نشریه پژوهش های راهبردی سیاست یک نشریه با داوری بسته و دوسو ناشناس و با دسترسی آزاد است که از سوی دانشگاه علّامه طباطبائی به عنوان دانشگاه پیشرو در علوم انسانی و اجتماعی در ایران منتشر می شود. این نشریه به منظور فراهم نمودن محیط فکری برای پژوهشگران ملّی و بین المللی با تمرکز بر مباحث پژوهش های راهبردی سیاست پایه گذاری شده است. این نشریه در پاسخ به پیشرفت های صورت گرفته در حوزه پژوهش های راهبردی سیاست انتشار یافته و هدف آن انتشار مقالات با کیفیت که یافته های مرتبط با موضوعات مهم پژوهش های راهبردی سیاست را گزارش می دهند می باشد.
به منظور دسترسی آسان و جهانی به آخرین یافته های پژوهشی، این نشریه به عنوان یک نشریه دسترسی-آزاد پایه گذاری شده است. برای اطلاع از هزینه داوری کلیک کنید.
نشریه پژوهش های راهبردی سیاست در دو نسخه چاپی و آنلاین منتشر می شود.
چکیده مصدق در تاریخ معاصر ایرانیان شخصیتی اثرگذار است که اقدامات ضداستعماری و ضداستبدادی او در زمینه ملی کردن صنعت نفت و مقابله با سیاستهای رضاشاه و محمدرضا شاه در اذهان ایرانیان به نیکی یادآوری میشود. اغلب نوشتههایی که در مورد مصدق وجود دارد ناکامی مصدق در ادامه پیگیری حقوق ملت ایران چه در عرصه داخلی و چه در عرصه بینالمللی را ناشی از اقدامات و توطئههای دشمنان و مخالفان داخلی و بینالمللی ایجاد شده علیه او میدانند. کمتر نوشتهای این مسئله را ناشی از شخصیت مصدق و نوع تصمیمگیری وی در امور میداند. در این مقاله ما باهدف بررسی شخصیت مصدق در پی پاسخ به این سؤال هستیم که چگونه شخصیت مصدق بر تصمیمگیریهای سیاسی کلان و نوع مواجه وی با مردم تأثیرگذار بوده است؟ روش مقاله، کیفی از نوع تحلیل اسنادی و مبتنی بر منابع کتابخانهای است چارچوب نظری مقاله ترکیبی از شخصیت مهرطلب هورنای و کهن الگوی پرسونای یونگ میباشد.
مهسا شاه محمدی، مجتبی مقصودی، محمدعلی خسروی، نادر هوشمندیار
چکیده دوتابعیتیها از مباحثی است که سالها به مسئلهای بعضا چالش برانگیز در جمهوری اسلامی ایران مبدل شده است. در این پژوهش با روش کیفی و با تکیه بر اصل مسئولیت دولتها تلاش میشود ارزیابی آسیبشناسانه رویکردهای موجود در قبال ایرانیان دوتابعیتی تبیین گردد. پرسش اصلی آن است که «رویکردهای موجود نسبت به ایرانیان دوتابعیتی کدامند و مسئولیت دولتها در قبال آنها چیست؟» فرضیه اصلی این است که غالب شدن دیدگاه صرفا تهدیدمحور و یا فرصتمحور طی چند دهه اخیر در میان دولتها بجای تدوین سیاستهای میانهرو در کنار پیچیدهتر ساختن مسئله ایرانیان دو تابعیتی و حتی فاصله گرفتن بیشتر ایرانیان خارج از کشور، هزینههای بسیاری را برای منافع ملی ایران رقم زده است. در ادامه، این امر مورد بررسی قرار میگیرد که با توجه به مسئولیت دولتها در اموری همچون پیگیری و حفظ حقوق اتباعشان در داخل و خارج از کشور، فراهمسازی زمینههای لازم جهت فعالیت اجتماعی و اقتصادی تمامی اتباع ایرانی و ... ایجاد تعادل میان دیدگاه منفی و مثبت مسئولان از یک سو و ایجاد جاذبههای اعتمادساز در میان دو تابعیتیها از سوی دیگر میتواند زمینهساز الگوی بهینه حل و فصل معضل ایرانیان دوتابعیتی گردد.
چکیده بیتفاوتی سیاسی به دلزدگی سیاسی، بیمیلی سیلی، بیکنشی سیاسی و عدم تمایل فرد به مشارکت سیاسی اطلاق میشود. هدف پژوهش، مطالعه عوامل مؤثر بر بیتفاوتی سیاسی دربازه زمانی 1401-1380 است. روش پژوهش از نوع فراتحلیل کمی است که محقق با استفاده از مرور ادبیات و تحقیقات صورت گرفته در بازه زمانی 1380 الی 1401، بیتفاوتی سیاسی با حجم نمونه 11 تحقیق را شناسایی و آنها را برحسب روش، حجم نمونه، ضرایب همبستگی و سطح معنیداری، جامعه آماری و سال دستهبندی و سازماندهی کرده است. یافتههای تحقیق نشان داد بین عوامل سیاسی (بیاعتمادی سیاسی؛ بیگانگی سـیاسی؛ عدم برخورداری از حقوق شهروندی؛ فـرهنگ سیاسی پایین)، عوامل اجتماعی (قانونگریزی اجتماعی؛ احساس بیعدالت اجتماعی؛ آنومی اجتماعی؛ فقدان شفافیت اجتماعی؛ کیفیت پایین زندگی)، عوامل فرهنگی (مصرف رسانههای جمعی، میزان دینداری؛ آنومی فرهنگی، فردگرایی)، عوامل اقتصادی (محرومیت نسبی، بیکاری، طبقه اجتماعی- اقتصادی) و عوامل جمعیتی (تحصیلات، میزان درآمد و سن) با بیتفاوتی سیاسی رابطه معنیداری دارند. نتایج نشان میدهد بیتفاوتی سیاسی متاثر از عوامل متعدد اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی است که ضرورت دارد برای جلوگیری از بروز این پدیده، زمینههای مشارکت سیاسی شهروندان در امور جامعه از طریق ارتقای پایگاه اجتماعی- اقتصادی افراد، تقویت عزت نفس، احساس کارایی، افزایش اعـتماد سیاسی و اجتماعی، تقویت مولفههای دینداری، برقراری عـدالت اجـتماعی و افزایش رضایت از زنـدگی فراهم شود.
چکیده تحول جنگها و شکلگیری گونهای جدید از آن با عنوان جنگهای شبکهای و نحوه بازدارندگی در برابر آن، تبدیل به دغدغهای اساسی در میان کشورها شده است، اما ادبیات روابط بینالملل نسبت به این وضعیت پاسخگو نبوده یا پاسخ مناسبی ارائه نداده است. پرسش این است که بازدارندگی در برابر جنگهای شبکهای چگونه خواهد بود؟ در پاسخ به پرسش اصلی، فرضیه مقاله این که بازدارندگی شبکهای با تمرکز بر معادله قدرت متمرکز تهدید، با عنوان بازدارندگی شبکهای تمرکزگرا، ابزاری کارآمد در برابر جنگهای شبکهای محسوب میشود. برای بررسی این فرضیه از روش ابداکشن در قالب نظریه پیچیدگی آشوب بهره گرفته میشود. در این پژوهش، رفتار سیستم بینالملل در قالب سیستمهای انطباقی پیچیده بازگفت میشود و با توجه به تغییر شکل نظم به نظم شاخهای و دگرگونیهای ایجاد شده به تبع آن، بازدارندگی شبکهای تمرکزگرا بهعنوان نمونهای نوآورانه از موج ششم بازدارندگی مدلسازی میشود و کارآمدی آن در وضعیت کنونی جمهوری اسلامی ایران در شبکه منطقهای غرب آسیا مورد بررسی قرار میگیرد.
چکیده عربستان سعودی بهعنوان کشوری تأثیرگذار در معادلات نظم منطقهای غرب آسیا، جمهوری اسلامی ایران را بهعنوان اصلیترین رقیب منطقه ای خود تعریف کرده است. هدف این پژوهش کاربردی، ترسیم و تدوین سناریوهای آینده سیاست خارجی عربستان سعودی در قبال ایران بر پایه روش GBN است. جامعه آماری پژوهش شامل دو دسته اسنادی و نخبگی و جامعه نخبگی نیز به دو دسته افراد دانشگاهی و اجرایی تقسیم شدند. حجم جامعه نمونه بر پایه جدول مورگان محاسبه شده است. روش نمونهگیری نیز هدفمند و از نوع انباشتی و روش گردآوری اطلاعات به دو طریق کتابخانهای و میدانی میباشد. ابزار گردآوری نیز مصاحبه، فیشبرداری و پرسشنامه است. یافته پژوهش، شناسایی چهار سناریوی «A»، «B»، «C» و «D» میباشد. در ارزیابی کلی سناریوها میتوان چنین نتیجه گرفت که سناریوی A بر پایه شواهد به نظر میرسد محتملتر باشد. البته در صورتی که پیشرانهای آشوبساز مانند نقش منفی امریکا و رژیمصهیونیستی غالب نشود.
چکیده شبکههای اجتماعی مجازی در زندگی امروز بشر دارای اهمیت و نقش بسیار تعیین کنندهای هستند. این رسانهها با توجه به شرایط فنی و امکان کنشگری که برای مخاطبین خود بوجود میآورند، قابلیت ایجاد فرصت و تهدید را بصورت همزمان برای کاربران خود ایجاد میکنند. در ایران سیاست فیلترینگ همواره مورد نقدهای جدی قرار گرفته است. این پژوهش کاربردی با توجه به اهمیت نقش اخلاق در سیاستگذاری که میتواند ضمن سهولت پذیرش توسط مردم باعث کم هزینهتر شدن سیاستگذاری گردد به بررسی توجیهپذیری اخلاقی فیلترینگ در شبکههای اجتماعی میپردازد. روش گردآوری دادههای این پژوهش تلفیقی از روش کتابخانهای و میدانی است. مطابق یافتههای این پژوهش اکثریت مطلق مخاطبین، سیاست فیلترینگ را اخلاقی نمیدانند. مطابق نظر مخاطبین، فیلترینگ در محورهای ذیل با موازین اخلاقی در تعارض است: عدم توجیه و اقناعسازی مردم، تضییع حق فردی و کرامت انسانی، آسیب به منافع مردم، بینتیجه و غیر کاربردی بودن، زمینهسازی تخلف و فساد، بیعدالتی در دسترسی به امکانات فضای مجازی، غیرمنصفانه بودن و تضعیف صداقت و شفافیت. در نهایت نیز پیشنهادهای کاربردی برای کاهش تبعات فیلترینگ ارائه میشود.
چکیده بسیاری از تحلیلگران، قدرتگیری جریانات پوپولیســـتی در اروپا را نماد و مُسَـــبِب ناپایداری و «گسست سیاست» اروپایی خوانده اند. ظهور سریع رهبران و احزاب پوپولیست در قدرت از میانه دهه 2000 تا سالهای پایانی دهه 2010 نشان داد که شیوع و مقبولیت پوپولیسم به بالاترین حد خود در 30 سال گذشته رسیده است. به ویژه از سال 2016، به قدرت رسیدن احزاب و جنبش های پوپولیستی مخالف آموزههای لیبرالیســـتی در اروپا و ایالات متحده به نگرانی ها در خصوص گسترش شیوه های اقتدارگرایی سیاست در این کشورها دامن زده است. پرسش اصلی پژوهش این است که علل و زمینه های قدرتیابی جریانات پوپولیستی و بهویژه احزاب راست رادیکال در طی دو دهه گذشته در اروپا چه بوده است؟ یافتههای پژوهش با بهرهگیری از رویکردی بدیع در قالب نظریه «عرضه و تقاضا» پوپولیستی نشان می دهد که مطالبات و نارضایتی های 1- اقتصادی و 2- اجتماعی- فرهنگی در سَمت تقاضا (رویکرد پایین به بالا) و در مقابل، استراتژی ها و سازوکارهای سیاسی- نهادی بکار گرفته از سوی دولتمردان و احزاب پوپولیستی در سَمت عرضهِ سیاست های پوپولیستی (رویکرد بالا به پایین)، موجب رویآوری رأیدهندگان اروپایی به رهبران و احزاب راست افراطی و فراهم شدن شرایط بسیج سیاسی شهروندان از سوی این احزاب شده است. روش پژوهش، کیفی از نوع تبیین علی و روش گردآوری داده ها کتابخانه ای است.