اقتصاد سیاسی
سارا تاجیک؛ مسعود موسوی شفایی
چکیده
در چارچوب نظریه گذار قدرت[1]، میتوان ادعا کرد که نظم جهانی در حال تجربه بازتوازن قدرت بین غرب و شرق است. در خاورمیانه، این چرخش به وضوح قابل مشاهده است، جایی که چین و آمریکا بر اساس راهبردهای ژئواکونومیک خود در حال رقابت برای نفوذ و قدرتیابی هستند. این رقابت ژئواکونومیک نشاندهنده تغییرات عمیق در زنجیره جهانی ارزش و به تبع آن ...
بیشتر
در چارچوب نظریه گذار قدرت[1]، میتوان ادعا کرد که نظم جهانی در حال تجربه بازتوازن قدرت بین غرب و شرق است. در خاورمیانه، این چرخش به وضوح قابل مشاهده است، جایی که چین و آمریکا بر اساس راهبردهای ژئواکونومیک خود در حال رقابت برای نفوذ و قدرتیابی هستند. این رقابت ژئواکونومیک نشاندهنده تغییرات عمیق در زنجیره جهانی ارزش و به تبع آن نظم اقتصادی و ژئواکونومیک حاکم بر منطقه خاورمیانه و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس است. هدف پژوهش این است که با بهرهگیری از نظریه «گذار قدرت» به چگونگی تاثیرگذاری رقابت میان چین و آمریکا بر نظم ژئواکونومیک منطقه خاورمیانه بپردازد. پرسش پژوهش این است که رقابت چین و آمریکا در شرایط گذار قدرت، چگونه بر نظم ژئواکونومیک منطقه خاورمیانه و بهطور خاص شورای همکاری خلیج فارس اثر میگذارد؟ فرضیه به این صورت است که رقابت بین چین و آمریکا در فضای گذار قدرت، بر اساس سه مولفه تجارت، سرمایهگذاری و انتقال فناوری که در دل زنجیرههای ارزش جهانی نهفته است، موجب تاثیرگذاری بر نظم ژئواکونومیک منطقه میشود. [1]. Transition of Power
جواد عرب عامری؛ محسن اسلامی؛ سید مسعود موسوی شفایی؛ محمد حسین جمشیدی
چکیده
بنیامین نتانیاهو اصلیترین چهره صحنه سیاسی اسرائیل طی یک دهه گذشته به شمار میرود. از آنجایی که وی سهم مهمی در شکل دادن به رفتار و تصمیمات سیاست خارجی این رژیم در صحنه بینالمللی داشته است، این پژوهش میکوشد سبک رهبری و خصایص شخصیتی وی را بعنوان یکی از عوامل تاثیرگذار و در عین حال مغفول مانده در تحلیل رفتار سیاست خارجی اسرائیل مورد ...
بیشتر
بنیامین نتانیاهو اصلیترین چهره صحنه سیاسی اسرائیل طی یک دهه گذشته به شمار میرود. از آنجایی که وی سهم مهمی در شکل دادن به رفتار و تصمیمات سیاست خارجی این رژیم در صحنه بینالمللی داشته است، این پژوهش میکوشد سبک رهبری و خصایص شخصیتی وی را بعنوان یکی از عوامل تاثیرگذار و در عین حال مغفول مانده در تحلیل رفتار سیاست خارجی اسرائیل مورد بررسی قرار دهد. از اینرو فرضیه اصلی مقاله این است که رفتار سیاست خارجی اسرائیل طی یک دهه گذشته بیشتر متاثر از نظام ادراکی و سبک رهبری بنیامین نتانیاهو بوده است. چارچوب مفهومی و روشی مورد استفاده، روش تحلیل خصایص رهبری مارگارت هرمن با تکیه بر متغیر پیچیدگی مفهومی در آن است. نتایج این پژوهش که حاصل تحلیل محتوای کمی دادههای گفتاری نتانیاهو طی بازه زمانی 2009 تا 2019 است، نشان میدهد سطح پایین پیچیدگی مفهومی و رویکرد سیاه و سفید به مسائل سیاست خارجی همراه با سطح بالای باور به توانایی کنترل رویدادها، تمایل بالا به قدرت و بیاعتمادی شدید به دیگران به رویکرد تهاجمی و بازصفتانه نتانیاهو در سیاست خارجی اسرائیل شکل داده است که نمود آن را میتوان در بزرگنمائی تهدید ایران و مخالفت با ایده تشکیل دولت مستقل فلسطینی مشاهده کرد.