اقتصاد سیاسی
پرویز دلیرپور؛ محسن نصراصفهانی
چکیده
این پژوهش به بررسی تطبیقی راهبردهای مقابله با تحریمهای بینالمللی در چهار کشور ایران، روسیه، ونزوئلا و کوبا میپردازد. موضوع اصلی پژوهش مطالعه تطبیقی تجربه ایران، روسیه، ونزوئلا و کوبا در مقابله با تحریمهاست. هدف پژوهش، شناسایی عواملی است که موجب موفقیت یا ناکامی کشورها در کاهش آثار تحریمها میشود و نشان دادن اینکه چگونه ...
بیشتر
این پژوهش به بررسی تطبیقی راهبردهای مقابله با تحریمهای بینالمللی در چهار کشور ایران، روسیه، ونزوئلا و کوبا میپردازد. موضوع اصلی پژوهش مطالعه تطبیقی تجربه ایران، روسیه، ونزوئلا و کوبا در مقابله با تحریمهاست. هدف پژوهش، شناسایی عواملی است که موجب موفقیت یا ناکامی کشورها در کاهش آثار تحریمها میشود و نشان دادن اینکه چگونه ساختار اقتصادی، کیفیت حکمرانی و جایگاه ژئوپلیتیکی بر میزان تابآوری اثر میگذارند. روش تحقیق بر پایه تحلیل تطبیقی است و از دادههای اقتصادی، اسناد حقوقی و مطالعات موردی بهره گرفته شده است. یافتهها حاکیست سیاستهای حمایتی اجتماعی، سرمایهگذاری در فناوری و دیپلماسی اقتصادی فعال میتوانند ضمن کاهش آسیبهای کوتاهمدت، ظرفیت بازسازی و رشد بلندمدت را افزایش دهند. در ایران و روسیه، اجرای سیاست جایگزینی واردات، حمایت از صنایع داخلی و توسعه زیرساختهای فناورانه موجب کاهش وابستگی به منابع خارجی و جذب بخشی از شوکهای تحریمی شد. کوبا با تمرکز بر آموزش و بهداشت رایگان و حفظ انسجام اجتماعی، علیرغم محدودیتهای مزمن، توانست شاخصهای انسانی را در سطح قابل قبول نگه دارد. در مقابل، ونزوئلا به دلیل فقدان سیاستهای بازتوزیعی مؤثر و ضعف نهادی، با بحرانهای چندوجهی اقتصادی و اجتماعی روبهرو گردید.
اقتصاد سیاسی
سارا تاجیک؛ مسعود موسوی شفایی
چکیده
در چارچوب نظریه گذار قدرت[1]، میتوان ادعا کرد که نظم جهانی در حال تجربه بازتوازن قدرت بین غرب و شرق است. در خاورمیانه، این چرخش به وضوح قابل مشاهده است، جایی که چین و آمریکا بر اساس راهبردهای ژئواکونومیک خود در حال رقابت برای نفوذ و قدرتیابی هستند. این رقابت ژئواکونومیک نشاندهنده تغییرات عمیق در زنجیره جهانی ارزش و به تبع آن ...
بیشتر
در چارچوب نظریه گذار قدرت[1]، میتوان ادعا کرد که نظم جهانی در حال تجربه بازتوازن قدرت بین غرب و شرق است. در خاورمیانه، این چرخش به وضوح قابل مشاهده است، جایی که چین و آمریکا بر اساس راهبردهای ژئواکونومیک خود در حال رقابت برای نفوذ و قدرتیابی هستند. این رقابت ژئواکونومیک نشاندهنده تغییرات عمیق در زنجیره جهانی ارزش و به تبع آن نظم اقتصادی و ژئواکونومیک حاکم بر منطقه خاورمیانه و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس است. هدف پژوهش این است که با بهرهگیری از نظریه «گذار قدرت» به چگونگی تاثیرگذاری رقابت میان چین و آمریکا بر نظم ژئواکونومیک منطقه خاورمیانه بپردازد. پرسش پژوهش این است که رقابت چین و آمریکا در شرایط گذار قدرت، چگونه بر نظم ژئواکونومیک منطقه خاورمیانه و بهطور خاص شورای همکاری خلیج فارس اثر میگذارد؟ فرضیه به این صورت است که رقابت بین چین و آمریکا در فضای گذار قدرت، بر اساس سه مولفه تجارت، سرمایهگذاری و انتقال فناوری که در دل زنجیرههای ارزش جهانی نهفته است، موجب تاثیرگذاری بر نظم ژئواکونومیک منطقه میشود. [1]. Transition of Power
اقتصاد سیاسی
احمد رضا بردبار؛ هدی یوسفی نجف آبادی
چکیده
در فرایند گذار از رژیم پهلوی به نظام جمهوری اسلامی؛ یکی از ارزشهای انقلابی، مبارزه با فساد اقتصادی، شکاف طبقاتی و انحصار سرمایه ملی در دست اقلیت حاکم بود، امری که در طی سالها سبب ایجاد ادراکی از محرومیت در اذهان عمومی مردم جامعه شده بود. اهتمام در جهت تحقق این امر از رهگذر ضدارزش ساختن ثروت و ارجنهادن به مفاهیمی مانند برابری و ...
بیشتر
در فرایند گذار از رژیم پهلوی به نظام جمهوری اسلامی؛ یکی از ارزشهای انقلابی، مبارزه با فساد اقتصادی، شکاف طبقاتی و انحصار سرمایه ملی در دست اقلیت حاکم بود، امری که در طی سالها سبب ایجاد ادراکی از محرومیت در اذهان عمومی مردم جامعه شده بود. اهتمام در جهت تحقق این امر از رهگذر ضدارزش ساختن ثروت و ارجنهادن به مفاهیمی مانند برابری و عدالت اجتماعی ممکن مینمود. پرسش این است که فرایند استحاله مفهوم ثروت در ایران پس از انقلاب اسلامی چگونه بوده است؟ در پاسخ به این پرسش با بهرهگیری از نظریه محرومیت نسبی تد رابرت گر باید گفت برخی عوامل و رویدادها سبب شدند تا ثروتاندوزی بهنوعی ارزش در نظام اجتماعی تبدیل شود. به این منظور رویکرد دولتهای پس از انقلاب و میزان تطبیقپذیری آنها با ارزشهای انقلابی بررسی میگردد. دادههای مورد استفاده در پژوهش به طریق اسنادی گردآوری و با روش تحلیل محتوا واکاوی شدهاند.
اقتصاد سیاسی
مجیدرضا مومنی؛ فاطمه دمیرچی
چکیده
جهانیشدن بهعنوان یکی از تحولات پیچیده عصر حاضر سبب شکلگیری یک شبکه جهانی متعامل گردیده است. یکی از ابعاد برجسته جهانیشدن، توجه فزاینده به مسائل زیستمحیطی در سطح جهانی است. در این زمینه، کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس بهویژه عربستان و امارات بهواسطه پیوندهای اقتصادی خود با بازار جهانی، همواره تحت تأثیر روندهای بینالمللی ...
بیشتر
جهانیشدن بهعنوان یکی از تحولات پیچیده عصر حاضر سبب شکلگیری یک شبکه جهانی متعامل گردیده است. یکی از ابعاد برجسته جهانیشدن، توجه فزاینده به مسائل زیستمحیطی در سطح جهانی است. در این زمینه، کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس بهویژه عربستان و امارات بهواسطه پیوندهای اقتصادی خود با بازار جهانی، همواره تحت تأثیر روندهای بینالمللی قرار داشتهاند. هدف این پژوهش بررسی تأثیر جهانیشدن بر سیاستگذاری اقتصاد سبز در عربستان و امارات میباشد. پرسش این است که جهانیشدن چگونه سیاستگذاری اقتصاد سبز در کشورهای عربستان و امارات را طی سالهای ۲۰۱۵ تا 2024 تحت تأثیر قرار داده است؟ فرضیه این است که جهانیشدن با فراهمسازی بستر پیوستن این کشورها به اقتصاد جهانی، زمینه سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر و توسعه زیرساختهای سبز را ایجاد کرده و این کشورها را به رعایت توافقات زیستمحیطی و حرکت بهسوی اقتصاد سبز سوق داده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد جهانیشدن، سیاستگذاری اقتصاد سبز در عربستان و امارات را از طریق تسهیل دسترسی به سرمایهگذاریهای بینالمللی و فناوریهای نوین تسریع کرده است. برای آزمون فرضیه از روش آمیخته و تکنیک فرآیندیابی استفاده شده است تا مکانیسمهای علّی تأثیر جهانیشدن بر سیاستگذاری اقتصاد سبز در این دو کشور تبیین شود.
اقتصاد سیاسی
مالک آوریده؛ علی مختاری؛ علی باقری دولت آبادی
چکیده
آمریکا در سیاست خارجی همواره از تحریم بهعنوان ابزاری غیرانسانی علیه کشورهای غیرهمسو با خود استفاده کرده است. از جمله این کشورها ایران است که در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ در حوزههای مالی، بانکی، بیمهای، حملونقل و کشتیرانی مورد تحریم شدید قرار گرفت. پرسش اصلی این است تحریمهای اعمالی دولت ترامپ چه تأثیری بر سرمایه اجتماعی ...
بیشتر
آمریکا در سیاست خارجی همواره از تحریم بهعنوان ابزاری غیرانسانی علیه کشورهای غیرهمسو با خود استفاده کرده است. از جمله این کشورها ایران است که در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ در حوزههای مالی، بانکی، بیمهای، حملونقل و کشتیرانی مورد تحریم شدید قرار گرفت. پرسش اصلی این است تحریمهای اعمالی دولت ترامپ چه تأثیری بر سرمایه اجتماعی و سیاسی ایران داشته است؟ فرضیه پژوهش به کاهش سرمایه اجتماعی و سیاسی ایران در دوران تشدید تحریمها اشاره میکند. برای سنجش فرضیه پژوهش از روش تبیینی- تحلیلی، مبتنی بر اسناد و دادههای کتابخانهای، استفاده شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که تحریمها بر وضع اقتصادی کشور تأثیر منفی برجای گذاشته و افت شاخصهای اقتصادی مثل رشد اقتصادی، افزایش نرخ ارز، تورم، فقر و نابرابری نگاه جامعه را بیش از گذشته به امر زحمت و بقا معطوف کرده است. در نتیجه غلبه امر معیشت بر کنش و تفکر، آثار مخربی در حوزههای اجتماعی (اعم از افزایش میزان جرم و جنایت، طلاق، مهاجرت)، فرهنگی (کاهش توجه به سازمانهای مردمنهاد و فعالیتهای هنری و فرهنگی و تولید و مصرف کالاهای فرهنگی) و سیاست (کاهش مشارکت سیاسی، بیتفاوتی نسبت به کنش سیاسی، گسترش اعتراضات، خشونتهای جمعی و بیقانونی) ظهور یافته است.
اقتصاد سیاسی
محمد ربیع زاده؛ حشمت اله فلاحت پیشه
چکیده
توسعه در ایران، قبل و بعد از انقلاب اسلامی در قالب برنامه های هفت و پنجساله دنبال شده است. به منظور استخراج الگوهای نظری سیاستگذاری در حوزه عدالت، این برنامه ها بهعنوان اسنادی مهم و بالادستی تلقی می شوند. این پژوهش به بررسی الگوهای مفهومبندی شده عدالت در برنامه های پنجساله توسعه بعد از انقلاب اسلامی پرداخته ...
بیشتر
توسعه در ایران، قبل و بعد از انقلاب اسلامی در قالب برنامه های هفت و پنجساله دنبال شده است. به منظور استخراج الگوهای نظری سیاستگذاری در حوزه عدالت، این برنامه ها بهعنوان اسنادی مهم و بالادستی تلقی می شوند. این پژوهش به بررسی الگوهای مفهومبندی شده عدالت در برنامه های پنجساله توسعه بعد از انقلاب اسلامی پرداخته است. پرسش اصلی پژوهش این است: عدالت در برنامه های پنج ساله توسعه در چه الگوهایی مفهوم بندی شده است؟ پرسش فرعی این است: عدالت در هر یک از برنامه های پنج ساله در چه الگوهایی مفهومبندی شده است؟ داده های پژوهش به صورت کتابخانه ای – اسنادی جمع آوری گردیده است. جامعه آماری پژوهش، متن برنامه های اول تا ششم توسعه است. برای تجزیه و تحلیل نیز از آمار توصیفی استفاده و با روش تحلیل محتوا به پرسشهای اصلی و فرعی پاسخ داده شده است. نتایج بهدست آمده نشان داد که کلیت برنامه های پنجساله توسعه بر اساس یک الگو خاص و مشخص از توسعه و عدالت طراحی و تدوین نشده اند و با اولویت حفظ هویت سیاسی و ایدئولوژیکی نظام، بنابر مقتضیات زمانی از الگوهای رایج در دنیا بهویژه الگوهای توسعه انسانی، بازار آزاد و نیازهای اساسی بهره برداری و با گذشت زمان و با نزدیک شدن به برنامه ششم تلاش شده است الگوهای بومی مفهومبندی و نهادینه شوند که نمونه بارز آن الگوی اسلامی - ایرانی پیشرفت است.
اقتصاد سیاسی
فاطمه شایان؛ محمد علی بصیری
چکیده
از مهمترین تحولات سیاست خارجی ج.ا.ایران در دهه گذشته بر خلاف دهههای قبل، توجه به مناطق پیرامونی از جمله خلیج فارس و نگاه به شرق و توجه به کشورهای اسیایی مانند هند و پاکستان در قالب کاهش اختلافات با همسایگان و همکاری گسترده با شرق است. پرسش اصلی این است که چگونه صادرات گاز ج.ا.ایران به عمان میتواند عاملی در گسترش همگرایی در روابط دو ...
بیشتر
از مهمترین تحولات سیاست خارجی ج.ا.ایران در دهه گذشته بر خلاف دهههای قبل، توجه به مناطق پیرامونی از جمله خلیج فارس و نگاه به شرق و توجه به کشورهای اسیایی مانند هند و پاکستان در قالب کاهش اختلافات با همسایگان و همکاری گسترده با شرق است. پرسش اصلی این است که چگونه صادرات گاز ج.ا.ایران به عمان میتواند عاملی در گسترش همگرایی در روابط دو کشور باشد؟ فرضیه پژوهش این است که گسترش ارتباطات مختلف از جمله کالایی استراتژیک مانند صادرات گاز ایران به عمان میتواند بسترساز ارتقای همگرایی دو کشور در حوزههای دیگر روابط دو کشور گردد. این پژوهش از روش تحقیق بررسی دلایل کارکردی از پیتر مک لافلین و چارچوب مفهومی همگرایی و نظریه ارتباطات کارل دویچ بهره میبرد. یافتهها نشان میدهد که افزایش ارتباطات از جمله در کالاهای استراتژیک مانند صادرات گاز بین دو کشور میتواند بسترساز افزایش مبادلات کالا و خدمات گردد. صادرات گاز به عمان سبب تامین نیازهای انرژی این کشور، امنیت انرژی و حتی زمینهساز گسترش خط لوله گاز از عمان به هند و چین، مهمترین عامل موثر در بکارگیری سیاست خارجی همگرا و فعال ج.ا.ایران در کشورهای حوزه خلیج فارس میباشد.