تحول و تطور علم سیاست در آمریکا و فرانسه
صفحه 9-37
محمدباقر خرمشاد
چکیده با هدف فهم چگونگی تحول و تطور علم سیاست در دو جامعهی آمریکا و فرانسـه، ایـن نوشـتار بـا
روشی مقایسهای به این سوال اصلی پاسخ میدهـد کـه سـیر تحـول و تطـور علـم سیاسـت در آمریکـا و
فرانسه چگونه بوده است و چه تأثیرات و تأثراتی از یکدیگر داشتهاند. مطالعهی سیر تحول علم سیاسـت
در فرانسهی دوران آگوست کنت و امیل دورکهایم )به عنوان پدران بنیانگذار جامعـه شناسـی مـدرن( و
بررسی روند تطور این علم در آمریکـای پناهگـاه اندیشـمندان و عالمـان اروپـایی، در خـلال دو جنـگ
جهانی اول و دوم، دغدغهی این تحقیق است. ملاحظـه مـیشـود کـه بـاوجود تأثیرپـذیریهـای اولیـهی
آمریکا از اروپا در انتقال یافتههای علمی علوم انسانی و علوم اجتماعی قرنهای هجده و نـوزده؛ در قـرن
بیستم )خصوصاً نیمهی دوم این قرن( آمریکـا بـا اصـول و قواعـد حـاکم بـر آن، در رونـدی متفـاوت و
متمایز به مهد تولد، شکلگیری و تطور علوم سیاسی نوین تبدیل میشود به گونهای که تمام جهـان و از
جمله اروپا و فرانسه تحت تأثیر آن قرار میگیرند. تحول علم سیاست در آمریکاست که به شکلگیـری
جامعهشناسی سیاسی امروزین منجر میشود، در حالی که فرانسه برای سالیان سال گرفتار سایهی سنگین
حقوق عمومی در حوزه مطالعات سیاسی است
ارزیابی مقاله ی »ایران؛ استعمار سرخ و سیاه« به عنوان عامل شتاب زا در انقلاب اسلامی ایران (بر اساس تئوری تحول انقلابی چالمرز جانسون)
صفحه 39-60
عباس نعیمی، شهناز کریمی، علی مرشدی زاده
چکیده هدف اصلی مقالهی حاضر عبارت است از ارزیابی مقالهی »ایران: استعمار سرخ و سیاه« به عنوان
عامل شتابزا در روند انقلاب اسلامی ایران. درواقع پرسش عمدهی این مقاله بدین قرار است که مقالهی
مذکور چگونه به عنوان عامل شتابزای انقلاب ایران عمل کرده است. بر این اساس نظریهی تحول
انقلابی چالمرز جانسون چارچوب نظری مقاله را شکل داده است. یافته های پژوهش نشان میدهد که
چاپ مقالهی »ایران: استعمار سرخ و سیاه« به نام مستعار احمد رشیدی مطلق در تاریخ 17دی 1356در
روزنامهی اطلاعات به عنوان یکی از عوامل شتابزای انقلاب ایران بوده است که به دنبال آن زنجیرهی
مکرر »تظاهرات - مراسم چهلم« شکل گرفت و به حرکت انقلاب ایران شتاب بخشید. روش تحقیق
مقاله، تاریخی است و روش گردآوری دادهها نیز کتابخانهای است
تحلیل گفتمان سرمقاله های کیهان، اطلاعات و جمهوری اسلامی، درباره ی حوادث پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری اسلامی ایران (از 23خرداد تا 31تیر 1)
صفحه 61-88
حسن بشیر، حمیدرضا حاتمی
چکیده انتخابات دهمین دورهی ریاست جمهوری ایران نه تنها به لحاظ رقابت جدی دو جریان اصولگرا و اصلاحطلب از حساسیت ویژهای برخوردار بود، بلکه به لحاظ حوادثی که پس از آن رخ داد و نیز طیفبندی درونی اصولگرایان و اصلاحطلبان، نیازمند مطالعهی جدی است. در این مقاله تلاش شده است ناگفتهها و لایههای پنهان در گفتمان روزنامههای کیهان، اطلاعات و جمهوری اسلامی دربارهی حوادث پس از انتخابات دهمین دورهی ریاست جمهوری، از 23خرداد تا 31تیر ،1388در چارچوب بررسی یادداشتهای روز و سرمقالههای آنها در این ایام، با استفاده از »الگوی عملیاتی تحلیل گفتمان« )پدام(، کشف، تحلیل و مقایسه شود. یافتههای تحقیق نشان میدهد که در گفتمان روزنامهی اطلاعات در مدت مورد بررسی، میتوان »قابل پذیرش نبودن نتایج انتخابات«، »تأکید بر نقش عوامل داخلی در بروز حوادث پس از انتخابات« و »ابطال انتخابات« را به عنوان دالهای مرکزی دانست. همچنین در گفتمان روزنامهی جمهوری اسلامی، »قابل پذیرش نبودن نتایج انتخابات«، »تأکید بر نقش عوامل داخلی در بروز حوادث پس از انتخابات«، و »دفاع از راه حلهای هاشمی رفسنجانی برای برون رفت از وضعیت پس از انتخابات« به عنوان دالهای مرکزی قاب
استخراجاند و در گفتمان سرمقالههای روزنامهی کیهان، دالهای مرکزی متفاوتی وجود دارد که عبارتند: از »دفاع از نتایج انتخابات«، »تأکید بر پیوند عوامل داخلی و خارجی در بروز حوادث پس از انتخابات« و »دفاع از راه حلهای مقام معظم رهبری برای برون رفت از وضعیت پس از انتخابات
آثار فکری گولنیسم و جنبش نور در سیاست و حکومت ترکیه
صفحه 89-115
حشمت اله فلاحت پیشه، صفر ولدبیگی
چکیده جنبش" گولن "در ترکیهی نوین، امروزه به عنوان یکی از جریانهای مهم فکری در دو حوزهی
"اسلام مدنی" و " اسلام سیاسی" در آن کشور، و منطقهی خاورمیانه شناخته شده است. این جنبش،
درصدد بهبود اوضاع سیاسی، فرهنگی و اقتصادی جامعهی ترکیه با استفاده از تفسیر رابطهای توأم با
مدارا میان دین و سیاست، اقتصاد ملی و الگوی اسلام لیبرال در عرصههای سیاسی و مدیریتی با تأکید بر
کار فرهنگی است. طرفداران گولن که خود را به واسطهی او وارث افکار »بدیعالزمان شیخ سعید
نورسی« میدانند، معتقدند که الگوی سیاسی، فکری آنها پاسخگوی نیازهای عمدهی زمانه؛ همچون
»وحدت«، »عدالت« و » توسعه« میباشد و مسائل و اختلافات مزمنی؛ مانند »موضوع کردی« و همزیستی
دوازده استان کردنشین ترکیه با ترکها نیز در قالب تعالیم نورسی و گولن قابل حل میباشد. در
عرصهی خارجی نیز، وحدت در دنیای اسلام، بخشی از تعالیم این جنبش است. آموزش فرهنگی و
سیاسی بخشی از اصول جنبش به شمار میآید که هدف آن، تربیت نسل جدیدی است که بتواند با
حداکثر استفاده از فرصتهای موجود و با اتحاد و آگاهی معنوی در مسیر توسعهی کشور گام بردارد.
بازخوانی بنیادهای فکری و اهداف سیاسی این جنبش از آن رو مهم است که نمیتوان میزان تأثیر
گولن در اعتقادات و نظرات سیاسی مقامات گذشته و حال ترکیه مانند »احمد داوود اغلو«، »رجب
طیب اردوغان« و »عبداالله گُل« را انکار کرد. سیاست و مواضع داخلی و بینالمللی ترکها در سه
دههی اخیر از این رهبر فکری و معنوی و جنبش فراگیر او متأثر بوده است. از دههی 1980میلادی به
بعد تمامی نخست وزیران و رؤسای جمهور ترکیه هر یک به نحوی درصدد برقراری ارتباط حسنه با
»فتحاله گولن« و جنبش او، »گولنیسم« برآمدهاند یا اینکه با توجه به نفوذ معنوی و اجتماعی آن، در راه
فعالیتهای دینی و آموزشی این جریان مانع تراشی ننمودهاند. این نفوذ معنوی و اجتماعی، در تحولات
مختلف کشور ترکیه، مولفههای سیاسی خود را بروز میدهد.
الگوی رفتاری آمریکا در قبال بیداری اسلامی: عملگرایی محتاطانه
صفحه 117-141
ابوذر گوهری مقدم
چکیده تحولات بیداری اسلامی در منطقهی خاورمیانه پس از سال 2011میلادی نظم منطقهای را در ابعاد
مختلف تغییر داده و سیاستهای بازیگران منطقهای و فرامنطقهای را متأثر ساخته است. در این میان ایالات
متحده -که پس از جنگ جهانی دوم منافع گستردهای را در این منطقهی استراتژیک برای خود تعریف کرده
است- بیش از هر دولت دیگری دچار بحران منافع شده است. مقالهی حاضر به بررسی منافع ایالاتمتحده در
خاورمیانه پرداخته و آثار بیداری اسلامی را بر این منافع به آزمون میگذارد. این مقاله به دنبال پاسخ به این
پرسش اساسی است که نحوهی سیاستگذاری و راهبردهای ایالاتمتحده در قبال خیزش بیداریاسلامی در
منطقهی خاورمیانه از چه الگویی پیروی میکند. نتیجهی این تحقیق نشان میدهد که اوباما با اتخاذ سیاست
خارجی عملگرایانه به دنبال مدیریت بحران به وجود آمده در منطقهی خاورمیانه است. در این راستا از
اقداماتی نظیر مداخلهی مستقیم نظامی تا تغییرات ظاهری در نخبگان حاکم را در دستور کار خود قرار داده و
در درازمدت نیز تلاش میکند از طریق کمک به انجام اصلاحات درونی، تداوم حضور نظامی در منطقه و
کشورهای هدف، پرهیز از اتکای به متحد واحد، ترویج مدل اسلامگرایی سکولار، نزدیکی به جامعهی
مدنی و اسلامگرایان منطقه، تقویت گفتمان حقوق بشر و پیشبرد روند سازش، چالشهای ناشی از بروز
بیداری اسلامی در منطقه را مدیریت نماید
تحلیل هزینه – فایده ی راهبرد حمایت همهجانبه از رژیم صهیونیستی در سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا
صفحه 141-132
محمدحسن خانی، محمدمسعود صادقی
چکیده سیاست خارجی ایالات متحدهی آمریکا در دهههای گذشته بر حمایت همهجانبه و همسویی مطلق بـا منافع اسرائیل در منطقهی خاورمیانه و در سطح نظام بینالملل استوار بوده است. این حمایت همه- جانبه علاوه بر منافعی که برای ایالات متحده داشته هزینههایی را نیز برای این کشور در پی داشته است. از آنجا که بر مبنای نظریهی تصمیمگیری عقلایی ) (Rational Decision Theoryافراد تصمیم گیرندههای منطقی و عقلایی هستند، سود و زیان احتمالی هر عمل را محاسبه میکنند و بهترین تصمیم را با استفاده از عقل و منطق خود بر میگزینند، این مقاله بر آن است تا با استفاده از مدل تصمیمگیری تحلیل هزینه- منفعت ) (Cost-Benefit Analysisبه این سؤال پاسخ دهد که حمایت ایالات متحدهی آمریکا از اسرائیل چه منافع و هزینههایی برای این کشور داشته است. بر اساس یافتههای این تحقیق هزینههای مالی ناشی از کمکهای سالیانه، مخدوش شدن رابطهی آمریکا با جهان اسلام، هزینههای مرتبط با جنگهای متعدد در خاورمیانه، که به بهانهی تأمین امنیت اسراییل آغاز شدهاند نظیر جنگهای 33و 22روزه لبنان و غزه و نیز اشغال عراق و افزایش احساسات ضد آمریکایی در جهان در زمرهی هزینههای این حمایت به شمار میرود. جلب و تضمین حمایت همهجانبهی اسرائیل و لابی صهیونیستی از دولت آمریکا در زمرهی مهمترین منفعتهای حمایت آمریکا از اسرائیل میباشد
فرهنگ استراتژیک و الگوی رفتاری چین در مدیریت بحرانهای بین المللی (مطالعه ی موردی بحران سوریه)
صفحه 163-193
اصغر جعفری ولدانی، لیلا رحمتی پور
چکیده به دنبال شکلگیری مناظرهی چهارم در عرصهی نظریات روابط بینالملل؛ فرهنگ از اهمیتی برابر با
مولفههای مادی در شکلدهی به رفتار کشورها برخوردار گردید. در بستر و چهارچوب این نظریات،
فرهنگ به طور اعم و فرهنگ استراتژیک به طور اخص از جمله عوامل داخلی شکل دهنده به مبانی
هویتی هر بازیگر در عرصهی روابط بینالملل مطرح میشود که با تأثیرگذاری بر نگرش نخبگان و
دولتمردان و همچنین جامعهی یک کشور، قابلیت اثرگذاری بر نحوهی عملکرد یک کشور در
مدیریت بحرانهای بینالمللی را دارا میباشد. بدین ترتیب شناسایی مولفههای شکل- دهنده به مبانی
هویتی یک کشور و از آن جمله فرهنگ استراتژیک کشورها، کمک بسیار موثری در فهم چرایی
کنش کشورهای مختلف در بحرانهای بینالمللی از جمله قدرتهای بزرگی چون چین- بدست
خواهد داد. این موضوع بویژه در رابطه با بحرانهای بینالمللی در منطقهی خاورمیانه )به طور مشخص
در بحران سوریه( به دلیل اهمیت و حساسیت زیاد این منطقه قابل تأمل است. لذا ما در این مقاله در
صدد پاسخ به این سوال میباشیم که فرهنگ استراتژیک چین چه تأثیری بر الگوی رفتاری آن در
مدیریت بحرانهای بینالمللی بطور عام و در بحران سوریه به طور خاص دارد
