دوره و شماره: دوره 7، شماره 26 - شماره پیاپی 56، پاییز 1397، صفحه 9-312 

گفتمان هویت ملی جریان سوسیالسیم قبل و بعد از انقلاب ‌اسلامی؛ با تطبیق اندیشه‌ کیانوری و بشیریه

صفحه 9-41

https://doi.org/10.22054/qpss.2018.18712.1528

علیرضا کلانترمهرجردی، محمد باقر خرمشاد

چکیده مساله هویت، عمری به درازای حیات و خلقت آدمی دارد. در واقع انسان تنها موجودی است که بدون درک از چیستی و کیستی خود نمی‌تواند حیات و تداوم داشته باشد. با این حال همواره در سایه روش‌های مختلف تبیین این مفهوم است که می‌توان سخنی از هویت ملی به میان آورد. هویت‌ها، به مثابه شالوده‌ها و سازه‌های اجتماعی در فرایند شالوده‌ریزی یا سازه‌گرایی اجتماعی باز تفسیر و همواره در سایه بازتفسیرها از روش‌های مختلف برای تبیین این مفهوم استفاده می‌شود؛ نویسندگان با انتخاب روش تحلیل گفتمان برای خوانش هویت ملی، در پی ارائه یک مدل و الگو از گفتمان هویت ملی یکی از جریان‌های عمده فکری می‌باشند؛  ارائه الگو و مدل به تحلیل، درک و چیستی مسأله کمک بیشتری می‌کند. جریان چپ یا آنچه پژوهشگر آن را سوسیالیسم مارکسیسم می‌نامد به عنوان یکی از جریان‌های موثر در تاریخ معاصر ایران است. این مقاله، ضمن درک تطور کلیت گفتمان هویت ملی در سیر تاریخی، به یک الگویِ گفتمانِ هویت ملی در جریان پیش گفته دست یافته است.

تأثیر آمیخته بازاریابی سیاسی بر نیت رأی‌دهندگان مبتنی بر ویژگی‌های جمعیت‌شناختی؛ مطالعه موردی: انتخابات مجلس دهم شورای اسلامی شهر تهران

صفحه 43-70

https://doi.org/10.22054/qpss.2019.20832.1588

مریم کذباسفروشها، حمید خداداد حسینی، محمد آقایی

چکیده در سالهای اخیر بسیاری از احزاب و نامزدهای انتخاباتی برای رقابت در این عرصه به استفاده از تکنیک‌های بازاریابی روی آورده‌اند و از اصطلاحاتی چون بازاریابی شخصی[1]، بازاریابی سیاسی[2] و بازاریابی مبارزاتی[3]  استفاده می‌کنند. این آمیخته بازاریابی سیاسی بر نیت رأی‌دهندگان انتخابات مجلس دهمشورای اسلامی انجام بررسی می‌کند. با توجه به نامحدود بودن تعداد جامعه آماری، با استفاده از فرمول جامعه نامحدود نمونه‌ای مشتمل بر 385 نفر ازرای‌دهندگان انتخابات مجلس دهمشورای اسلامی شهر تهران به شیوه اتفاقی در 6 منطقه انتخاب و بررسی شدند. مدل مفهومی تحقیق برمبنای متغیرهای محصول سیاسی، تبلیغ سیاسی، مکان سیاسی، قیمت سیاسی و عوامل جمعیت‌شناختی شامل: جنسیت، شغل، درآمد، تحصیلات و سن طراحی شده است. نتایج تحقیق نشان داد که هر یک از ابعاد تبلیغ، محصول، قیمت و مکان از آمیخته بازاریابی سیاسی بر نیت رأی‌دهندگان اثر معناداری دارند.همچنین، عوامل جمعیتشناختی که به عنوان یک متغیر تعدیل‌گر بررسی شد، نشان داد سن و جنسیت تأثیر معناداری ندارند، در حالی که تحصیلات، شغل و درآمد دارای­ تأثیر معنادار است.
[1]. Personal Marketing [2]. Political Marketing [3]. Campaign Marketing

امکاناتِ تئوریک پدیدارشناسی در فهم سیاست خارجی؛ با نگاهی به سیاست خارجی ج.ا. ایران

صفحه 71-96

https://doi.org/10.22054/qpss.2019.24158.1708

سید محسن آل غفور، فرشاد رومی، احسان کاظمی

چکیده هدف از این مقاله ارائه چهارچوبی تئوریک برای فهم سیاست خارجی کشورها (ایران) است. روشی که نگارندگان به واسطه آن در پی فهم و چگونگی ساختار سیاست‌های خارجی کشورها هستند، «روش پدیدارشناسی» می‌باشد. این نوشتار قصد دارد به این پرسش پاسخ دهد که؛ «بر اساس رویکرد پدیدارشناسی؛ منطق حاکم بر سیاستِ خارجی دولت‌ها، چگونه قابل درک می‌شود و چگونه شکل می‌گیرد؟». فرضیه پژوهش بر این مبناست که «پدیدارشناسی با تعلیق و اپوخۀ روایت‌های مسلط و آغشته به «قصدیت» از سیاست خارجی، می‌تواند در فهم ما از سیاست خارجی کشورها یاری‌رسان باشد. به بیان دیگر پدیدارشناسی از مفاهیم علمی که برای درک پدیدارهای سیاسی برساخته می‌شوند، گذر می‌کند و با خودِ «واقعیت» و «هستی» پدیدارها مواجه می‌شود.» نتیجه مقاله از این قرار است که روش پدیدارشناسی علاوه بر دارا بودن مزایای سایر رویکردها و روش‌شناسی‌های رایج در فهم سیاست خارجی، می‌تواند ابزارها و مفاهیم تحلیلیِ متفاوتی از قبیلِ «اگو استعلایی»، «زیست جهان» و «بین‌الاذهانیت» برای فهم سیاست خارجی کشورها در اختیار ما قرار دهد. در کنار این مفاهیم، پدیدارشناسی از عنصر مهم «قدرت» غافل نیست و به نقش آن در چگونگی شکل‌گیری سیاست خارجی دولت امعان نظر نشان می‌دهد.

برجام و تأثیر آن بر کنش‌های اقتصادی عربستان سعودی در مقابله با ایران

صفحه 97-119

https://doi.org/10.22054/qpss.2018.23296.1673

غلامرضا کریمی، سید علی منوری، سعید میرترابی، پرویز شریفی

چکیده   این مقاله عوامل موثر برچگونگی کنش‌های اقتصادی عربستان را درحین و بعد ازمذاکرات برجام درخلال سال‌های 2016-2013 بر اساس نظریه بازی‌های اقتصادی «توماس شیلینگ» و با استفاده از روش اسنادی بررسی می‌کند و فرضیه آن است که روند مذاکرات و اجرای برجام با تغییر در نقش و گسترش نفوذ منطقه‌ای ایران به چالش مهم روابط ایران و عربستان بوده، تبدیل شده است. مهم‌ترین یافته‌ این مقاله آن است که عربستان سعودی به لحاظ ترس از بازخوردهای مذاکرات هسته‌ای و در نتیجه اجرایی شدن مفاد توافقنامه برجام که احتمالا امکان تغییر جایگاه سیاسی، اقتصادی و نظامی ایران در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی را در پی خواهد داشت، موجب شده تا عربستان به عنوان یک کنش‌گر نفتی قدرتمند در اوپک، درخلال سال‌های 2016-2013 با روند افزایشی تولید فراتر از نیاز بازار جهانی، میزان تولید نه میلیون و یکصدوچهل هزار بشکه‌ای ژوئن 2013 را به میزان ده میلیون و هفتصد و بیست هزار بشکه‌ای در نوامبر2016 با هدف مقابله جدی با ایران برساند، به نحوی که تصمیم عربستان درافزایش تولید نفت بیش از نیاز بازار جهانی، چالش‌هایی در طرح‌ها و برنامه‌های ایران به خصوص بازتاب‌های مثبت ناشی ازتوافق‌نامه برجام را ایجاد کرده است.

برآورد سیاست‌های تحریمی کنگره امریکا در دوران پسابرجام

صفحه 121-139

https://doi.org/10.22054/qpss.2019.24985.1734

مصطفی دلاورپوراقدم، سید جلال دهقانی فیروزآبادی

چکیده مهار برنامه‌های هسته‌ای، موشکی و فضایی ایران، تحرکات منطقه‌ای ایران برای مبارزه با تروریسم تکفیری، تفسیرهای دوگانه امریکا از تروریسم و حقوق بشر، گسترش لابی‌گری ایپک در کنگره و حمایت ایران از جنبش‌های آزادیبخش منطقه موجب شدند قانونگذاران امریکا تا پیش از برجام، به سمت تصویب تحریم‌های جامع گام بردارند. مهم‌ترین اولویت جمهوری اسلامی ایران در پذیرش برجام، ترمیم اقتصاد و معیشت کشور و کاهش بار ایرانهراسی از دریچه تعدیل تحریم‌ها بود. به همین دلیل دیپلماسی اجبار صدوپانزدهمین کنگره امریکا به سمت ناکارآمدسازی دیپلماسی اقتصادی، تجاری و بانکی جمهوری اسلامی ایران، تحدید توان موشکی سپاه پاسداران و مهندسی ترتیبات منطقه‌ای از طریق متراکمسازی، تجمیع و هوشمندسازی تحریم‌های غیرهسته‌ای متمایل شده است. مهم‌ترین نوآوری مقاله این است که با استفاده از روش توصیفی ـ تحلیلی و با کمک جمع‌آوری اطلاعات از طریق اسنادی و کتابخانه‌ای، ضمن مطالعه تطبیقی سیاست‌های تحریمی کنگره در دوران قبل و پسابرجام، در پایان راه‌کارهایی را برای مقابله با دیپلماسی اجبار کنگره پیشنهاد داده است.

واکاوی جایگاه زنان در گفتمان جنسیتی داعش

صفحه 141-162

https://doi.org/10.22054/qpss.2018.21448.1610

خلیل سردارنیا، رسول صفی زاده

چکیده ظهوروگسترشجنبش‌هایتکفیری- سلفیازمهمترینموضوعاتیاستکهبهجد،توجهتحلیلگرانسیاسیواجتماعیرابهخودجلبکردهاست. دراینبینشایدبتوانگفتکهداعشمهمترینوتندروترینگروهتکفیری‌ستکهجهانتاکنونبهخوددیدهاست. گروهداعشدارایترکیببسیارمتنوعیازتحصیلکردگان،بیسوادان،تبهکاران،متعصبانمذهبی،کودکان،زنانوخارجی‌هااست.بیشاز550زنمسلمانازکشورهایغربیبهداعشپیوستندوتاکنونهیچگروهافراطیتاایناندازهقادربهجذبوبه‌کارگیریاینتعداداززنانغربینشدهاست. دراینمقاله،بااستفادهازروشتحقیقتبیینیوگفتمانیباتمرکزبررویکردنظریلاکلائووموفهومولفه‌هایمستخرجازاینرویکرد،تلاششدهاستکهبهاینپرسشپاسخدادهشودکهزناندرگفتمانداعشازچهجایگاهیبرخوردارندوچرا؟ در پاسخ به اینپرسش، فرضیهمقالهآناستکهدرگفتمانداعشبر محوریتدال مرکزیاسلام و تکوینبخشیبه خلافتیادولت اسلامی،زنانبهدلایلیامولفه‌هایگفتمانیهمچون:نقش‌آفرینیبهعنوانفرزندآوریدرراستایامت‌سازیداعش،مادران جهادیبرایتحکیمبخشیبه امت اسلامی،رهاییزنان مسلمان از جامعه سکولار و انجام عملیاتانتحاریو تهدیدغرببرایتحقق دولت اسلامیدر کنار مردان از نقش وجایگاهبالاییبرخوردارند.

پنداشت‌های فرهنگی- مذهبی و بازتولید کنش‌های خشونت‌بار‌: مطالعه موردی داعش

صفحه 163-193

https://doi.org/10.22054/qpss.2018.23051.1663

علی اشرف نظری، شهره پیرانی

چکیده متأثر از گسترش رخداد‏های خشونت‏بار، فرقه‌گرایانه و تروریستی در یک دهه‌ی اخیر، غالب تحلیل‏گران و پژوهشگران سیاسی در یک دهه اخیر کوشیده‌اند تا ضمن بحث پیرامون رفتار فردی و جمعی انسان‌ها، درباره زمینه‏ها و علل گسترش افراطی‌گرایی و خشونت سیاسی تأمل کنند. توجه به نقش مؤلفه‌های فرهنگی و مذهبی با هدف چرایی گرایش افراد به انجام اقدامات خشونت‌بار، به عنوان یکی از مهمترین دلایل برای فهم خشونت سیاسی در این مقاله مورد توجه است. در این مقاله تلاش خواهد کنش‌های معطوف به خشونت داعش در چارچوب عوامل فرهنگی- مذهبی مورد تحلیل، نقد و ارزیابی قرار گیرد
پرسش اصلی این است که دلایل و زمینه‌ها و ساختارهای فرهنگی و مذهبی در بروز خشونت درمیان اعضای گروه داعش کدام‌اند؟فرضیه پژوهش حاضر نیز بر این مبناست که خشونت داعش برآمده از عواملی نظیر بازتولید فرهنگ خشونت، تعصب مذهبی، بحران معنا، احساس تحقیر، تبعیض، احساس بی‌ارزشی و عدم کفایت و جایگاه است. محورهای اصلی این مقاله، مهمترین عوامل فرهنگی-مذهبی در بروز خشونت داعش شامل تعصب مذهبی، فرهنگ افتخار، احساس تبعیض و تحقیر فرهنگی- مذهبی، بحران معنا و گم‌گشتگی هویتی و میل به بقاء و غلبه بر اضطراب مرگ را مورد توجه قرار می‌دهد.

داعش و نگاه ایرانی به امنیت منطقه ‏ای؛ در جستجوی چارچوبی تحلیلی

صفحه 195-220

https://doi.org/10.22054/qpss.2018.23910.1697

حسین خانی

چکیده رشدنوسلفی‏ گری و ظهور پدیده داعش که به صورت فزاینده در منطقه خاورمیانه گسترشیافته و چندین کشور را تحت تاثیر خود قرار داده،حاکی از فصل نوین مسائلامنیتی در این منطقه است. پرسش اصلی این نوشتار این است که در پرتو تهدیدات داعش در سال‏های اخیر، چشم ‏انداز امنیت منطقه ‏ایجمهوری اسلامی ایران متأثر از چه عواملی خواهد بود؟فرضیه مقاله نشان‏ دهنده آن است که به دلیل استمرار پیشران‏های این تهدیدات، امنیت منطقه ‏ای ایران در یک تقابلهویت ‏جویانهباجریانسلفی- تکفیریقراردارد. نوشتار پیش‏رو با استفاده از روش کیفی و استعانت از تکنیک کتابخانه  ‏ای توصیفی به دو بخش تقسیم می‌شود. بخش نخست،بهبررسی متون پژوهشی مرتبط با ظهور داعش و تأثیر آن بر امنیت منطقه‏ ای جمهوری اسلامی ایران می ‏پردازد و بخش دوم، درپی ارائه چارچوبی تحلیلی مبتنی بر حضور و استمرار عوامل موثر (پیشران‏های) بحران‏زا است که شناخت آن‏ها ترسیم چشم ‏انداز امنیت منطقه ‏ای را برای جمهوری اسلامی ایران میسر می ‏سازد.

تحلیل ژئوپلیتیک اثرگذاری اینترنت در افزایش فعالیت تروریسم: با تأکید بر داعش

صفحه 221-244

https://doi.org/10.22054/qpss.2018.9092.1261

کیومرث یزدان پناه درو، مهتاب جعفری

چکیده گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات، از جمله اینترنت و مشتقات وابسته به این نرم افزار پرقدرت که در درون مفهومی به نام فضای مجازی تعریف می‏شود، عرصه‏ شکل‏گیری مجموعه‏ای از ارتباطات میان گروه‏های اجتماعی متفاوت از فاصله‏های بسیار دور در دنیای واقعی است که فرصت‏ها و تهدیدات نوینی را فراروی دولت‏ها قرار داده است. به طور مثال فعالیت‏های تروریستی از جمله تهدیدات نوینی است که فضای مجازی موجبات آن را فراهم ساخته است. مقاله حاضر با ارائه‏ تحلیلی ژئوپلیتیک، سعی در پاسخ به این پرسش دارد که چگونه فضای مجازی در گسترش دامنه جغرافیایی فعالیت‏های تروریستی از مقیاس‏های محلی تا جهانی با تأکید بر داعش نقش‏آفرینی می‏کند؟ برای پاسخ‌گویی به این پرسش، این  مقاله با هدف کاربردی و با شیوه‏ انجام توصیفی- تحلیلی انجام شد و برای جمع‏آوری اطلاعات از روش کتابخانه‏ای بهره گرفته شد. یافته این نوشتار آنست که داعش با به کارگیری فضای که گسترده‌ترین و سریع‌ترین کاربردهای تأثیرگذار ازاین فناوری را طی سال‌های 2011 تا 2016 داشته عرصه ژئوپلیتیک از سطح بازیگر محلی به سطح بازیگر فراملی تغییر وضعیت یافته است و مقیاس اثرگذاری این بازیگر غیرمتعارف عرصه‏ ژئوپلیتیک از مقیاس محلی تا فروملی، فراملی و جهانی گسترش یافته است.

اختلافات میان چین و ایالات متحده در منطقه آسیای شرقی(2009-2017)

صفحه 245-273

https://doi.org/10.22054/qpss.2018.22098.1636

شایان جوزانی کهن، شاهین جوزانی کهن، محمدرضا دهشیری

چکیده چینبادارابودنقدرتاقتصادیچشمگیر،زیرساختهاوتجهیزاتنظامیگسترده،قدرتسیاسیوتأثیرگذاریبرکشورهایمنطقهاسیایشرقی،بیشترینظرفیترا برایزیرسئوالبردنسیاستهایایالاتمتحده،درمنطقهاسیایشرقیدارد.درسالهایاخیرنوسازینظامیچیندرکناررشداقتصادیاینکشورتداومیافتهاست. کاهشتمرکزایالات متحدهبرمنطقهاسیایشرقیدردورانریاستجمهوری«جورجدبلیوبوش»،موجبگسترشنفوذچیندرمنطقهاسیایشرقیوافزایشمنافعوتعاملاتگستردهاقتصادیباکشورهایمنطقهشد. بارویکارامدناوباماواتخاذسیاست "چرخشبهسویاسیا"اختلافاتواشنگتنوپکنافزایشیافت. درپاسخبهاینسئوالکه«اختلافاتموجودبینچینوایالات متحدهچهتأثیریبرروابطدوکشورگذاشتهاست؟»نگارندگانمعتقدندکهاختلافاتسیاسی،اقتصادیوامنیتی -نظامیبویژهدردورهریاستجمهوریاوباماموجب افزایشتنشدر منطقه و روابط بینالمللی دوکشوردرحوزههایاقتصادی،سیاسیوامنیتی- نظامیشد. دراینمقالهاختلافاتمیانچینوایالات متحدهدرسهزمینهسیاسی،اقتصادیوامنیتی،تبیین می‌شود که موجبافزایشتنشدرروابطدوکشورنیز شده است.

همکاری و تعارض منافع ایالات متحده آمریکا - عربستان در خاورمیانه

صفحه 275-300

https://doi.org/10.22054/qpss.2018.21960.1631

سجاد بهرامی مقدم

چکیده این مقالهبه روش تبیینی و از چشم‌انداز نظریه موازنه منافع نشان میدهد که روابط امریکا و عربستان بر الگوی پیچیده همکاری در عین تعارض منافع در حوزه‌های ژئوپولیتیکی مبتنی است. تعارض منافع مانع از ارتقای همکاری‌های دو دولت به اتحادی استراتژیک شده و همزمان منافع مشترک مانع از فروپاشی روابط دو دولت شده است، بنابراین موضوعاتی مانند توافق‌های تسلیحاتی و یا مواضع متفاوت دو دولت در بحران‌های خاورمیانه به تغیری اساسی در روابط‌‌شان منجر نمی‌شود. همچنین یافته‌ها نشان میدهد که شکلگیری و تداوم پیوندهای دو دولت دلایلی امنیتی دارد و پادشاهی سعودی در بطن این مشارکت، از قدرت امریکا برای مقابله با رقبای منطقه‌ای خود بهره گرفته است و ترس از ایران بویژه در طول دهه گذشته محرکی نیرومند در سیاست‌های خاورمیانه‌ای عربستان بوده است، ترسی که شدت آن ریشه در سوء برداشتها و آسیب پذیریهای پادشاهی سعودی نسبت به ایران دارد، به گونه‌ای که پادشاهی سعودی نفوذ تدافعی ایران را در خاورمیانه نفوذی تهاجمی همراه مقاصدی مخاطرهآمیز دریافته است. بر این اساس نگارنده در پایان ضرورت یک مجمع گفتگوی منطقه‌ای در حوزه خلیج فارس را با هدف تخفیف سوء برداشتها از رفتار و نیات همسایگان خاطرنشان کردهاند.