دوره و شماره: دوره 14، شماره 55 - شماره پیاپی 85، زمستان 1404، صفحه 1-313 
جامعه شناسی سیاسی

مطالعه مقایسه‌ای انسجام اجتماعی؛ ایران قبل و بعد از بازنگری قانون اساسی در سال 1368

صفحه 1-50

https://doi.org/10.22054/qpss.2024.80646.3437

محمد دادپناه، حسین هرسیج، امیرمسعود شهرام نیا، غلامرضا دوازده امامی

چکیده انسجام اجتماعی به‌عنوان یکی از شاخصه ­های حکمرانی خوب، نسبت مستقیم با تاب ­آوری جامعه در  برابر چالش­ ها دارد به گونه ­ای که ضعف آن موجب فرسایش توانمندی ­های کشور می­­ گردد. در این پژوهش تلاش شده است با ترکیب الگوی تحلیلی SWOT و روش مقایسه­ ای، میزان انسجام اجتماعی در ایران مورد ارزیابی قرار گیرد و به این پرسش پاسخ داده ­شود که از ابتدای انقلاب اسلامی تاکنون، مؤلفه انسجام اجتماعی چه تغییراتی داشته است؟ کشور ایران (مورد مقایسه) در واحد زمان شکسته شده است و از آنجایی که از منظر برخی صاحب­نظران، تغییرات نهادی؛ نقطه عطف تحولات سیاسی و اجتماعی در جهت دستیابی به انسجام اجتماعی به‌عنوان یکی از شاخصه­ های توسعه است، انسجام اجتماعی (واحد تحلیل) در دو مقطع زمانی قبل و بعد از بازنگری قانون اساسی در سال 1368 مقایسه شده است. برآیند مقایسه و ارزیابی متغیر­های نهادی و محیطی انسجام اجتماعی، دلالت بر این دارد که در ایران بعد از بازنگری قانون اساسی، میزان انسجام اجتماعی به نسبت دوره قبل از آن روند کاهشی داشته است

جامعه شناسی سیاسی

سرمایه اجتماعی و کنش‌گری اجتماعی: نقش واسطه‌ای ارزش‌های فرهنگ مدرن در ایران

صفحه 51-84

https://doi.org/10.22054/qpss.2024.81209.3453

محمودرضا رهبرقاضی، مرتضی ابراهیمی، رضا محموداوغلی

چکیده هدف این پژوهش بررسی تأثیر سرمایه اجتماعی بر کنش‌گری اجتماعی با تمرکز بر نقش ارزش‌های فرهنگی به‌عنوان متغیر میانجی می ­باشد. برای این منظور از تحلیل ثانویه داده‌های موج هفتم پیمایش ارزش‌های جهانی در ایران با حجم نمونه‌ای برابر با 1499 نفر استفاده شده است. نتایج حاصل از مدل‌سازی معادلات ساختاری با روش حداقل مربعات جزئی نشان می‌دهد که اعتماد اجتماعی و شبکه‌های اجتماعی به‌صورت مستقیم تأثیر معناداری در افزایش کنش‌گری اجتماعی دارند. همچنین نتایج نشان می‌دهد که ارزش‌های فرهنگ مدرن، شامل دو بعد ارزش‌های سکولار و رهایی به‌عنوان یک میانجی مؤثر در این رابطه عمل می‌کنند. به‌عبارت دیگر، سرمایه اجتماعی از طریق این ارزش‌های مدرن باعث تقویت کنش‌گری اجتماعی می‌شود. این پژوهش نشان می‌دهد که ابعاد مختلف سرمایه اجتماعی تأثیر چشمگیری بر کنش‌گری اجتماعی دارند و پیشنهاد می‌کند که سیاست‌گذاران می‌توانند با استفاده از این یافته‌ها به تقویت مشارکت مدنی و بهبود روابط اجتماعی کمک کنند.

علوم سیاسی

سلطه و روایت‌های پنهانی: بررسی زمینه‌های شکل‌گیری رونوشت پنهان بر اساس الگوهای ساختاری چهارگانه جامعه ایرانی

صفحه 85-122

https://doi.org/10.22054/qpss.2025.81402.3459

زهرا محمدپور دهسرخی، مهدی نجف زاده، وحید سینایی

چکیده شکل­ گیری رونوشت­ های­ پنهان جامعه ایران در ارتباط با ساختارهای جامعه و رفتارهای فردی و اجتماعی برآمده از آن­ها قرار دارد. شرایط ناپایدار سیاسی و اجتماعی ایرانیان در طول تاریخ سبب شده تا برخی الگوهای رفتاری به‌عنوان تدبیری محافظه­ کارانه برای رویارویی با موقعیت­ های غیرقابل پیش­ بینی و ابهام ­آمیز مورد استفاده قرار گیرد. این پژوهش با استفاده از کلان نظریه ساختارگرایی و بهره ­گیری از الگوی روایت­ های­ پنهانی اسکات و روش تفسیری به دنبال پاسخ به این پرسش است که کدام ویژگی حاکم بر جامعه ایران و به چه شکل موجد شکل ­­گیری رونوشت ­­پنهان گردیده است؟ یافته ­های تحقیق نشان می ­دهد رونوشت ­های ­پنهان برایند الگوهای رفتاری دوگانه ایرانیان است که با مطالعه تحلیلی ساختارهای حاکم بر جامعه ایرانی می­توان به کشف زمینه­ها، رموز پنهان و باطن کارکرد رفتارهای اجتماعی پی­ برد. بررسی ­ها همچنان نشان داد تجلیات فرهنگی و رفتار جمعی مردم طی زمان و در شرایط مختلف و در تعامل با محیط­های متفاوت تطور می­ یابد و به‌عنوان راهبردی در سازگاری با واقعیت­ های زیستی شکل می­ گیرد و نهادینه می­ شود. بنابراین برای فهم رونوشت­ های­ پنهان به‌عنوان برساخته ­های جامعه، بیش از هر چیز باید ریشه ­های دوگانگی رفتار ایرانیان را در ساحت چهارگانه ساختار­های سیاسی، ساختارهای اجتماعی و فرهنگی، ساخت زبان ­فارسی ­و ساختار دینی مورد کنکاش قرار داد.

تحولات خاورمیانه

جایگاه جبهه مقاومت در تحولات نظم امنیتی غرب آسیا در دوران پساجنگ سرد

صفحه 85-122

https://doi.org/10.22054/qpss.2025.74866.3277

مهدی خانعلی‌زاده، حسین سلیمی

چکیده در دوران پساجنگ سرد، نظم امنیتی منطقه غرب آسیا با چالش‌های متعددی مواجه بوده است. بیان مسئله اصلی این پژوهش، طولانی شدن دوره گذار و ناتوانی ایالات متحده در استمرار رژیم امنیتی هژمونیک در منطقه است. پرسش مقاله این است که جبهه مقاومت چه تأثیری بر نظم امنیتی منطقه غرب آسیا بین سال‌های 1991 تا 2020 داشته است؟ فرضیه پژوهش این است که جبهه مقاومت توانسته است به‌طور مؤثر ساختار امنیتی هژمونیک را به چالش بکشد و تغییرات معناداری در نظم منطقه‌ای ایجاد کند. این پژوهش چارچوب نظری مکتب کپنهاگ را به‌کار می‌گیرد که بر تحلیل منطقه‌ای امنیت تأکید دارد. روش تحقیق کیفی بوده و ابزار اصلی جمع‌آوری اطلاعات، تحلیل اسنادی و داده‌های ثانویه است. نتایج نشان می‌دهد که جبهه مقاومت با ایجاد تغییرات در الگوهای امنیتی و اجتماعی منطقه، نظم امنیتی غرب آسیا را از یک ساختار هژمونیک به یک مجموعه امنیتی منطقه‌ای تغییر داده است.
 

روابط بین الملل

بررسی و شناخت ابزارهای آمریکا در اقدامات تحریمی علیه جمهوری اسلامی ایران

صفحه 155-198

https://doi.org/10.22054/qpss.2025.79743.3411

محمد سجاد اسپری، حمیدرضا شیرزاد

چکیده ساختار تحریمی آمریکا دارای یک عملکرد پیچیده، چندلایه و با همپوشانی بسیار بالا است. این ساختار در لایه خارجی خود بخش رسانه را دربر می‌گیرد که به‌عنوان بازوی شکل دهنده افکار عمومی در سطح داخلی آمریکا و بین‌الملل این ماموریت را هدایت می‌نماید. در لایه بعدی کنگره آمریکا قرار دارد که با تسلط نگاه نومحافظه‌کاران این کشور رویکردی تهاجمی‌تری را نسبت به تدوین و تنظیم قوانین و دستورالعمل‌های تحریمی خود در پیش می‌گیرند. اما در لایه مرکزی این مکانیزم وزارت خزانه‌داری با محوریت اداره کنترل داریی‌های خارجی آمریکا (اوفک) وجود دارد که به‌عنوان یک آژانس اطلاعاتی و اجرایی بر اساس اختیارات خود این قدرت را داراست تا ضمن پایش و کشف دقیق مسیرهای ارتباطی ایران با دیگر افراد و یا شرکت‌های خارجی، علاوه بر اعلام هشدار نسبت به ادامه همکاری با ایران کلیه قوانین تحریمی کنگره در خصوص این اشخاص و شرکت‌ها را به اجرا درآورد. در نتیجه شناخت چنین فرآیند یکپارچه و هماهنگی در اعمال تحریم‌ها که می‌تواند منجر به قطع همکاری شرکای خارجی ایران و افزایش هزینه‌ها برای جمهوری اسلامی ایران گردد امری لازم و اجتناب‌ناپذیر است.

روابط بین الملل

سیاست‌های حقوق بشری امریکا در غرب اسیا (2001-2024)

صفحه 199-232

https://doi.org/10.22054/qpss.2025.82422.3496

مجید عباسی، محمدرضا عبیدیان

چکیده ایالات متحده با اقداماتی نظیر حمله مستقیم، دخالت در امور داخلی کشورها و ایجاد ناامنی، سیاست‌های متناقضی با اصول و شاخص‌های حقوق بشر نشان داده است. سیاست‌های متناقض ایالات متحده در غرب آسیا نشان دهنده نابرابری و ناپایداری در جامعه بین‌المللی و نقض قوانین بین‌المللی حقوق بشری است. لذا با توجه به اهمیت بررسی این موضوع، پرسش اصلی پژوهش این است که سیاست‌های امریکا بر اساس مولفه‌های حقوق بشر در منطقه غرب آسیا چیست؟ فرضیه پژوهش گویای این است که امریکا به‌طور مشخص در سه شاخص حق تعیین سرنوشت، حق صلح و حق حیات؛ سیاست‌های متناقضی با اصول و شاخص‌های حقوق بشری در غرب آسیا پیگیری کرده است. یافته‌ها حاکی از آن است که سیاست‌های حقوق بشری ایالات متحده در غرب آسیا، نه تنها کمکی به توسعه اصول و ارزش‌های حقوق بشر نکرده است بلکه با حمایت از رژیم‌های دیکتاتوری باعث تضعیف حقوق بشر و دموکراسی و با حمایت از رژیم اسراییل به ایجاد و توسعه ناامنی و تنش‌های منطقه‌ای و عدم توجه به حق تعیین سرنوشت، حق حیات و حق صلح، موجب برهم خوردن نظم و افزایش آوارگی و پناهجویی شده است. در این پژوهش از روش تحلیل محتوا با دیدگاهی آینده‌پژوهانه بهره گرفته شده است.

اقتصاد سیاسی

رقابت ژئواکونومیک چین و آمریکا در حوزه شورای همکاری خلیج فارس

صفحه 233-270

https://doi.org/10.22054/qpss.2025.81476.3463

سارا تاجیک، مسعود موسوی شفایی

چکیده در چارچوب نظریه گذار قدرت[1]، می‌توان ادعا کرد که  نظم جهانی در حال تجربه بازتوازن قدرت بین غرب و شرق است. در خاورمیانه، این چرخش به وضوح قابل مشاهده است، جایی که چین و آمریکا بر اساس راهبردهای ژئواکونومیک خود در حال رقابت برای نفوذ و قدرت‌یابی هستند. این رقابت ژئواکونومیک نشان‌دهنده تغییرات عمیق در زنجیره جهانی ارزش و به تبع آن نظم اقتصادی و ژئواکونومیک حاکم بر منطقه خاورمیانه و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس است. هدف پژوهش این است که با بهره‌گیری از نظریه «گذار قدرت» به چگونگی تاثیرگذاری رقابت میان چین و آمریکا بر نظم ژئواکونومیک منطقه خاورمیانه بپردازد. پرسش پژوهش این است که رقابت چین و آمریکا در شرایط گذار قدرت، چگونه بر نظم ژئواکونومیک منطقه خاورمیانه و به‌طور خاص شورای همکاری خلیج فارس اثر می‌گذارد؟ فرضیه به این صورت است که رقابت بین چین و آمریکا در فضای گذار قدرت، بر اساس سه مولفه تجارت، سرمایه‌گذاری و انتقال فناوری که در دل زنجیره‌های ارزش جهانی نهفته است، موجب تاثیرگذاری بر نظم ژئواکونومیک منطقه می‌شود.
 
[1]. Transition of Power

روابط بین الملل

گفتمان ضد تروریسم آمریکا و چین و منطق نتیجه ـ تناسب

صفحه 271-313

https://doi.org/10.22054/qpss.2025.82586.3502

لیلا مروتی، ارسلان قربانی، سید علی منوری

چکیده حادثه یازده سپتامبر با بسط دامنه‌ فعالیت‌های تروریستی در مقیاس جهانی، توجه کنشگران نظام بین‌الملل را به تهدیدات برآمده از تروریسم معطوف نمود. این مقاله درصدد توضیح و تبیین گفتمان‌های ضدتروریستی آمریکا و چین در چارچوب منطق نتیجه و تناسب می‌باشد. پرسش اصلی مقاله این است که چگونه می‌توان با توجه به منطق نتیجه و تناسب، نحوه‌ مواجهه‌ آمریکا و چین را با پدیده تروریسم تبیین نمود؟ در پاسخ به این پرسش، مقاله مدعی است که گفتمان ضدتروریستی آمریکا در قالب گفتمان نتیجه‌‌محور و در مقابل گفتمان ضدتروریستی چین در قالب گقتمان تناسب ‌محور قابل ارزیابی می‌باشند. یافته اصلی مقاله این است که رویکرد ضدتروریستی آمریکا بر منطق نتیجه حاکم است بر این مبنا تصمیمات ضدتروریستی آمریکا در عرصه‌ سیاست خارجی معطوف به کسب نتیجه‌ مطلوب حتی به قیمت استفاده از جنگ و زور نظامی می‌باشد. در مقابل، چین در خصوص مبارزه با تروریسم رویکرد چندجانبه و تعاملی با کشورهای دیگر، رژیم‌سازی و عضویت در سازمان‌ها و نهادهای بین‌المللی را در دستور کار قرار داده است. بر این اساس، منطق حاکم بر اقدامات ضد تروریستی چین منطق تناسب است. این مقاله با استفاده از روش تحلیل گفتمان و نظریه‌ لاکلا و موف نگاشته شده است.