علوم سیاسی
علی ایمانی؛ ابوالفضل دلاوری
چکیده
نهضت مشروطه (۱۲۸۵-۱۲۹۰ ش) بهعنوان مهمترین جلوه مدرنیته سیاسی در ایران، مفاهیمی چون حاکمیت مردم و قانونگرایی را مطرح کرد، اما در ایجاد ساختارهای سیاسی پایدار ناکام ماند. این پژوهش به این پرسش محوری پاسخ میدهد که چرا پروژه نهادسازی مدرنیته سیاسی در عصر مشروطه، به جای استقرار نظمی کارآمد به شکلگیری ساختاری متناقض و بحرانزا ...
بیشتر
نهضت مشروطه (۱۲۸۵-۱۲۹۰ ش) بهعنوان مهمترین جلوه مدرنیته سیاسی در ایران، مفاهیمی چون حاکمیت مردم و قانونگرایی را مطرح کرد، اما در ایجاد ساختارهای سیاسی پایدار ناکام ماند. این پژوهش به این پرسش محوری پاسخ میدهد که چرا پروژه نهادسازی مدرنیته سیاسی در عصر مشروطه، به جای استقرار نظمی کارآمد به شکلگیری ساختاری متناقض و بحرانزا منجر شد؟ این مقاله با اتخاذ چارچوب مفهومی «وجه عام/وجه خاص» مدرنیته، از یک تحلیل تطبیقی دوسطحی کیفی- تفسیری بهره میبرد. این پژوهش، «فهم» آرمانی سه مؤلفه (عقلانیت خودبنیاد، حقوق فردی، حاکمیت مردم) را در اندیشه روشنفکران شاخص با «نهادسازی» انضمامی این مفاهیم در متن قانون اساسی و متمم آن مقایسه میکند. یافته اصلی پژوهش آن است که مدرنیته سیاسی در ایران در قالب یک «سنتز متناقض» تجلی یافت. ریشه این امر، یک «تنش معرفتشناختی» حلنشده میان مبانی «عقلانیت خودبنیاد» مدرن و «مرجعیت سنتی- دینی» بود که مستقیماً در بطن قانون اساسی نهادینه شد. نتیجه پژوهش این است که نظم ناهمگون و حامل تناقض، نه «شکست» مدرنیته بلکه خودِ «وجه خاص» و شکل انضمامی تحقق مدرنیته در بستر ایران بود که منشأ ناپایداریهای ساختاری آتی در سپهر سیاسی ایران شد.
اقتصاد سیاسی
عبدالمطلب عبداله
چکیده
منابع مالی به یکی از عوامل تعیینکننده در سیاستهای انتخاباتی جوامع دموکراتیک تبدیل شدهاند و افزون بر تأثیرگذاری بر شانس پیروزی نامزدها، کیفیت رقابت سیاسی و الگوهای نمایندگی را نیز تحت تأثیر قرار میدهند. مسئله اصلی پژوهش این است که نفوذ پول در سیاست صرفاً از مسیر تأمین مالی رسمی کمپینها عمل نمیکند، بلکه از طریق مجموعهای ...
بیشتر
منابع مالی به یکی از عوامل تعیینکننده در سیاستهای انتخاباتی جوامع دموکراتیک تبدیل شدهاند و افزون بر تأثیرگذاری بر شانس پیروزی نامزدها، کیفیت رقابت سیاسی و الگوهای نمایندگی را نیز تحت تأثیر قرار میدهند. مسئله اصلی پژوهش این است که نفوذ پول در سیاست صرفاً از مسیر تأمین مالی رسمی کمپینها عمل نمیکند، بلکه از طریق مجموعهای از سازوکارهای نهادی و شبکهای بازتولید میشود. این مقاله با تکیه بر چارچوب نظری تسخیر سیاست و با استفاده از روش کیفی مبتنی بر تحلیل اسنادی و تحلیل مضمون نظری، سازوکارهای نهادی تبدیل منابع مالی به نفوذ سیاسی و پیامدهای آن بر رقابت و نمایندگی دموکراتیک را بررسی میکند. یافتهها نشان میدهد وابستگی ساختاری سیاستمداران به منابع مالی، دسترسی نامتقارن به امکانات تبلیغاتی، شبکههای نفوذ رسمی و غیررسمی، پدیده درب گردان و تمرکز منابع اقتصادی، در مجموع به شکلگیری نوعی نابرابری سیاسی پنهان منجر میشود که در نتایج رقابت انتخاباتی و کیفیت نمایندگی سیاسی قابل مشاهده است. بررسی تجربه ایران نیز نشان میدهد که با وجود تفاوت در الگوهای رسمی تأمین مالی، منطق نهادی پیامدها مشابه است و نفوذ سیاسی عمدتاً از مسیر همپوشانی منابع اقتصادی، موقعیتهای نهادی و شبکههای دسترسی بازتولید میشود.
سیاست داخلی ایران
مصطفی خالق پور؛ محمدباقر خرمشاد؛ شجاع احمدوند
چکیده
این مقاله به مسئله اقتدار و نسبت آن با سوبژکتیویته سیاسی در عصر پهلوی دوم میپردازد. فرضیه آن است که با رخداد مشروطه، سوبژکتیویته سیاسی مدرن در ایران تکوین پیدا کرد. این پژوهش با بازخوانی تاریخ اندیشه سیاسی از منظر دوگانه سوژه - اقتدار همچون چشمانداز نظری پژوهش، بهکارگیری روش پدیدارشناسی سیاسی و بهرهگیری از مفهوم «زیست - جهان»، ...
بیشتر
این مقاله به مسئله اقتدار و نسبت آن با سوبژکتیویته سیاسی در عصر پهلوی دوم میپردازد. فرضیه آن است که با رخداد مشروطه، سوبژکتیویته سیاسی مدرن در ایران تکوین پیدا کرد. این پژوهش با بازخوانی تاریخ اندیشه سیاسی از منظر دوگانه سوژه - اقتدار همچون چشمانداز نظری پژوهش، بهکارگیری روش پدیدارشناسی سیاسی و بهرهگیری از مفهوم «زیست - جهان»، استراتژیهای قدرت پهلوی دوم برای برقراری الگویی از نسبت میان سوژه و اقتدار را بازخوانی و کامیابیها و ناکامیهای آن را آشکار میکند. استدلال پژوهش این است که مسئله اقتدار و نسبت آن با سوژه مدرن با توضیح نوعی «وارونگی» در تاریخ معاصر ایران قابل تبیین است؛ وارونگی که بر تقدم یافتن امر سیاسی بر امر اجتماعی در تاریخ ایران پس از مشروطه دلالت دارد. تقدم امر سیاسی بر امر اجتماعی، دولت را بر فراز جامعه نشاند و جامعه بهمثابه طفیلی و موضوع سیاستهای حکومت، فاقد شأن تأسیسی و قوامبخش در زندگی سیاسی قلمداد شد. از این منظر سوژگی و عاملیت سیاسی افراد جامعه در مقابل اقتدار شخص حاکم نادیده گرفته و به موضوعی تبعی و ثانوی در ایران عصر پهلوی دوم تبدیل شد؛ وضعیتی که در قالب گفتمان چپ و اسلام سیاسی، تقویمیافتگی سوژه مقاومت و انقلابی را ممکن کرد.
محسن عزیزی نیا؛ علی مرشدی زاد؛ پرویز امینی
چکیده
با تاسیس نظام حکمرانی جمهوری اسلامی، نهادها و سازمان هایی بهوجود آمد که چشم انداز آنها توسعه و حکمرانی خوب برای کشور بود. اما امروزه با گذشت بیش از چهار دهه اکثر تحلیلگران باور دارند که نظام حکمرانی با آسیبهای گوناگونی در حوزههای مختلف مواجهه است و لازمه گذار از این وضعیت، اصلاح ساختاری- نهادی و توجه به ضرورت-های نهادسازی کیفی ...
بیشتر
با تاسیس نظام حکمرانی جمهوری اسلامی، نهادها و سازمان هایی بهوجود آمد که چشم انداز آنها توسعه و حکمرانی خوب برای کشور بود. اما امروزه با گذشت بیش از چهار دهه اکثر تحلیلگران باور دارند که نظام حکمرانی با آسیبهای گوناگونی در حوزههای مختلف مواجهه است و لازمه گذار از این وضعیت، اصلاح ساختاری- نهادی و توجه به ضرورت-های نهادسازی کیفی و حکمرانی خوب میباشد. حال پرسش این است که ضرورتهای گذار نهادی و حکمرانی خوب در جمهوری اسلامی کدامند؟ بنابراین این پژوهش با استفاده از چهارچوب مفهومی نهادگرایان جدید داگلاس نورث و روش تحلیل اسنادی و ابزار منابع کتابخانهای تبیین میشود. یافتهها نشان میدهد ضعف در کیفیت و عملکرد نهادها حکایت از نظام حکمرانی دسترسی محدود در جمهوری اسلامی دارد. لازمه گذار نهادی تغییر، اصلاح، تاسیس و بازنگری ساختارهای حکمرانی برای بهبود نظام نهادی در چارچوب گذار موفق و دستیافتنی و سازگار با منطق نظام جمهوری اسلامی است. «گذار در چارچوب» نیازمند نرمال شدن نهادها و نوآوری نهادی، همگامسازی نهادهای غیررسمی با نهادهای رسمی، اقناعسازی حاکمیت و همراهی ائتلاف حاکم بهویژه نهادهای موازی غیرپاسخگو در چارچوب قانون است. در گذار دستیافتنی نهادمندی احزاب، اصلاح نظام انتخابات و مبارزه با رانت و فساد ضروری است تا حکمرانی خوب حاصل شود.
روابط بین الملل
فرشته بهرامی پور؛ محمدباقر مکرمی پور؛ آزیتا صالحی
چکیده
این پژوهش با هدف تحلیل تطبیقی سیاست خارجی ایران و ترکیه در قفقاز جنوبی، ضمن شناسایی تفاوتهای راهبردی این دو بازیگر، پیامدهای ژئوپلیتیکی آنها را در ساختار امنیتی منطقه بررسی میکند. پرسش اصلی پژوهش آن است که ایران و ترکیه با چه اهداف و راهبردهایی در قفقاز جنوبی حضور یافتهاند و سیاست آنها چه تأثیری بر ساختار مجموعه امنیتی منطقهای ...
بیشتر
این پژوهش با هدف تحلیل تطبیقی سیاست خارجی ایران و ترکیه در قفقاز جنوبی، ضمن شناسایی تفاوتهای راهبردی این دو بازیگر، پیامدهای ژئوپلیتیکی آنها را در ساختار امنیتی منطقه بررسی میکند. پرسش اصلی پژوهش آن است که ایران و ترکیه با چه اهداف و راهبردهایی در قفقاز جنوبی حضور یافتهاند و سیاست آنها چه تأثیری بر ساختار مجموعه امنیتی منطقهای بر جای گذاشته است؟ در پاسخ به این پرسش، مقاله با تکیه بر نظریه مجموعه امنیت منطقهای، به تحلیل تطبیقی سیاستهای دو کشور در حوزههای نظامی، ژئواکونومیکی، هویتی و دیپلماتیک میپردازد. روش تحقیق در این پژوهش، تحلیلی- تطبیقی با بهرهگیری از دادههای اسنادی و کتابخانهای است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که ایران عمدتاً با رویکردی بازدارنده، متوازنساز و ثباتمحور در قفقاز فعالیت کرده است، در حالیکه ترکیه با بهرهگیری همزمان از قدرت سخت و نرم، در پی بازتعریف نظم امنیتی منطقهای به نفع خود بوده است. این تمایز راهبردی، ساختار امنیتی قفقاز جنوبی را بهسوی رقابت پایدار میان دو الگوی نظمسازی سوق داده و زمینهساز شکلگیری توازن یا بیثباتی جدید در منطقه شده است.
جامعه شناسی سیاسی
پریسا رضایی فدشکویه؛ بهرام اخوان کاظمی
چکیده
امواج انقلابخواهانه بهار عربی، شعارهای سیاسی بیشماری را تولید کرده است و هدف این پژوهش بررسی شعارهای گردآوریشده از میادین اعتراض و تحصن در مصر، تونس، لیبی، یمن و سوریه است. پرسش اصلی پژوهش این است که «شعارهای خیزشهای مردمی در بهار عربی، چگونه و از طریق چه سازوکارهای گفتمانی، بهمثابه رسانهای برای انتقال انتقادات سیاسی ...
بیشتر
امواج انقلابخواهانه بهار عربی، شعارهای سیاسی بیشماری را تولید کرده است و هدف این پژوهش بررسی شعارهای گردآوریشده از میادین اعتراض و تحصن در مصر، تونس، لیبی، یمن و سوریه است. پرسش اصلی پژوهش این است که «شعارهای خیزشهای مردمی در بهار عربی، چگونه و از طریق چه سازوکارهای گفتمانی، بهمثابه رسانهای برای انتقال انتقادات سیاسی عمل کردند و با اتخاذ چه راهبردهای گفتمانی، خود را بهعنوان زیرژانری متمایز در گفتمان سیاسی جهان عرب تثبیت کردهاند؟». این پژوهش از نوع کیفی بوده و با بهکارگیری روش تحلیل گفتمان سیاسی ون دایک، ساختارها و راهبردهای گفتمانی خاصی که در این شعارها برای شکلدهی به زیرژانری از گفتمان سیاسی در جهان عرب بهکار رفتهاند، کاوش میشود. دادهها از منابع متنوعی همچون بنرها، دیوارنویسیها، ابزارهای شنیداری- دیداری، سرودخوانی و سخنرانیها و همچنین شعرها و ترانهها استخراج شده است تا نشان دهد چه اندازه این شعارها بهمثابه رسانهای برای ابراز و مصرف انتقادات و نظرات سیاسی عمل میکنند. طبق یافتههای این پژوهش، موضوعات این شعارها، طرحوارههای فرامتنی، معناشناسی محلی و واژگان، صورتهای نحوی، عملیات بلاغی و ساختارهای بیانی و کنشهای گفتاریِ آنها، همگی گواه آنند که شعارهای بهار عربی بخشی بنیادین از گفتمان سیاسی محسوب میشوند.
علوم سیاسی
سیده آمنه میرخوشخو؛ رحیم مرادی
چکیده
رشته علوم سیاسی با ماهیتی میانرشتهای، نقش مهمی در فهم پیچیدگیهای سیاسی، افزایش مشارکت سیاسی و پرورش شهروندی فعال ایفا میکند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر روش گفتوگوی سقراطی بر بهبود سه مهارت کلیدی - تفکر انتقادی، مهارت ارتباطی و حل مسئله- در دانشجویان علوم سیاسی طراحی شد. برای این منظور از طرح شبهآزمایشی با گروه کنترل استفاده ...
بیشتر
رشته علوم سیاسی با ماهیتی میانرشتهای، نقش مهمی در فهم پیچیدگیهای سیاسی، افزایش مشارکت سیاسی و پرورش شهروندی فعال ایفا میکند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر روش گفتوگوی سقراطی بر بهبود سه مهارت کلیدی - تفکر انتقادی، مهارت ارتباطی و حل مسئله- در دانشجویان علوم سیاسی طراحی شد. برای این منظور از طرح شبهآزمایشی با گروه کنترل استفاده گردید. روش سقراطی بهعنوان رویکردی مبتنی بر مشارکت فعال دانشجو، پرسشگری و گفتوگوی آزاد در قالب سمینار در درس «تاریخ اندیشه سیاسی در غرب» مقطع کارشناسی به کار رفت. برای سنجش اثربخشی، از پرسشنامههای استاندارد جرابک (ارتباطی)، هپنر (حل مسئله) و کالیفرنیا (تفکر انتقادی) در دو مرحله پیشآزمون و پسآزمون بهره گرفته شد. دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس و آزمون تعقیبی LSD تحلیل شد. نتایج نشان داد که گروههای تحت آموزش تعاملی نسبت به گروه کنترل در هر سه متغیر مورد بررسی بهبود معناداری داشتهاند. یافتهها بیانگر آن است که روش گفتگوی سقراطی با تکیه بر متون اندیشه سیاسی کلاسیک و مشارکت فعال دانشجویان، میتواند نقشی مؤثر در ارتقای مهارتهای بنیادین آموزشی در علوم سیاسی ایفا کند. این پژوهش، تلفیق موفق رویکرد فلسفی- تعاملمحور با سنجش کمّی در آموزش علوم انسانی دانشگاهی بهعنوان نوآوری اصلی خود معرفی میکند.
اقتصاد سیاسی
پرویز دلیرپور؛ محسن نصراصفهانی
چکیده
این پژوهش به بررسی مقایسهای راهبردهای مقابله با تحریمهای بینالمللی در چهار کشور ایران، روسیه، ونزوئلا و کوبا میپردازد. موضوع اصلی پژوهش؛ مطالعه مقایسهای تجربه ایران، روسیه، ونزوئلا و کوبا در مقابله با تحریمها است. هدف پژوهش، شناسایی عواملی موثر بر موفقیت یا ناکامی کشورها در کاهش آثار تحریمها و نشان دادن چگونگی تاثیرگذاری ...
بیشتر
این پژوهش به بررسی مقایسهای راهبردهای مقابله با تحریمهای بینالمللی در چهار کشور ایران، روسیه، ونزوئلا و کوبا میپردازد. موضوع اصلی پژوهش؛ مطالعه مقایسهای تجربه ایران، روسیه، ونزوئلا و کوبا در مقابله با تحریمها است. هدف پژوهش، شناسایی عواملی موثر بر موفقیت یا ناکامی کشورها در کاهش آثار تحریمها و نشان دادن چگونگی تاثیرگذاری ساختار اقتصادی، کیفیت حکمرانی و جایگاه ژئوپلیتیکی بر میزان تابآوری کشورهای تحت تحریم است. روش پژوهش بر پایه توصیف وضعیت کشورها و سپس تحلیل مقایسهای است که از دادههای اقتصادی، اسناد حقوقی و مطالعات موردی بهره گرفته شده است. یافتهها حاکیست سیاستهای حمایتی اجتماعی، سرمایهگذاری در فناوری و دیپلماسی اقتصادی فعال میتوانند ضمن کاهش آسیبهای کوتاهمدت، ظرفیت بازسازی و رشد بلندمدت را افزایش دهند. نتیجه کلی پژوهش آن که تابآوری در برابر تحریمها بیش از آنکه به منابع مادی وابسته باشد، به کیفیت حکمرانی، مشروعیت داخلی و توانایی در بازتعریف روابط بینالمللی بستگی دارد. بر این اساس، توصیه سیاستی پژوهش بر ضرورت تنوعبخشی اقتصادی، تقویت ظرفیت نهادی و طراحی راهبردهای چندلایه برای مقابله پایدار با فشارهای خارجی تأکید دارد.