبردهای جدیدی را برای خود تعریف کنند و ضمن پرهیز از دخالت مستقیم ...
بیشتر
در سال های اخیر شاهد رقابتی چندجانبه میان چین و امریکا بودهایم. جمهوری اسلامی ایران با جایگاه ویژه ژئوپلیتیکی خود، در این رقابت حائز اهمیت راهبردی است. رقابت چین و امریکا و در واقع تغییر روند اعمال یکجانبه قدرت در سطح جهان، فرصتی برای کشورهایی همچون ایران است تا راهبردهای جدیدی را برای خود تعریف کنند و ضمن پرهیز از دخالت مستقیم در درگیری های احتمالی آتی، از آن بیشترین بهره را ببرند. پرسش پژوهش این است که مناسبترین استراتژی ها برای ایران برای بهره گیری از رقابت چین و امریکا کدام هستند؟ بر مبنای مفهوم قدرت هوشمند، از الگوی تحلیلی SWOT برای استخراج استراتژی ها استفاده شده است که نظام دهنده دادههایی است که با استفاده از منابع اسنادی- کتابخانه ای و مصاحبه نیمه ساختمند با صاحبنظران جمعآوری شدهاند. در این الگو قوتها + فرصتها= راهبردهای تهاجمی، قوتها + تهدیدها= راهبردهای محافظهکارانه، ضعفها + فرصتها= راهبردهای رقابتی و ضعفها + تهدیدها= راهبردهای تدافعی را بدست دادهاند. اهم استراتژیهای مذکور شامل استفاده همزمان از فناوریهای دو قدرت در عین تلاش برای کاهش وابستگی به طرفین؛ توجه به مقوله دیپلماسی عمومی- رسانهای جهت اقناع افکار عمومی در اتخاذ راهبردهای جدید و برقراری روابط تجاری مناسب با سایر کشورها در کنار چین برای جلوگیری از وابستگی به یک کشور هستند.
روابط بین الملل
سجاد صادقی
چکیده
تحولپژوهشی و آسیبشناسی دانش روابط بینالملل ایرانی دچار فقر نظری است. حال آنکه دلایل عدم شکلگیری نظریههای ایرانی فراگیر جز از طریق کشف نقاط ضعف با یک نگاه تطبیقی بر اساس این پرسش که «چرا جامعه دانشگاهی روابط بینالملل امریکا و اروپا توانست و ما نتوانستیم» میسر نخواهد بود. اهمیت این موضوع تا جایی است که بدون فهم ...
بیشتر
تحولپژوهشی و آسیبشناسی دانش روابط بینالملل ایرانی دچار فقر نظری است. حال آنکه دلایل عدم شکلگیری نظریههای ایرانی فراگیر جز از طریق کشف نقاط ضعف با یک نگاه تطبیقی بر اساس این پرسش که «چرا جامعه دانشگاهی روابط بینالملل امریکا و اروپا توانست و ما نتوانستیم» میسر نخواهد بود. اهمیت این موضوع تا جایی است که بدون فهم این مسئله که ضعف حاصل از دانش اکتسابی چه چالشهایی را برای دانش روابط بینالملل ایجاد کرده است نمیتوان راهکاری برای برونرفت از شرایط فعلی ارائه داد. در این مسیر «سنجش دانش اکتسابی حاصل از آموزش در دانشگاه» مسئله مهمی است. بر این اساس «دانش اکتسابی» 375 دانشجو و دانشآموخته روابط بینالملل از 15 دانشگاه، ابتدا به روش «تحلیل محتوا مقولهای» مبتنی بر کلیدواژههای نظری مورد «مفهومسنجی» قرار گرفته و سپس نتایج حاصله با رویکرد «خودارزیابی» محک خورده و در نهایت بر مبنای مقایسه آماری نتایج هر دو سبک سنجش با واقعیتهای موجود، به یک تحلیل و سنجش واقعگرای تطبیقی بدست آمد. نتایج نهایی، ضعف نظری دانش اکتسابی را تایید و فرضیه این پژوهش را به اثبات رساند. نتایج این پژوهش نشان میدهد که در وضعیت کنونی، اصلاح منطبق بر واقعیت فرآیند «دانش اکتسابی حاصل از آموزش» میبایست اولویت جامعه دانشگاهی روابط بینالملل ایران باشد.
روابط بین الملل
سیدحسن میرفخرائی
چکیده
روابط ایران و روسیه در طول یک دهه اخیر به طور محسوسی توسعه یافته است. این توسعه مناسبات به نحوی محسوس بوده که حتی مدل شکلگیری آن را میتوان مبتنی بر مشارکت راهبردی در نظر گرفت. این توسعه در برخی از حوزهها نظیر همکاریهای سیاسی و یا مشارکت امنیتی-دفاعی بروندادهای بیشتری داشته و در سطوح اقتصادی و ژئواکونومیک بروز و ظهور کمتری داشته ...
بیشتر
روابط ایران و روسیه در طول یک دهه اخیر به طور محسوسی توسعه یافته است. این توسعه مناسبات به نحوی محسوس بوده که حتی مدل شکلگیری آن را میتوان مبتنی بر مشارکت راهبردی در نظر گرفت. این توسعه در برخی از حوزهها نظیر همکاریهای سیاسی و یا مشارکت امنیتی-دفاعی بروندادهای بیشتری داشته و در سطوح اقتصادی و ژئواکونومیک بروز و ظهور کمتری داشته است. در این چارچوب به نظر میرسد مولفههای ساختاری نقش تاثیرگذارتری بر این مدل توسعه روابط داشتهاند. مقاله حاضر با مفروض قراردادن این شرایط درپی پاسخ به این سوال کلیدی است که چه مولفههای ساختاری برمدل توسعه روابط ایران و روسیه در بازه سالهای 2015 تا 2023 تاثیرگذار بودهاند؟ در پاسخ فرضیهای که مطرح میشود مبتنی براین گزاره است که امضای برجام بین ایران و کشورهای 1+5 به عنوان عامل ساختاری تاثیرگذار بر سیاست خارجی ایران و جنگ اوکراین 2022 به عنوان عامل ساختاری تاثیرگذار بر سیاست خارجی روسیه در این فرایند تاثیرگذار بودهاند. در این چارچوب نوع مواجهه دو کشور با مولفه ساختاری تاثیرگذار بر بازیگر دیگر منجر به بازتولید این مناسبات شده است. مقاله حاضر با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی با اتکاء به چارچوب تئوریک نوواقعگرایی ساختاری در پی اثبات فرضیه است.
روابط بین الملل
فریده امانی کیکانلو؛ رضا سیمبر
چکیده
در پی حادثه 11 سپتامبر، آمریکا ذیل عنوان مبارزه علیه تروریسم وارد خاک افغانستان شد. اما بعد از گذشت 20 سال از آغاز حمله به این کشور، با امضای توافقنامه با طالبان در 29 فوریه 2020 متعهد به خروج از افغانستان شد. از طرفی به دلیل اهمیت تحولات افغانستان برای ایران، هرگونه اقدام آمریکا در این کشور، متوجه امنیت ملی ایران است. هدف این مقاله، بررسی ...
بیشتر
در پی حادثه 11 سپتامبر، آمریکا ذیل عنوان مبارزه علیه تروریسم وارد خاک افغانستان شد. اما بعد از گذشت 20 سال از آغاز حمله به این کشور، با امضای توافقنامه با طالبان در 29 فوریه 2020 متعهد به خروج از افغانستان شد. از طرفی به دلیل اهمیت تحولات افغانستان برای ایران، هرگونه اقدام آمریکا در این کشور، متوجه امنیت ملی ایران است. هدف این مقاله، بررسی پیامدهای خروج آمریکا از افغانستان و شکل گیری خلاء قدرت فرامنطقه ای در این کشور است. پرسش این است که با خروج آمریکا از افغانستان و حاکمیت مجدد حکومت طالبان چه پیامدهایی برای امنیت ملی ایران به عنوان همسایه استراتژیکی افغانستان ایجاد شده است؟ فرضیه مقاله این است که فرایند خروج آمریکا از اول مِی 2021 از سرزمین های همجوار ایران پیامد مثبت اما چالش ایجاد یک افغانستان بی ثبات تحت حاکمیت طالبان؛ تصادم قرائتهای مختلف از اندیشههای سیاسی اسلام و افزایش فعالیت اندیشههای قومی و تکفیری، ناامنی در مناطق شرقی کشور و کاهش امنیت ملی ایران به عنوان پیامد منفی باقی بماند. این پژوهش با چارچوب رئالیستی با روش تبیینی و بر اساس منابع اینترنتی و کتابخانه ای نگاشته شده است.
روابط بین الملل
سید حمزه صفوی؛ امیرحسین الهامی؛ احمد رمضانی
چکیده
در این پژوهش روش تحقیق آمیخته (کمی - کیفی)، راهبرد تحقیق اکتشافی، افق زمانی آن میانمدت (دهساله) و جمع آوری دادهها نیز آمیخته (اسنادی - میدانی) است. ابتدا با مطالعه اسنادی و همچنین مصاحبه، 67 پیشران حضور راهبردی چین در 8 مولفه PESTEL+DS (سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فناورانه، زیست محیطی، حقوقی، دفاعی و امنیتی) به علاوه 7 روند جهانی – منطقهای ...
بیشتر
در این پژوهش روش تحقیق آمیخته (کمی - کیفی)، راهبرد تحقیق اکتشافی، افق زمانی آن میانمدت (دهساله) و جمع آوری دادهها نیز آمیخته (اسنادی - میدانی) است. ابتدا با مطالعه اسنادی و همچنین مصاحبه، 67 پیشران حضور راهبردی چین در 8 مولفه PESTEL+DS (سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فناورانه، زیست محیطی، حقوقی، دفاعی و امنیتی) به علاوه 7 روند جهانی – منطقهای شناسایی شد. سپس با پرسشنامه (35 نفر)، اثرگذاری، اهمیت و عدم قطعیت هر یک از پیشرانها مشخص شد (طبق ضریب لاوشه؛ روایی 55 پیشران - روند تایید شده و 19 پیشران - روند روایی مورد نظر را کسب نکردند). در مجموع 22 پیشران - روند اهمیت و عدم قطعیت بالاتر از ارزش آستانه را کسب کردند. با استفاده از آزمون فریدمن، 7 پیشران نهایی انتخاب و حالتهای کیفی آنها استخراج شد. در نهایت 4 سناریو با ناسازگاری صفر با پرسشنامه ماتریس، تاثیر متقاطع و نرمافزار سناریو ویزارد ترسیم و تدوین شده و تاثیرات آنها بر امنیت ملی ج.ا.ا مورد ارزیابی قرار گرفت.
روابط بین الملل
سیده مریم موسوی؛ فرهاد قاسمی
چکیده
تحول جنگها و شکلگیری گونهای جدید از آن با عنوان جنگهای شبکهای و نحوه بازدارندگی در برابر آن، تبدیل به دغدغهای اساسی در میان کشورها شده است، اما ادبیات روابط بینالملل نسبت به این وضعیت پاسخگو نبوده یا پاسخ مناسبی ارائه نداده است. پرسش این است که بازدارندگی در برابر جنگهای شبکهای چگونه خواهد بود؟ در پاسخ به پرسش ...
بیشتر
تحول جنگها و شکلگیری گونهای جدید از آن با عنوان جنگهای شبکهای و نحوه بازدارندگی در برابر آن، تبدیل به دغدغهای اساسی در میان کشورها شده است، اما ادبیات روابط بینالملل نسبت به این وضعیت پاسخگو نبوده یا پاسخ مناسبی ارائه نداده است. پرسش این است که بازدارندگی در برابر جنگهای شبکهای چگونه خواهد بود؟ در پاسخ به پرسش اصلی، فرضیه مقاله این که بازدارندگی شبکهای با تمرکز بر معادله قدرت متمرکز تهدید، با عنوان بازدارندگی شبکهای تمرکزگرا، ابزاری کارآمد در برابر جنگهای شبکهای محسوب میشود. برای بررسی این فرضیه از روش ابداکشن در قالب نظریه پیچیدگی آشوب بهره گرفته میشود. در این پژوهش، رفتار سیستم بینالملل در قالب سیستمهای انطباقی پیچیده بازگفت میشود و با توجه به تغییر شکل نظم به نظم شاخهای و دگرگونیهای ایجاد شده به تبع آن، بازدارندگی شبکهای تمرکزگرا بهعنوان نمونهای نوآورانه از موج ششم بازدارندگی مدلسازی میشود و کارآمدی آن در وضعیت کنونی جمهوری اسلامی ایران در شبکه منطقهای غرب آسیا مورد بررسی قرار میگیرد.
روابط بین الملل
سعید میراحمدی؛ علی امیدی
چکیده
پیشرفتها در زمینه هوش مصنوعی عدهای را به این باور رسانده است که در آیندهای نهچندان دور نهتنها تصمیمات سیاسی بلکه تصدی مناصب سیاسی هم به هوش مصنوعی واگذار شود. به همین دلیل این پژوهش درصدد است با اتکا به روش ترکیبی یا آمیخته، به این پرسش پاسخ دهد: هوش مصنوعی در تصمیمگیری سیاست خارجی چه کاربردی دارد و ظرفیتها و چالشهای کاربرد ...
بیشتر
پیشرفتها در زمینه هوش مصنوعی عدهای را به این باور رسانده است که در آیندهای نهچندان دور نهتنها تصمیمات سیاسی بلکه تصدی مناصب سیاسی هم به هوش مصنوعی واگذار شود. به همین دلیل این پژوهش درصدد است با اتکا به روش ترکیبی یا آمیخته، به این پرسش پاسخ دهد: هوش مصنوعی در تصمیمگیری سیاست خارجی چه کاربردی دارد و ظرفیتها و چالشهای کاربرد آن چیست؟ فرضیه پژوهش این است که در وضعیت فعلی، هوش مصنوعی قادر به تصمیمگیری مستقل در سیاست خارجی نیست و در عوض در سیاست خارجی در قالب سیستمهای پشتیبان و مکمل یا مشاور تصمیمگیری کاربرد دارد. به بیان دیگر یافتهها نشان میدهند که علیرغم اینکه سیستمهای هوش مصنوعی در ارائه پشتیبانی تصمیمگیری به سیاستگذاران امیدوارکننده بودهاند، اما هنوز قادر به جایگزینی قضاوت و شهود انسانی در تصمیمگیری سیاست خارجی نیستند. در نتیجه بهتر است که هوش مصنوعی را بهعنوان یک ابزار مکمل بهجای یک تصمیمگیرنده مستقل در نظر بگیریم. همچنین اگرچه در بسیاری از موارد، تصمیمگیرندگان انسانی به کمک هوش مصنوعی میتوانند تصمیمات بهتر و قابل اعتمادتری بگیرند اما چالشهای آن نیز مواردی چون عدم دسترسی به دادههای با کیفیت و سوگیریهای الگوریتمی، آسیبپذیری در برابر اطلاعات جعلی دشمن، ملاحظات اخلاقی و غیره است.
روابط بین الملل
سیداصغر کیوان حسینی؛ حبیب اله فدوی
چکیده
اگرچه در دهه ابتدایی انقلاب اسلامی، نشانههایی از «گفتمان آرمانگرایی» در سیاست خارجی ایران وجود داشت، اما متعاقب استقرار دولت سازندگی در سال 1368، بهتدریج قرائن بروز تحول در گفتمان مزبور در جهت تمایل بهسوی اولویتبخشی به اهداف داخلی در برابر اهداف فراملی آشکار شد، آنچه که در قالب کلی «عملگرایی» مورد بحث واقع شده ...
بیشتر
اگرچه در دهه ابتدایی انقلاب اسلامی، نشانههایی از «گفتمان آرمانگرایی» در سیاست خارجی ایران وجود داشت، اما متعاقب استقرار دولت سازندگی در سال 1368، بهتدریج قرائن بروز تحول در گفتمان مزبور در جهت تمایل بهسوی اولویتبخشی به اهداف داخلی در برابر اهداف فراملی آشکار شد، آنچه که در قالب کلی «عملگرایی» مورد بحث واقع شده است. در این میان سیاست امنیتی جمهوری اسلامی نیز با نوآوریهای جدیدی مواجه شد. دگرگونی که محصول شرایط پساجنگ داخلی و تحولات نوظهور منطقهای و بینالمللی بود و نشانههایی از ظرفیت روشنفکرانه متکی به اجماع (نسبی) میان تصمیمگیرندگان را به همراه داشت. پرسش اصلی مقاله عبارت است از: در چارچوب نظام سیاستگذاری امنیتی دولت سازندگی در بازه زمانی 1368 تا 1376، چگونه میان ملاحظات توسعهای و امنیتی ارتباط برقرار شد؟ فرضیه مورد نظر نیز این است که در چارچوب سیاست امنیتی، «توسعه اقتصادی» بهعنوان محوریترین راهبرد سیاست امنیتی دولت سازندگی (1376-1368) قرار گرفت و متناسب با این الگو و نقش ملی، امنیت ملی و توسعه ملی همسان و یکسان تلقی شد. یافته اصلی مقاله نیز اینکه عملگرایی ناظر بر سیاستگذاری امنیتی دولت سازندگی، فراتر از تجربهای تاریخی، به ظرفیتی روشنفکرانه در بطن نظام مدیریتی کلان کشور اشاره دارد که در شرایط بحرانی میتواند دستگیر تصمیمگیرندگان باشد.
روابط بین الملل
عبدالمجید سیفی؛ حسین دلاور
چکیده
با گسترش توجه ایالات متحده به سمت شرق در تلاش برای مهار چین، پکن عمق بیشتری به سیاست متنوعسازی روابط خود داده تا بتواند آثار منفی تمرکز ایالات متحده بر شرق آسیا را تقلیل دهد. بخشی از این متنوعسازی معطوف به استراتژی باخترگرایی یا تمرکز بر غرب آسیا است. در میان کشورهای غرب آسیا، گسترش روابط چین با عربستان سعودی به دلیل نقش مهم در ...
بیشتر
با گسترش توجه ایالات متحده به سمت شرق در تلاش برای مهار چین، پکن عمق بیشتری به سیاست متنوعسازی روابط خود داده تا بتواند آثار منفی تمرکز ایالات متحده بر شرق آسیا را تقلیل دهد. بخشی از این متنوعسازی معطوف به استراتژی باخترگرایی یا تمرکز بر غرب آسیا است. در میان کشورهای غرب آسیا، گسترش روابط چین با عربستان سعودی به دلیل نقش مهم در بازار انرژی و تاثیرگذاری بر طیف وسیعی از دولتهای اسلامی و عربی، نمونه خوبی برای استراتژی باخترگرایی چین است. در این راستا، پرسش اصلی این است که باخترگرایی چه جایگاهی در رفتار راهبردی چین دارد و جایگاه عربستان سعودی در این استراتژی کجاست؟ یافتههای پژوهش نشان میدهد که با توجه به وضعیت توزیع قدرت در نظام بینالملل و ایجاد فرصتهای جدید در حوزههای نیاز به منابع انرژی، مقابله با گسترش نفوذ ایالات متحده و ابتکاراتی نظیر جاده ابریشم نوین، جایگاه استراتژی باخترگرایی در رفتار راهبردی چین تقویت شده و در این استراتژی، عربستان سعودی جایگاه کلیدی دارد. مقاله با استفاده از روش تحقیق تاریخی و تبیینی انجام شده است.