تحولات جهان اسلام
فاطمه سوری؛ غلامرضا خواجه سروی
چکیده
این مقاله به تحلیل تحول مفهوم مقاومت تحت تأثیر انقلاب اسلامی ایران میپردازد و بهویژه بررسی میکند که چگونه این انقلاب بهعنوان یکی از مهمترین رویدادهای سیاسی قرن بیستم با معرفی نوعی مقاومت که بر مبنای مذهب و معنویت استوار است، گفتمانهای سیاسی و فکری را دگرگون کرده است. این مقاله با بهکارگیری روش تحلیل محتوای کیفی بر روی ...
بیشتر
این مقاله به تحلیل تحول مفهوم مقاومت تحت تأثیر انقلاب اسلامی ایران میپردازد و بهویژه بررسی میکند که چگونه این انقلاب بهعنوان یکی از مهمترین رویدادهای سیاسی قرن بیستم با معرفی نوعی مقاومت که بر مبنای مذهب و معنویت استوار است، گفتمانهای سیاسی و فکری را دگرگون کرده است. این مقاله با بهکارگیری روش تحلیل محتوای کیفی بر روی متون بنیادین و گفتارهای ایدئولوگهای اصلی انقلاب، به واسازی مؤلفههای اصلی این چارچوب نوظهور میپردازد. یافتهها سه چرخش گفتمانی محوری را شناسایی میکنند: ۱) محوریت یافتن اصول الهیاتی شیعی بهعنوان منطق اصلی مبارزه سیاسی و جابجاسازی بنیادهای سکولار- ناسیونالیستی یا مارکسیستی؛ ۲) بازتعریف «رهاییبخشی» از یک هدف عمدتاً مادی و ضداستعماری به یک مأموریت تمدنساز و آخرالزمانی و ۳) برساختن مدلی تحت عنوان «مقاومت تعالیگرا» که مبارزه را نه یک راهبرد واکنشی بلکه یک کنش وجودی، هویتبخش و ایجابی تعریف میکند. این مقاله استدلال میکند که سهم گفتمانی اصلی انقلاب، نه صرفاً افزودن یک نمونه مذهبی به مدلهای مقاومت، بلکه ارائه فعالانه یک چارچوب نظری بدیل بود. این چارچوب با به چالش کشیدن مفروضات غالباً سکولار در نظریههای مقاومت پسااستعماری، مسیرهای تحلیلی جدیدی برای درک تقاطع دین، هویت و منازعات سیاسی میگشاید.
غلامرضا خواجه سروی؛ محمد تنگستانی نژاد
چکیده
این پژوهش با روشی کیفی و انجام تحلیل تماتیک (مضمونی) به دنبال تحلیل رفتار سیاسی افراد یک واحد اجتماعی در واکنش به رفتار اقتصادی دولت است. دولت ها بعنوان نهادهایی تأثیرگذار با افراد، خانواده ها و جامعه ارتباط برقرار می کنند. هر راهبردی از سوی این واحدهای سیاسی، متضمن پاسخ از طرف دیگر حوزه های بیرونی است. افراد جامعه معمولاً ...
بیشتر
این پژوهش با روشی کیفی و انجام تحلیل تماتیک (مضمونی) به دنبال تحلیل رفتار سیاسی افراد یک واحد اجتماعی در واکنش به رفتار اقتصادی دولت است. دولت ها بعنوان نهادهایی تأثیرگذار با افراد، خانواده ها و جامعه ارتباط برقرار می کنند. هر راهبردی از سوی این واحدهای سیاسی، متضمن پاسخ از طرف دیگر حوزه های بیرونی است. افراد جامعه معمولاً به رفتار دولت ها بخصوص در حوزه اقتصادی واکنش نشان می دهند. بویژه اگر این دخالت دولت، واجد دلالت های هنجارین مانند عدالت باشد. اساساً فعالیت های اقتصادی دولت ها با هدف بسط عدالت است. دولت نهم فعالیت گسترش بنگاه های زودبازده را به منظور گسترش عدالت انجام داد. طبق یافته ها ضریب جینی در مناطقی که منابع مالی هدایت شده اند، کاهش پیدا می کند. دولت نهم در شروع کار خود سعی در توجه بیشتر به مناطق روستایی داشت. با توجه به کاهش ضریب جینی و افزایش احساس برابری در این مناطق، نوعی کنش سیاسی در قالب اجتماعسازی و بسیج سیاسی رخ داد که بعنوان سرمای های اجتماعی برای دولت نمایان شد. این بازنمایی بویژه در انتخابات ریاست جمهوری دولت دهم بعنوان ماحصل این اجتماعسازی و ارتقای سرمایه اجتماعی بعنوان پیامد سیاسی گسترش بنگاه های کوچک در مناطق روستایی شناسایی شده است.