مقایسه ی نوسازی ایران و ترکیه در دوران رضاشاه و آتاتورک

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار علوم سیاسی دانشگاه اصفهان

چکیده

سده ی بیستم شـاهد پیـدایش دولـتهـای شـبه مـدرن در دو کشـور ایـران و ترکیـه بـود. مصـطفی کمـال
آتاتورک پس از انحلال امپراطوری عثمانی، اقدامات وسیعی را در زمینهی نوسازی توأم بـا دیـنزدایـی
آغاز کرد. در ایران نیز رضاخان میرپنج پس از انقراض قاجاریه، راه نوسازی را در غربـی سـازی یافـت.
تاریخ روابط خارجی میان دو کشور و بـه خصـوص سـفر تـاریخی رضاشـاه بـه ترکیـه نیـز پیونـد نظـری
رویکرد دو زمامدار را عمیقتر سـاخت و رضاشـاه در پیگیـری سیاسـت غربـی سـازی و بـه ویـژه کشـف
حجاب مصممتر شده ام ا علیرغم شباهت رویکرد نظـری، مقایسـه ی اقـدامات غربـی سـازی رضاشـاه و
آتاتورک نشان میدهد که تفاوت بسیار زیادی در شدت و تنوع این اقدامات وجود دارد. حذف سلسله
مراتب مذهبی، انحلال مدارس دینی و دادگـاه هـای شـرع، تعطیـل خانقـاه هـا، منـع بـه کـارگیری علائـم
مذهبی، تدوین قانون مدنی اروپایی و ضداسلام، تغییر الفباء، الزام به قرائت نماز، قرآن و اذان به ترکی و
تغییر تعطیلی از جمعه به یکشنبه از جمله اقداماتی بود که توسط آتاتورک صـورت پـذیرفت، ولـی در
ایران انجام نشد. همچنین نوع مقاومت در برابر غربی سـازی متفـاوت بـود. بسـیج اجتمـاعی فراگیـری در توصیف کند »مذهب و سازمان روحانیت« است. علاوه بر این، فقدان سنّت اندیشـهای عریـق در ترکیـه،
همجواری ترکیه با غرب، وجود دیوانسالاری قوی به جا مانده از امپراطـوری عثمـانی و تهدیـد مرزهـای
ترکیه توسط یونانیها از دیگر عوامل مؤثر به شمار میآید. در این پژوهش از رویکرد تحلیل تاریخی و
روش تحقیق مقایسهای استفاده شده است

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Comparative Analysis of the Westernzation in Iran and Turkey under Reza Shah and Ataturk

نویسنده [English]

  • Hamid Nassaj
چکیده [English]

.
In the early decades of the twentieth century, semi-modern states emerged in Iran
and Turkey. Mustafa Kemal Ataturk, who managed to establish Turkey on the
remains of the Ottoman Empire, tried hard to modernize turkey with Anti-religious
approach. In Reza Khan successfully toppled the rotten Qajar Dynasty and took hold
of the throne, Likewise, he believed in modernization through the process of
westernization.
Foreign relations between two countries, and especially Reza Shah`s historic
visit to Turkey, Strengthened the theoretical bond of the two rulers.
when Rezashah returned, he became more determined in his Westernization
policy and particularly unveiling women.
Despite similar theoretical approaches and the influence of Turkey on Iran,
Comparing the westernization of Ataturk and that of Reza Shah reveals many
differences in their magnitude and range. Ataturk omitted religious ranking,
religious schools Sharia courts, and monasteries. He prohibited any religious signs
and established European anti-Islamic civil law; he promulgated the payer, Quran,
and Azan to be done in Turkish, and made a weakened change from Friday to
Sunday; none were done by Reza Shah. The resistance in the two countries was
different too. There was no social mobilization in Turkey and the resistance was
regional and temporary. The question of this paper is which factors,despite similar
theoretical approach, caused. the different achievements of Reza Shah and Ataturk.
The main factor that can explain these differences (differences in the magnitude and
the type of resistance) is "religion and the organization of clergies. Moreover, the
lack of deep thought tradition in turkey, turkey’s neighborhood with west, strong
bureaucracy remained from Ottoman Empire and finally territorial threats by Greeks
are other influential elements

کلیدواژه‌ها [English]

  • Iran
  • turkey
  • Reza Shah
  • Ataturk
  • Religion
  • Islam
  • clergy
  • Westernization
  • Modernization

رویکرد غربی سازی یکی از مهمترین رویکردهایی بود که برای جبـران عقـب مانـدگی و رسـیدن بـه
توسعه و پیشرفت در کشورهای توسعه نیافته مورد توجه قـرار گرفـت. بسـیاری از نخبگـان فکـری در
اولین مواجه هی خود با غرب این رویکرد را در پیش گرفتند. باورمندان این دیـدگاه در مقطـع زمـانی
تقریباً یکسانی در زمان آتاتورک و رضاشاه در دو کشور ایران و ترکیه قدرت را در دست گرفتند.
مقایسهی اقدامات رضاشاه و آتاتورک شباهت فـوق العـادهای را آشـکار مـیسـازد. اقـدامات هـر
دوی آنان را میتوان در چارچوب نظریهی نوسازی اولیه قرار داد. هر دو اروپا را الگـو قـرار دادنـد و
سیاست غربی سازی را در پیشگرفتند. نوسازی از نظر آنان فرآینـدی اجتنـابناپـذیر و البتـه مطلـوب
بود. تلاش برای همگونسازی و لباس متحدالشکل نشان میدهد که به تجانسآفرینی نوسازی معتقـد
بودند و بر تسریع آن اصرار می ورزیدند. به شکلی افراطی، نوسـازی را تبـدیل دهنـده قلمـداد کـرده و
خواهان تبدیل سریع تمام وجوه سنّت به مدرن بودند؛ اما در این میان دو ویژگی از مکتب نوسـازی را
در اقدامات آنان نمیتوان یافت؛ یکی تدریجی بودن نوسازی و دیگری به هم پیوسـتگی عرصـههـای
گوناگون جامعه در نوسازی. هم رضاشاه و هم آتاتورک در صدد بودند تـا در فرآینـدی زورمدارانـه
و به زور سرنیزه مردم را به سمت نوسازی سوق دهنـد و دیگـر و )بـه ویـژه رضاشـاه( بـه آزادیهـای
سیاسی و رقابت حزبی به عنوان جلوههای نوسازی در عرصهی سیاسی توجـه نداشـتند. آنهـا تغییـر در
عرصههای فرهنگ، دین، آموزش و اقتصاد را با جدیت دنبال کردند، اما پس از بـه قـدرت رسـیدن،
نوسازی در عرصهی سیاست را به کندی پیگیری کردند.1
.1برای آشنایی با مکتب نوسازی و مؤلفههای آن، به منابع زیر مراجعه کنید: - آلوینسو، تغییر سیاسی و
توسعه، ترجمهی محمود حبیبی مظاهری، پژوهشکدهی مطالعات راهبردی، تهران، چاپ دوم، ،1380بخش
اول و نیز حسین بشیریه، دولت عقل، تهران، نشر علوم نوین، .1374و نیز نعمتاالله فاضلی، ارزیابی
انتقادی نظریهی نوسازی، نامهی پژوهش ،1تابستان .1375
مقایسه نوسازی ایران و ترکیه در دوران رضاشاه و آتاتورک 103
امـا بـا وجـود شـباهت رویکـرد نظـری و تأثیرپـذیری نسـبی ایـران از ترکیـه، مقایســهی اقـدامات
غربیسازی رضاشاه و آتاتورک نشان میدهد که تفاوت بسیار زیادی در شدت و تنوع ایـن اقـدامات
وجود دارد. همچنین نوع مقاومت در برابر غربیسازی در ایران و ترکیه متفاوت بود. بسـیج اجتمـاعی
فراگیری در ترکیه صورت نپذیرفت و تمام مقاومتها به صورت مقطعی و منطقهای بود.
پرسش این نوشتار آن است که کدامین علل یا عوامل سببساز تفاوت عملکـرد رضاشـاه و
آتاتورک با وجود شباهت رویکرد نظری بودهاند. در این پژوهش از رویکرد تحلیـل تـاریخی و
روش تحقیق مقایسهای استفاده شده است. روش مقایسهای به تشابه ها و تفاوتهایی عنایت دارد
که در واحـدهای بـزرگ اجتمـاعی وجـود دارنـد)لیتـل، .(45 :1381در ابتـدا لازم اسـت آشـنایی
اجمالی با رویکرد نظری نوسازی اعمال شده در ایران و ترکیه صورت پذیرد.
الف( نوسازی از بالا
"برینگتون مور" در بررسی و مقایسهی تاریخی خود، از سـه راه بـرای رسـیدن بـه نوسـازی نـام
میبرد: شیوهی نوسازی دموکراتیک اولین تجربهی نوسـازی اسـت کـه در کشـورهای آمریکـا،
انگلیس و فرانسه به وقوع پیوست. شیوهی نوسازی کمونیستی یا توتـالتیر در چـین و روسـیه رخ
داد. شیوهی نوسازی و انقلاب از بـالا در ژاپـن و آلمـان پیـاده شـد)مـور:31ــ .(28شـیوهای را کـه
آتاتورک و رضاشاه در پیشگرفتنـد، عمـدتاً بـه نـام اتاتیسـم مـیشناسـند. اتاتیسـم ) etatismیـا
(statismیکی از انواع مشهور نوسازی از بالا است. اتاتیسم را دخالت دولت بهعنوان پیشـگام و
هدایتگر توسعه و صنعت تعریف کردهاند؛) (Aktan, 1999بررسیِ عملکرد نوسازی از بالا را بـا
آتاتورک آغاز میکنیم:
-1آتاتورک
»مصطفی« در سال 1881در سالونیک، که اکنون جزءیونان اس، بهدنیا آمد. پدرش کارمند فقیر
مســلمان گمــرک و مــادرش یــک زن دهــاتی بــود. )رابینســون، ( 34: 1347در ســال 1895وارد
دانشکدهی نظامی شد. در سال 1899بهعنوان دانشـجوی افسـری رسـتهی پیـاده بـه دانشـکدهی
جنگ استانبول راه یافت. در سال 1902به گذراندن یک دورهی افسری ستاد اشـتغال یافـت. در
دانشکدهی افسری اسم کمال به نام او اضافه شد. او در ژانویهی 1905با درجهی سـروانی فـارغ
التحصیل شد)لوییس،.(341 :1372
104فصلنامه پژوهشهای راهبردی سیاست، سال دوم، شماره ،5تابستان 92
جنگ جهانی اول در 28ژوئیه 1914آغاز شد. دولت عثمانی از 29اکتبر در کنار آلمان و
اتریش رسماً وارد معرکهی جنگ جهانی گردید)ایگدمیر، » .(11-12 :1348مصطفی کمال« از 25
آوریل 1915در شبه جزیرهی گالیپولی، که از مدخل جنوبی داردانل محافظت میکند، فرماندهی
عملیات را بر عهده گرفت و نیروهای متحدین را وادار به عقبنشینی کرد. کمال به درجهی
سرهنگی ارتقا یافت و از او در استانبول مانند یک قهرمان استقبال شد).(Zurcher,2000:256
»مصطفیکمال« تنها فرماندهی نظامی در ارتش عثمانی بود که درخلال جنگ هیچگاه شکست
نخورد)لوییس، .(344 :1372
»مصطفیکمال« بعد از بازگشت بیمار شد و برای معالجه به وین رفت. در این سـفر بـود کـه
اروپــا را از نزدیــک دیــد و بــا مقایســهی وضــعیت اروپــا و ترکیــه افکــار تــازهای در او شــکل
گرفت)ایگدمیر، 4 :1348و .(32امپراتوری عثمانی در جنگ جهانی اول شکسـت خـورد و رهبـرانِ
ترکهای جوان به خـارج از کشـور گریختنـد و یـا پنهـان شـدند و زمـام امـور بـه دسـت یـک
سیاستمدار سالخوردهی طرفدار انگلیس به نام »توفیق پاشا« افتاد)باربر، .(235 :1372
19مه» 1919مصطفیکمال« در بندر سامسون پای بر خاک آناتولی نهـاد، چهـار روز قبـل از
آمدن »مصطفی کمال« سپاه یونان با موافقت متفقین به ازمیر حمله کـرده بـود. )ایگـدمیر،-9 :1348
(38او با همکاری عدهای از ارتشیان و مردم محلی گـروه مقـاومتی را در برابـر یونانیـان تشـکیل
داد. وی به دنبال این اقدام به پایتخت احضار گردید و پس از اسـتنکاف وی، از تمـام سـمتهـا
برکنار شد)باربر،.(231-140 :1372
در سال 1919انتخابات پارلمانی عثمـانی برگـزار شـد و بسـیاری از طرفـداران »کمـال« رأی
آوردند. خود او نیز نمایندهی ارزروم شد، اما به اسـتانبول نرفـت)لـوییس،2 :1372و .(351بـه دنبـال
انحلال پارلمان در 11آوریل توسط خلیفه، گروههـایی از نماینـدگان بـه آنکـارا آمـده و در 23
آوریل نخستین جلسـهی مجمـع کبیـر ملّـی را در آنکـارا تشـکیل داده و »مصـطفیکمـال« را بـه
ریاست مجلس برگزیدند)رابینسون، 6 :1347و.(287
در اینسو کشورهای پیروزِ جنگ، که در پی تجزیهی عثمانی بودند، معاهدهی »سور« را در
10ژوئن 1920بر سلطان عثمانی تحمیل کردند که بر طبق آن عثمانی به استانبول و بخشهـایی
از آناتولی محدود میشد.) . (Eric,1996:118یونانیها به آقشهیر، بورسـه و ادرنـه حملـه کـرده و
پیشروی خود در آنـاتولی را شـدت بخشـیدند)رابینسون،سـال: .(389نیروهـای تـرک بـه فرمانـدهی
»مصطفی کمال« به پیروزی چشمگیری دست یافته و یونانیها را عقب راندند هرچند در جریـان
مقایسه نوسازی ایران و ترکیه در دوران رضاشاه و آتاتورک 105
این پیروزی بسیاری از مردم عادی شهر، که یونانی یا ارمنی بودند، جان باختنـد وبخشـهای غیـر
ترکنشین شهر در آتش سوزانده شد. به دنبال این پیروزیها لقب غازی به معنـای فـاتح توسـط
مجلس کبیر ملّی به وی داده شد). (Eric,1996:119
»مصطفی کمال« پس از پیروزی بر یونانیان پیشنهاد صلحی را به انگلیسیها ارائـه داد کـه بـه
امضای قرارداد آتش بس در 11اکتبر 1922منجر شد و در 20نوامبر 1922کنفـرانس صـلح در
لوزان گشایش یافت که برطبق آن استقرار مجدد حاکمیـت کامـل و تقسـیمناپـذیر تـرکهـا بـر
تقریباً تمامی سرزمینی که امروزه ترکیه را شامل میشود، به رسـمیت شـناخته شـد)لـوییس،:1372
.(356اکنون »مصطفیکمال« موفق شده بـود سـرزمین مشخصـی را بـه نـام ترکیـه از باقیمانـدهی
امپراطوری عثمانی تشکیل دهد و کشورهای فاتح نیز آن را به رسمیت شناخته بودند. پس از آن
آتاتورک در چهار مرحله خلافت عثمانی را ملغی ساخت:
مرحلهی اول - تصویب قانون اساسی و اعطای حاکمیت به ملّـت در مجلـس ترکیـه: در 20
ژانویه ،1921مدتی پیش از آن که جنگ پایان پذیرد، »کمـال« مجلـس موقّـت آنکـارا را وادار
ساخت تا قانون اساسیای را تصویب کند، َبراساس آن قـانون، حاکمیـت بلااسـتثناء و بلاشـرط
متعلق به ملّت است.
مرحلهی دوم- جدایی سلطنت و خلافت و الغای سلطنت: روز اول نوامبر 1922شـش هفتـه
بعد از خاتمهی جنگ، بر اساس طرحی که »مصطفیکمال« به مجلس کبیر ارائه داد، خلافـت و
سلطنت از هم جدا شدند و سلطنت ملغی گردید .
مرحلهی سوم- تأسیس جمهوری: 29اکتبر مجلس بعد از بحث و جدل بسیار، قـانونی را بـه
تصویب رسانید که براساس آن نوع حکومت کشور ترکیه جمهوری شد و آتاتورک بـه عنـوان
اولین رئیس جمهور ترکیه تعیین شد.
مرحلهی چهارم- الغای خلافت: در روز سـوم مـارس 1924سـه قـانون از تصـویب مجلـس
گذشت؛ خلعِ خلیفه، انحلال خلافت و اخراج کلیهی اعضای خاندان عثمانی از ترکیه)رابینسـون،
.( Eric, 1996: 119 و132 :1348 ، و ایگدمیر264 :1372 ، و باربر356 :1342 ، و لوییس290 :1347
-2رضاشاه
»رضاشـاه« در 24اسـفند 1255ه.ش مطـابق بـا 16مـارس 1877م در قصـبهی آلاشـت از توابـع
سوادکوه مازندران به دنیا آمد)قاضـی .(4 :1372رضا تا چهارده سالگی هیچ آموزشی ندید و حتـی
106فصلنامه پژوهشهای راهبردی سیاست، سال دوم، شماره ،5تابستان 92
سواد خواندن و نوشتن را یاد نگرفت. از پانزده سالگی به عنـوان قـزاق پیـاده بـه فـوج سـوادکوه
پیوست و از همان موقع بیباکی و رشادتش مورد توجه قرار گرفت)عاقلی21 :1377ـ.(17
رضاخان در سرکوب شورشهای زیادی نقش داشت و در تمـام آنهـا نیـز از خـود رشـادت
فراوان نشان داد. از جمله میتوان به سرکوب قیام حاجملا قربانعلی مجتهد در زنجان، رحیمخان
چلیبانلو و شاهسونها در اردبیل، شورش محمدعلیمیرزا شاه مخلوع و دو برادرش شعاعالسلطنه
و سالارالدوله، اشرار و راهزنان تربتجـام و بـافرز اشـاره کـرد. در سـال 1918/1297رضـاخان
درجهی میرپنجی )سرتیپی( را از احمدشاه دریافـت نمـود و فرمانـدهی آتریـاد )تیـپ( همـدان و
سپس فرماندهی آتریاد )تیپ( تهران شد و در چند مأموریت جنگـی شـرکت کـرد. از جملـه در
گیلان با میرزاکوچکخان جنگلی نبرد کرد)عاقلی،4 :1377ـ.(23
در نخستین ساعات بامداد سوم اسفند 21/1299فوریه 1921رضاخان در رأس یـک نیـروی
دوهزار و پانصد نفری وارد تهران شـد و در کودتـایی کـه تنهـا 5کشـته داشـت، پایتخـت را بـه
اشغال خود درآورد)معظمپور .(82 :1383شاه ناچار شد سیدضیاءالدین طباطبایی را نخست وزیـر و
فرماندهی دیویزیون )لشکر( قزاق را به رضاخان بدهد. رضاخان نیز به سردارسپهی ملقـب و بعـد
از مـدتی وزیـر جنـگ نیـز شـد)عـاقلی، .(31 :1377در طـول مـدت دوسـال بـه ترتیـب سیدضـیاء،
میرزااحمدخان قوامالسلطنه، مشـیرالدوله، مجـدداً قـوامالسـلطنه، میرزاحسـن مسـتوفیالممالـک و
مجدداً مشیرالدوله نخست وزیر شدند)مهدوی:.(12 :1377
نهایتاً شاه نتوانست در برابر اصرار رضاخان مقاومت کند و در 9آبان 1923/1302رضـاخان
را به نخستوزیری منصوب و روز 11آبان ایران را به قصد اروپا ترک کرد. عزیمت احمدشـاه
از قضا فردای روزی بود که سلطان محمد ششم پادشاه عثمانی از سلطنت کنارهگیری کرد و در
ترکیه اعلام جمهوی شد و ژنرال» مصطفیکمال پاشا« به ریاست جمهوری کشور جدیـد ترکیـه
برگزیـده شـد. رضـاخان در 9آبــان 1923/1302نخسـتوزیـر شــد و دوسـال بعـد در 9آبــان
1925/1304ســلطنت قاجــار را ملغــی کــرد و در 22آذر پادشــاه شـــد. وی در 25شــهریور
1941/1320از ســلطنت کنــارهگیـــری کــرد و در 4مــرداد 1944/1323در ژوهانســـبورگ
درگذشت)عاقلی،65 :1377ـ.(40

مقایسه نوسازی ایران و ترکیه در دوران رضاشاه و آتاتورک 107
ب( جدول مقایسهی اقدامات نوسازی/غربیسازیِ رضاشاه و آتاتورک
آتاتورک رضاشاه
انحلال خلافت ششصد سالهی عثمانی که
مورد احترام مسلمانان سنّی در تمام جهان
1924.بود
انحلال سلسلهی 130سالهی قاجاریه 1که از
سوی شیعیان مقدس و اسلامی شمرده نمیشد.
1304/1925
حذف شیخالاسلام به عنوان بالاترین مقام
مذهبی و جلوگیری از هرگونه دخالت روحانیون
در سیاست و حکومت. 2مقام شیخالاسلامی
دومین مقام بعد از خلیفه بود که بسیاری از عزل و
نصبها را انجام میداد.1924
مرجعیت نهادی نبود که رضاشاه بتواند آن را
حذف کند.
حذف وزارت شرعیات و اوقاف که نماد
حضور دین در عرصهی سیاست محسوب
میشد و رسیدگی به امور مذهبی و اوقاف را بر
عهده داشت. در نتیجه این اقدام زمینهای
اوقاف دولتی شدند.3
-
استانبول نزدیک به پانصد سال پایتخت
امپراطوری عثمانی بود و جایجای آن
گذشتهی اسلامی را در خاطرهها زنده میکرد.
و این برای رهبران جدید ترکیه خوشآیند نبود.
آنها پایتخت اسطورهای عثمانی را رها کردند و
دهکدهای را در قلب آناتولی به پایتختی
برگزیدند41923
انحلال تمامی مدارس دینی و مکتبخانهها
51924دخالت در امور حوزهها
مدارس ترکیه به صورت مختلط در آمدند6
.1حسینیان، ،1382ص .360
.2محمد رضا حیدر زاده نایینی، .36-7 :1380و نیز ایگدمیر، .132 :1348و نیز ژان پل رو،.212 :1352
572 :1372 ،. لوییس3
365 :1372 ،. لوییس4
.5حیدرزاده، .52 :1380و نیز ایگدمیر، .144-6 :1348و نیز نورالدین، .207-9 :1380
.276 :1372 ،. باربر6
108فصلنامه پژوهشهای راهبردی سیاست، سال دوم، شماره ،5تابستان 92
ـ انحلال دادگاههای شرع و انجام امر قضا
در دادگاه های ملّی توسط حقوقدانان و نه
روحانیون شرعی 1 1924
ـ محدود کردن دادگاههای شرع
ممنوع شدن پوشیدن لباسهای روحانیت به
جز برای تعداد محدودی که رسماً تعیین
میشدند. آنها هم صرفاً در مسجد میتوانستند
بپوشند2.1925
به جز این 8گروه بقیه از پوشیدن لباس
روحانیت منع شدند: 1ـ مراجع تقلید 2ـ مراجع
امور شرعی دهات در صورت قبولی در امتحان
3ـ فقیهان اهل سنّت 4ـ امامان جماعت دارای
محراب 5ـ محدثین که از دو نفر مجتهد اجازهی
روایت داشته باشند 6ـ طلاب شاغل به تحصیل
که از عهده امتحان برآیند 7ـ مدرسین فقه و
اصول و حکمت الهی 8ـ روحانیون ایرانی
غیرمسلمان3
ـ تمام طریقتها و اخوتها منحل و ممنوع
اعلام شد، داراییهای آنان ضبط گردیده و
خانقاهها و اماکن مقدس آنان بسته شد و از
گردهمایی آنان برای دعا جلوگیری به عمل
41925آمد
خانقاهها در ایران مؤثر نبودند
خواسته شد تا از لباس مشترک بین تمامی
ملل متمدن جهان یعنی لباس غربی و کلاه
استفاده کنند و بر سر داشتن فینه -کلاهی سرخ
رنگ و مخروطی شکل- جرم محسوب شد
51925
در 10دی ماه 1928/1307قانون تغییر لباس
به تصویب رسید. که همهی مردم را موظف به
پوشیدن لباس متحدالشکل میکرد. 6در سال
1935 /1314و بعد از بازگشت رضاشاه از سفر
ترکیه، استفاده از کلاه پهلوی ممنوع شد و مردم
ملزم به استفاده از کلاه بینالمللی گردیدند7
در سال 1925مصطفیکمال و مقامات کشف حجاب در 4مرحله انجام شد: -1
371 :1372 ،. لوییس1
.2ایگدمیر، 158 :1348ونیز پل رو، .214 :1352و نیز رابینسون، 300 :1347
.3حسینیان، 1 :1382ـ 390و نیز اتابکی، 197 :1385
568 :1372 ،. لوییس4
301 :1347 ، و نیز رابینسون377 :1372 ، و نیز لوییسEric,1996: 120 .5
390ـ1 :1382 ،. حسینیان6
.7هوشنگمهدوی، 7 :1377ـ 34همچنین برای مقایسهی دقیق ایران و ترکیه در این مورد مراجعه شود به
.183-222 :1385 ،اتابکی
مقایسه نوسازی ایران و ترکیه در دوران رضاشاه و آتاتورک 109
عالیرتبهی کشوری همراه با همسرانشان در
کلوپ رقص حاضر شدند و این در حالی بود
که کمتر کسی زن و شوهر را همراه با یکدیگر
در مجامع عمومی میدید. به دنبال حمایت
مصطفیکمال کلوپهای رقص در بسیاری از
شهرهای ترکیه افتتاح شد.1
حمایت پلیس از بیحجابها -2برقراری جلسات
کشف حجاب در مدارس -3تشویق به کشف
حجاب -4زور و اجبار در مقابل مخالفین. وزیر
معارف در فروردین 1935/1314در مدرسه شاپور
شیراز از اصناف مختلف دعوت کرد. در این مراسم
عدهای دختر جوان با چهرهی باز و گیسوان نمایان
به پایکوبی پرداختند. همچنین در 17دیماه
1936/1314رضاشاه، همسر و دودخترش بدون
حجاب در مراسم فارغالتحصیلی دانشسرای تهران
شرکت کردند.2
ـ قانون مدنی کاملاً اروپایی و ضد اسلام که
عمدتاً از سوییس اخذ شده بود. از مهمترین
مفاد این قانون: لغو تعدد زوجات، اعطای حق
طلاق به زنان، امکان ازدواج زن مسلمان با مرد
غیرمسلمان، برابری زن و مرد در حقوق از جمله
دیه و ارث، حق آزادانهی تغییر مذهب، برابری
مسلمان و غیرمسلمان، حذف مجازات های
اسلامی و... 31926
در سال 1928/1307اولین قانون مدنی به
تصویب مجلس رسید. مواد قانونی آن در
موضوعات عمومی ترجمه از حقوق فرانسه بود،
اما در موارد مرتبط با احوال شخصیه تدوینی
مجدد از احکام اسلامی بود. 4این قانون ) قانون
مدنی(که تلفیق فقه و حقوق جدید بود بعد از
انقلاب اسلامی هم تغییر عمدهای نکرد.
ازدواج مدنی اجباری شد. در این ازدواج نیازی
به خطبه و صیغهی عقد نیست. فرزندان حاصل از
ازدواجی که در نزد مقامات دولتی ثبت نشده بود،
غیرقانونی محسوب شدند. 51926
ـ در 28ژوئن 1928قانون منع ایجاد
انجمنهای مذهبی تصویب شد که به موجب
آن، کلیهی سازمانهایی که براساس اشتراک
ایجاد محدودیت در مراسم مذهبی مثل عزاداری
و نه منع آنها: بایستی در مساجدی که دولت تعیین
میکند و در زمان کمتر از 2ساعت و با کسب
1. Eric,1996: 121.
396ـ9 :1382 ،. حسینیان2
.3ژان پل رو، 214 :1352و نیز لوییس، 381 :1372
.4محمدوحید قلفی، ،1379ص .132
5. Online Book: Countrystudies/Turkey in: http://countrystudies.us/Turkey.
و نیز حیدرزاده، .72 :1380
110فصلنامه پژوهشهای راهبردی سیاست، سال دوم، شماره ،5تابستان 92
دین، نژاد، طبقه یا خویشاوندی تأسیس یافته
بودند، غیرقانونی اعلام شدند1
اجازهی قبلی از پلیس منعقد شود. وعاظ نیز باید در
چارچوب معینی که پلیس تعیین میکند، صحبت
کنند.2
منع به کارگیری علائم مذهبی، عبارات
مذهبی از سردر اماکن عمومی زدوده شد
31927حتی آتاتورک نام »مصطفی« را که
اسلامی بود از نام خود حذف کرد.
ــ
به دستور آتاتورک گروهی مأموریت یافتند
زبان ترکی را از واژههای عربی و فارسی
پالایش کنند.
در ابتدای سال 1935/1314نیز به دستور
رضاشاه فرهنگستان ایران به منظور پیراستن زبان
فارسی از واژههای دشوار و بیگانه تشکیل شد.4
الفبای ترکی تغییر یافت و و نگارش با الفبای
عربی ممنوع شد 1928تغییر خط میراث فرهنگی
یک ملت را دگرگون میکرد و انقطاعی عمیق
با گذشته پدید میآورد.همچنین زبان عربی دارای
اهمیتی دینی بود زیرا زبان عربی و رسمالخط آن،
زبان و رسمالخط قرآن بود5
ــ
تدریس زبان عربی و فارسی در جمیع
مدارس ترکیه و حتی سلام و علیک به زبان
عربی ممنوع شد6
ـ انجمنهای ایالتی و ولایتی تشکیل شد. ــ
حذف رسمی بودن دین اسلام 71928ــ
تقویم ترکیه بر اساس سالهای هجری
تنظیم شده بود ولی در 26دسامبر 1925این
تا سال 1304تقویم مورد استفادهی ایرانیان بر
اساس ماههای عربی بود. در اسفند 1924/1303
.1رابینسون، 312 :1347
51 :1377 ،. عاقلی2
.3حیدرزاده، .74 :1380
178ـ184 :1383 ،. معظمپور4
5. Eric, 1996,122,
و نیز لوییس، 387-8 :1372و نیز اتابکی، 223-252 :1385
.6ژان پل رو، 216 :1352و نیز باربر، 277 :1372
140 :1348 ،. ایگدمیر7
مقایسه نوسازی ایران و ترکیه در دوران رضاشاه و آتاتورک 111
تقویم ملغی و تقویم گرگورین با مبدأ میلاد
مسیح رسمیت یافت1
لایحهی اصلاح تقویم از طرف دولت به مجلس
تقدیم شد که براساس آن مقرر گردید
تاریخگذاری بر اساس سالنامهی خورشیدی باشد،
اما همچنان بر مبنای سالهای هجری بود.2
سوگند نمایندگان و رئیس جمهور نیز تغییر
یافت، از این پس میبایست به شرف خود
سوگند بخورند31928
-
ـ تغییر تعطیلی از جمعه به یکشنبه .1925به این
ترتیب روز جمعه که روز استراحت و عبادت در
آیین اسلام است به روز کاری مبدل گردید4
-
لغو حرمت شراب، براساس قانون سال 1926
منع قانونی نوشیدن شراب حذف شد و انحصار
تولید و فروش آن در اختیار دولت قرار گرفت و
سود حاصله به خزانهی دولت واریز شد.5
-
در سوم اکتبر 1926از مجسمهی آتاتورک
در استانبول پردهبرداری شد به این ترتیب یک
سنّت اسلامی دیگر که منع و حرمت شبیهسازی و
مجسمهسازی بود نادیده گرفته شد. بعداً نیز
مجسمههای بیشتری از آتاتورک در آنکارا و
دیگر شهرها پردهبرداری شد6
-
آتاتورک با شعار »من افتخار میکنم که
یک ترک هستم « و »ترکیه برای ترکها « و با
زدودن انگارههای تحقیرآمیز گذشته درصدد بود
تا ترک بودن را محور هویتی ترکیهی نوین قرار
دهد. او بیان داشت که ترکها اعقاب مستقیم
رضاشاه نیز اولین گامها برای اهمیت بخشیدن
به ایران باستان را آغاز کرد، اما علیرغم آنکه
ایرانیان میراثدار یکی از برجستهترین تمدنهای
کهن بشریت هستد، اقدامات صورت گرفته در
قیاس با تلاشهای آتاتورک برای ساختن و بعضاً
381 :1372 . لوییس1
.176 :1383 ،. معظمپور2
140 :1348 ،. ایگدمیر3
.4رابینسون، 308 :1347و نیر لوییس، 405 :1372
.5حیدرزاده، .74 :1380
6. Zurcher, 2000, 254
و نیز لوییس، 608 :1372
112فصلنامه پژوهشهای راهبردی سیاست، سال دوم، شماره ،5تابستان 92
بزرگترین فاتحان جهان هستند و در پیریزی و
تکامل تمدن جهانی سهم عمدهای دارند. در
ملّیگرایی افراطی ترکی نظریه زبان خورشیدی
مطرح میشد که بر اساس آن زبان ترکی مادر
کلیه زبانهای روی زمین است. نگارش تاریخی
که بر مبنای ترکبودن ترکها باشد آغاز شد1
جعل هویت، اندک و ناچیز بود.
ـ خواندن نماز، اذان و قرآن به زبان عربی
ممنوع شد. به عنوان مثال اذانِ ترکی به این
شکل اقامه میشد: االله اولودور، االله اولودور، االله
دان باشکا کیمسه یوکدور و... که بعداً به جای
واژه االله نیز از کلمه »تانری« استفاده شد2.1933
ــ
در 18دسامبر 1934نیز زنان حق رأیدادن و حق
انتخابشدن به عنوان نمایندهی مجلس را یافتند- 3
اعلام رسمی سکولاریست بودن دولت
ترکیه ــ
پ( مقایسهی نوسازی در ایران و ترکیه
-1وجوه تشابه
* در هر دو کشور سیاستهای نوسازی بر مبنای غربی سازی استوار شده بود. و لذا کشـورهای
ِ اروپایی به عنوان الگو مورد توجه قرار گرفتـه در ایـن مـدلنوسـازی، توسـعه از بـالا بـه جامعـه
تحمیل میشود و لذا توسعه نتیجـهی طبیعـی فعـل و انفعـالات درونـی جامعـه نیسـت. در هـر دو
کشور این نکته نادیده گرفته شد که بدون توجه به مبانی نظری غرب و صـرفاً بـا تقلیـد در نـوع
پوشاک نوسازی به دست نمیآید.
* هر دو کشور به سوی سکولاریسم حرکت کردهاند؛ هر چند که شدت آن متفاوت بـوده
است. در ترکیه این فرآیند حالت دینستیزی پیدا کرد.
1. Karpat , 2001, 776.
و نیز حیدرزاده، 68 :1380و نیز ایگدمیر، 162-4 :1348
104 . و74 :1380 ،. حیدرزاده2
3. Eric1996, 121
و نیز گاندره، 28 :1378و نیز ایگدمیر، 151-2 :1348
مقایسه نوسازی ایران و ترکیه در دوران رضاشاه و آتاتورک 113
* در هر دو کشور نوسازی به کمک نیروهای نظامی صورت گرفت و نقش نیروهای نظامی
به قدری است که بدون حضور آنان امکان تحقق این سیاستها وجود نداشت. جالب است کـه
هم آتاتورک و هم رضاشاه هر دو فرماندهان نظامی بودند که پیش از به قدرت رسیدن، تجارب
مؤفق نظامی داشتهاند.
* به دنبال کمرنگ کردن عنصر مذهب در جامعه، نیاز بـه حضـور عنصـر دیگـری بـرای هویـت
بخشی و انسجامدهی نمادهای اجتماعی ضـروری مـینمـود. در هـر دو کشـور ایـران و ترکیـه عنصـر
ملّیگرایی از اهمیت و جایگاه بسیاری برخوردار شد. در هر دو کشور نیز تلاش شد تا ملّیگرایـی بـر
پایهی باستانگرایی بنا شود. کتابهای تاریخ مورد بازنویسی قرار گرفت تا نقـش ایرانیـان و تـرکهـا
در ساختن تمدن بشری مورد توجـه قـرار گیـرد؛ امـا از دوران اسـلامی بـه اجمـال یـاد شـد. هـر چنـد
تلاشهای ترکیه بسیار وسیع بود و در برخی موارد حالت اغراق و جعل تاریخ به خود گرفت.
* در کشور ترکیه قوم ترک و در ایران قوم فارس به عنـوان محـور قلمـداد شـدند. البتـه در
ترکیه سیاست آتاتورک بر حـذف و ادغـام سـایر اقـوام در هویـت ترکـی بـود، ولـی در ایـران
سیاست رضاشاه بر کمرنگ کـردن و بـیتـوجهی بـه حقـوق سـایر اقـوام قـرار داشـت. چنانچـه
آتاتورک اساساً کردها را به رسمیت نشـناخت و تمـام اتبـاع کشـور را »تـرک« نامیـد. براسـاس
ایدئولوژی کمالیستی، کردها »ترکهای کوهستانی« نامیده شدند! )نورالدین،.(98-100: 1380
-2وجوه اختلاف
مقایسهی اقدامات غربیسازی رضاشاه و آتاتورک نشان داد که تفاوت بسیار زیادی در شدت و
تنوع این اقدامات وجود دارد. در جامعهای که آتاتورک باقی گذاشت هیچ نوع نشانهای از اسلام
رسمی و نهادی نبود. حذف سلسلهمراتب مذهبی، انحلال مدارس دینی و دادگاههای شرع، تعطیل
خانقاهها، منع به کارگیری علائم مذهبی، تدوین قانون مدنی اروپایی و ضد اسلام، تغییـر الفبـاء،
الزام به قرائت نماز، قرآن و اذان به ترکی و تغییر تعطیلی از جمعه به یکشنبه از جمله اقداماتی بود
که توسط آتاتورک صورت پذیرفت، ولی در ایران انجام نشد. 1به نظر میرسد در ایـران اساسـاً
.1البته لازم به تذکر است که جانشینانِ آتاتورک از برخی سیاستهای دینزدایی او عقب نشینی کردند. به
عنوان مثال، جواز قرائت اذان و اقامه و نماز و قرآن به زبان عربی را صادرکردند و یا اجازه شکلگیری مجدد
مدارس مذهبی را البته با کنترل دولتی صادرکردند. در سال 1949نخستین مدارس مذهبی موسوم به مدارس
امام- خطیب یکی در آنکارا و یکی در استانبول گشایش یافت. به دنبال بر سرکار آمدن اربکان تعداد این
مدارس در سال 1997به 600مدرسه رسید. همچنین حزب رفاه اربکان و حزب عدالت و توسعه اردوغان
تاکنون کوششهای زیادی را برای قانونیکردن حجاب و رفع ممنوعیت آن کردهاند ولی تاکنون مؤفق
114فصلنامه پژوهشهای راهبردی سیاست، سال دوم، شماره ،5تابستان 92
فضا برای طرح بسیاری از این اقدامات نیز مهیا نبود چه رسد به اینکه اجرا شود. برخی از اقدامات
آتاتورک در زمان محمدرضاشاه و با فاصلهای تقریباً بیستساله عنوان شد، ولی با مقاومت جدی
روبهرو گردید. بهعنوان مثال میتوان به لایحهی انجمنهای ایالتی و ولایتی و حذف قسم به قرآن
برای نمایندگان مجلس اشاره کرد. در حالی که آتاتورک این موارد و نمونههای مهمتر از آن را
به راحتی بیستسال قبلتر انجام داده بود. توجه به تاریخ انجام اقدامات از سوی آتاتورک نشان
دهندهی سرعت تحولات در این کشور است.
چرا آتاتورک توانست به نسبت رضاشاه چنین اقدامات وسیع و بنیادینی را با راحتی و شدت
بیشتری دنبال کند؟ آیا اقدامات آتاتورک با مقاومت مردم ترکیه روبهرو نشد؟ آیا مـردم ترکیـه
همگی یا اکثراً با این اقدامات موافق بودند؟
ت( مقاومت در برابر غربیسازی در ترکیه
بدیهی است که سیاستهای غربیسازی آتاتورک اعتراضهـا و مخالفـتهـایی را در جامعـهی
ترکیه برانگیزد. اعتراضها به دو دسته تقسیم میشوند:
-1اعتراضهای مسلحانه
* شورش شیخسعید: شیخسعید و هوادارنش هم از طریقت نقشبندیه و هم کُرد بودند؛ و لـذا هـم بـه
سیاستهای آتاتورک در زمینهی تأسیس جمهوری بدونِ خدا معترض بودند و هم بـه سیاسـتهـای
ترکیسازی آتاتورک. این شورش به شدت از سوی ارتش سرکوب شد.
شیخسعید که قصد داشت با تنی چند از همراهانش به خاک ایران پناهنده شود، بـه اسـارت نیروهـای
دولتی درآمد. وی در 4سـپتامبر 1925همـراه بـا 48نفـر دیگـر از پیـروانش توسـط دادگـاه اسـتقلال
دیاربکر به اعدام محکوم شد و روز بعد حکم به اجرا درآمد). (Brocket, 1998:55-7
نشدهاند. )نورالدین، (210-225 :1380شاید برای آتاتورک تصور این مسئله که در ترکیه احزاب اسلامگرایی
چون رفاه، فضیلت و عدالت و توسعه به قدرت خواهند رسید ممکن نبود در واقع هر چه سیاست در ترکیه
دموکراتیزهتر شده رشد اسلامگرایی و به قدرت رسیدن احزاب اسلامگرا بیشتر شده است. برای مطالعه
وضعیت فعلی اسلام گرایی در ترکیه به این منابع مراجعه کنید:
Nader Entessar, The Kemalists : Islamic Revival and the Fate of Secular Turkey,
Library Journal, New York, Apr 15, 2005, vol 130, p.105
وBen Lombardi , the Turkish Labyrinth: Ataturk and the New Islam, Middle East
Policy, Washington, jun 1998, vol 6, p188
مقایسه نوسازی ایران و ترکیه در دوران رضاشاه و آتاتورک 115
* شورش در ریزه ) :(Rizeدر 25نوامبر 1925حدود 1000نفر از دهقانان در برابر مسـجد
شهر ریزه جمع شدند تا نسبت به اقدامات سکولاریسـتی دولـت ترکیـه از جملـه ممنوعیـت فینـه
اعتراض کنند. دهقانان تصمیم به تصرف ژاندارمری گرفتند. درگیری و شورش حدود ده روز به
طول انجامید و به برخی مناطق اطراف نیز سرایت کرد و درنهایت با شکست شورشیان پایان یافت.
دادگاه 8نفر از فعالین شورش را به مرگ محکوم کرد. البته ذکر این نکتـه ضـروری اسـت کـه
عوامل قومی هم در وقوع این حادثه مؤثر بوده است. زیرا مردم منطقهی ریزه از قـوم لاز )(Laz
هستند در حالی که دولت مرکزی آنها را از نژاد ترک محسوب میکرد). (Brocket, 1998: 55-7
* شورش آرارات: به دنبال اعدام شیخسعید در ،1925شالودهی شورش دیگری در زمستان
1925در کوههای آرارات گذاشته شد و به پیروزیهایی هم دسـت یافتنـد. اواسـط ژوئـن1930
کُردها در یک حرکت هماهنگ قصد داشتند مناطق کُردنشین را از تسلط نیروهای ترک خارج
کنند. در ابتدا نیز ارتش ترکیه را شکست دادند اما سرانجام ارتش ترکیه کردها را شکست داده
و احسان نوری و سران عشایری متفقِ او به ایران فرار کردند)بیات، 6 :1374ــ .(32نکتـهی مهـم در
شورش آرارات نسبت به شورش شیخسعید کمرنگتر شدن عنصر مـذهب و پررنـگتـر شـدن
عنصر قومیت است.
- در صبحگاه 23دسامبر 1930شش تن از دراویش نقشبندیه در حالی که مسلّح بودند وارد
یک مسجد در شهر منهمن Menemenشدند. رهبر آنها »گریتلی محمد« ادعای مهدویت کرد و
از نمازگزاران خواست تا به او بپیوندند تا برعلیه دولت کافر و لامذهب آتاتورک قیام کننـد. از
آنجایی که مسلّح بودند نمازگزارانی را که قصد همراهی نداشتند وادار بـه همراهـی کـرده و در
حالیکه گرد پرچم مسجد حلقه زده بودند وارد خیابانهـای شـهر شـدند. آنهـا تکبیرگویـان در
خیابانهای شهر راهپیمایی کرده و اعلام کردند کـه آنهـا پـیشقـراولان لشـگر بـزرگ 70/000
نفری هستند که برای بازگرداندن شریعت در راه است. آنها رهگـذران را نیـز وادار بـه همراهـی
کردند، اما نتوانستند حمایت عالم محلّی »صفیافندی« را جلب کننـد. جمعیـت بـه سـوی مرکـز
شهر در حرکت بود و شعارهای آنها علیـه دولـت آتـاتورک لحظـهبـهلحظـه تنـدتر و گزنـدهتـر
میشد. در میانهی راه سر افسر جوانی را با اره بریدند و سـپس آن را بـر میلـهای نصـب کـرده و
بالای سر گرفته و به حرکت ادامه دادند. در ادامهی مسیر دو نگهبان را هم کُشتند. سپس با یک
واحد نظامی روبهرو شدند؛ زمانی که فرماندهی واحد، فرمان محاصرهی شورشیان را صادر کرد
آنها اعلام کردند که در برابر گلوله مصون هستند و آسیبی نخواهنـد دیـد. از 6درویـش؛ رهبـر
116فصلنامه پژوهشهای راهبردی سیاست، سال دوم، شماره ،5تابستان 92
آنها گریتلی محمد و دوتن دیگر کشته شده و یک نفر به سختی زخمی شد و دو نفر دیگر فرار
کردند که در مانیسا Manisaدستگیر شدند. دادگاه 28نفر از اهالی منهمن، مانیسـا و روسـتاهای
اطراف را مجرم شناخت و به اعدام محکوم کرد). (Brockett, 1998: 56-8
-2اعتراضهای آرام
* در مجلس اول چند نفری از روحانیون عضو بودنـد و اعضـای کمیتـهی شـرعیات مجلـس را
تشکیل میدادند. در پی طرح ایدهی کمال برای جدایی سلطنت و خلافت و انحلال سـلطنت بـه
مخالفت جدی پرداختند و انواع دلایل دینی و حقوقی را برای مخالفت مطرح کردند، سرانجام در
حالی که آتاتورک با رأیگیری مخفی مخالفت میکرد و هوادارانش اسلحههای کمری خود را
کشیده بودند، ایدهی کمال به رأی گذاشته شد و رئیس مجلس اعلام کرد: »به اتفاق آراء تصویب
شد«. برخی نمایندگان که خشمگین بودند اعتراض کردند. زد و خورد شدیدی در گرفت و چند
نفر مجروح شدند. رئیس مجلس در حالی که به »مصطفیکمال« نگاه میکرد گفت: »مجلس کبیر
ملّی ترکیه به اتفاق آراء الغای سلطنت را اعلام میکند«)باربر، 5 :1372ـ .(364بعدها »مصطفیکمال«
گفت که طرح آن روزش تنها یک مخالف داشته است)لوییس .(362 :1372
* در 22نوامبر 1925به دنبال وضع قانون ممنوعیت پوشش فینه و اجباری شدن کلاه غربی،
حدود 45نفر از اهالی شهر قیصریه Kayseriدر حالی که عمامه به سر داشتند با انجام راهپیماییِ
صلحآمیز و بدون ارتکاب هرگونه حرکت خشـونتآمیـز یـا افراطـی، بـه پوشـیدن کـلاه غربـی
اعتراض کردند. رهبر جنـبش یکـی از شـیخهـای نقشـبندیه بـه نـام احمـدهـادی بـود. او مکـرراً
میگفت که قانون بعدی دولت کشف حجاب زنان است. به دنبال انجام این تظاهرات به سرعت
»دادگاه استقلال« تشکیل شد و شیخ احمدهادی و 4تن از همکارانش به جرم اعتراض بـه کـلاه
به مرگ محکوم شدند). (Brockett, 1998: 52
* در 24نوامبر ،1925حدود 20تا 30نفر از نمازگزاران پس از ادای نمـاز صـبح بـه همـراه
شیخعثمان به ساختمان دولتی ارزروم رفتند و عریضهای را مبنی بر درخواست کسب اجازه برای
تداوم استفاده از کلاه محلّی به مقامات دولتی تقدیم کردند. بهخصوص که در زمستانهای سرد
شرق آناتولی، کلاه محلی از کلاه مصوب دولت سودمندتر بود. در طول مسیر نیز عدهای دیگـر
به آنها پیوسته و جمعیتشان به حدود 3000نفر رسید که اکثراً فینه یا عمامه بر سر داشتند. حـاکم
محلّ ِ ی ضمن رد درخواست آنان، دستور دسـتگیری سـخنگویجمـع را صـادر کـرد. معترضـین
مقایسه نوسازی ایران و ترکیه در دوران رضاشاه و آتاتورک 117
شروع به شعار دادن کردند و اعلام نمودند که کلاه نمیخواهند. به دلیل نامعلومی ژاندارمری بر
روی مردم آتش گشود و 23نفر از معترضین کشته شده و بقیه متواری گشتند. دولـت بـه مـدت
یکماه حکومت نظامی اعلام کرد. در خلال این مدت یکماهه دادگـاه نظـامی محلّـی تشـکیل
شد و بیش از 100نفر را محاکمه کرد. از جزئیات محاکمـه و احکـام صـادره اطـلاع دقیقـی در
دست نیست. به نظر میرسد بین 20تا 30نفر از دستگیـرشدگـان از جملــه شیــخعثمـان اعـدام
شده باشند. به دنبال این قضـیه، دادگـاه اسـتقلال آنکـارا نیـز شـیخ عطـوف اسـکلیبلی را کـه از
مخالفین کلاه بود به این حوادث مرتبط ساخت و به مرگ محکوم کرد). (Brockett, 1998: 54
* در 26نوامبر 1925نیز تظاهرات مشابهی در شهر مـاراس ترکیـه برگـزار شـد. در یکـی از
مساجد شهر بر روی درِ مسجد اعلامیهای مبنی بر تقبیح پوشیدن کلاه غربی نصـب شـد. پـس از
نماز، نمازگزاران که با خواندن این اعلامیه تشجیع شده بودند پرچم سبزرنگ مسجد را برداشـته
و در حالیکه شعار میدادند » ماکلاه نمیخواهیم« به سمت خیابانهـای شـهر حرکـت کردنـد.
مقامات دولتی به سربازان دستور دادند تا مسجد را محاصره و نمـازگزاران را دسـتگیر کننـد. 39
نفر دستگیر شدند. دقیقاً معلوم نیست چند نفر از معترضان اعدام شدند؛ چـون برخـی در دادگـاه
نظامی محلّی محاکمه شدند و برخـی بـه آنکـارا فرسـتاده شـده و در دادگـاه اسـتقلال محاکمـه
گردیدند. دادگاه استقلال پنج نفر را به اعدام و 15نفر را به سه تا ده سال زنـدان محکـوم کـرد.
تعداد محکومین دادگاه نظامی معلوم نیست، اما یک سند متعلق به کنسولگـری انگلـیس تعـداد
محکومین به مرگ در دادگاه نظامی را بیست نفر ذکر کرده است). (Ibid:53
* بدیعالزمان سعیدنورسی که از شیوخ طریقت نورجی بود در سال 1925بـه اتهـام مخالفـت
با آتاتورک به همراه 15نفر از پیروانش دستگیر شدند و به زندانهای کوتاه مدت محکوم شدند
) .(Ibid:60نورسی تا سال 1960زنده ماند و در طول این مدت هیچگاه دست از اعتـراض نکشـید
و بسیاری از این مدت را نیز در زندان یا تبعید گذراند )حیدرزاده، .(200 :1380
* بهدنبال تصویب قانون ممنوعیت خواندن اذان، نماز، قرآن و حدیث به زبان عربی، مقامات
دولتی شهر بورسا مأموریت یافتند تا این قانون را در رمضان )دسامبر 1932و ژانویه (1933اجرا
کنند. در اول فوریه یک مؤذن به نام نوپال هلیل از دستور سرپیچی کرد و اذان را به عربی گفت
و متعاقب آن شخص دیگری به نام تاتار ابراهیم نیز اقامه را به عربی بیان کرد. یک پلیس محلّـی
که در صحنه حاضر بود تصمیم گرفت که مراتب را به اطلاع مقامات بـالا برسـاند. اهـل مسـجد
تصمیم گرفتند که به اتفاق به دفتر وزارت اوقاف و نیز والی محلّی رفته و از آنها برای عبادت به
118فصلنامه پژوهشهای راهبردی سیاست، سال دوم، شماره ،5تابستان 92
زبان عربی اجـازه بگیرنـد. تنهـا پاسـخ مقامـات محلّـی دسـتگیری بسـیاری از چهـرههـای اصـلی
معترضین بود. معترضین به دوسال و نیم زندان با اعمال شاقه محکوم شدند). (Ibid:55
در پایــان بایســتی بــه ایــن نکتــه اشــاره شــود کــه از ســوی مســلمانان خــارج از ترکیــه نیــز
مقاومتهایی نسبت به انحلال خلافت و سیاستهای آتاتورک صورت گرفت. بـه عنـوان مثـال
میتوان به مخالفت هندیها به رهبـری آقاخـان هنـدی اشـاره کـرد) . (Ahmad,1998: 54همچنـین
مفتی اعظم مصر و دانشگاه الازهر با انتشـار بیانیـهای بـه شـدت بـه تغییـر لبـاس مسـلمانان تـرک
اعتراض کردند)لوییس، .(378 :1372
ث( مقاومت در برابر سیاستهای غربیسازی در ایران
مقاومتهای صورتگرفته در برابر سیاست غربیسازی رضاشاه به طور عمده توسـط دو گـروه
روحانیون و علما، و ایلات و عشایر بوده است.
-1روحانیون
* اولین مخالفت در همان آغاز و در مخالفت با جمهوری عیان شد. رضـاخان درصـدد انقـراض
قاجاریه و در دست گرفتن کامل قدرت بود. برای این هـدف از شـعار جمهـوری بهـره گرفـت.
شاید بزرگترین منبع الهام وی، آتاتورک در ترکیه بود. چه بسا ایـن تصـو ر کـه بـا اصـل و نسـب
حقیرش نمیتواند پادشاه شود نیز بیتأثیر نبود.
به دنبال طرح بحث جمهوریخواهی از سوی رضاخان، جلسات بحث و بررسی فراوانـی در
قم برگزار شد. در یکی از آن جلسات که شیخ محمدحسـین نـائینی، سیدابوالحسـن اصـفهانی و
شـیخ عبـدالکریم حـائرییـزدی حضـور داشـتند، تصـمیم بـرآن شـد کـه رضـاخان را منصـرف
کنند)بهشتیسرشت .(365 :1380روحانیون بیم آن داشـتند کـه ماننـد ترکیـه پـس از رسـمیت یـافتن
جمهوری، دین و مذهب ملغی گردد و ایـران بـه سرنوشـت ترکیـه دچـار شـود. در جلسـهی 29
اسفند 1924/1302در مجلس بحث جمهوریت پـیش آمـد و اکثریـت مجلـس مـیخواسـتند بـه
خواستهی رضاخان تن دهند و رژیم را از مشروطه به جمهوری تبدیل کننـد. مـدر س ایسـتادگی
کرد. حسین بهرامی )احیاءالسلطنه( سیلی به گوش مدرس زد. سیلی بهرامی به سرعت در تهـران
پیچید و بـر فضـای جامعـه تـأثیر گذاشـت. بـازار تهـران بـه جنـبوجـوش درآمـد. شـیخمحمـد
خالصیزاده در مسجد بازار بر ضد جمهوری سخنرانی کرد. سپس در وسط بـازار نمـاز را اقامـه
مقایسه نوسازی ایران و ترکیه در دوران رضاشاه و آتاتورک 119
کرد و مجدداً سخنرانی مهیجی علیه جمهوریخواهی انجام داد. سپس جمعیت به همراه شیخ بـه
مجلس رفتند و نمایندگان نیز جرأت طرح موضوع را نیافتند.
در 2فروردین 1924/1303مجلس تشـکیل جلسـه داد و تصـمیم داشـت موضـوع را دوبـاره
طرح کند، همین که خبر به مردم رسید از نقاط مختلف تهران به سـوی مجلـس سـرازیر شـدند.
رضاخان همراه عدهی کثیری از نظامیان وارد مجلس شد. شیخ مهدی سلطان در حـال سـخنرانی
بود که رضاخان با شلاق به او زد. مردم نیـز در جـواب سـنگی را بـه رضـاخان زدنـد. رضـاخان
دستور حمله را صادر کرد و عدهای از مردم زخمی و مجروح شدند، اما سرانجام رضاخان ناچار
به عقبنشینی شد)مکی9 :1362ـ .(478و برای خاتمه دادن موضوع راهـی قـم شـد. در 6فـروردین
1924/1303به دیدار علمای ثلاث )اصفهانی، نایینی و حائری( رفت و سپس با صـدور بیانیـهای
از توقف طرح جمهوری خبر داد)بهشتیسرشت، 7 :1380ـ.(366
* اقدام مهم بعدی رضاشاه که با مقاومت علما روبهرو شد قانون نظام اجباری بـود کـه در خـرداد
1925/1304بـه تصـویب رسـید، امــا اجـرای آن بـا احتیـاط و تـأخیر همـراه بـود تـا اینکـه در سـال
1927/1306استاندار اصفهان، ادارهی نظام اجباری را تأسـیس و اعلامیـهای صـادر کـرد. انتشـار خبـر
سربازگیری موجب تشنج و آشوب در اصفهان شد. تظاهرات و تعطیلی عمومی آغاز شـد و مـردم بـه
منزل علما و به خصوص حاجآقا نورا… پناه آوردند. زندگی مـردم، زنـدگی کشـاورزی و دامـداری
بود و جوانان تنها تکیهگاه و نانآوران خانه بودند. در صورت اعزام اجبـاری آنـان بـه سـربازی، نظـام
اقتصادی خانواده متلاشی میشد. از لحاظ اخلاقی نیز نیروهای نظامی بدنام بودنـد و مـردم از حضـور
جوانانشان در نیروهای نظامی وحشت داشتند. حاجآقا نورا… کـه رهبـری قیـام را برعهـده داشـت در
مشورت با علمای اصفهان به این نتیجه رسید که به قم مهاجرت کنند و از آنجا خواسـتههـای خـود را
عنـوان کننــد )حسـینیان 3 :1382ـــ .(381مرحــوم آیــتاالله فشـارکی، شــیخکمــالالـدین شــریعتمــدار،
حـاجآقـامرتضـی رشـتی، سـیدالعراقین، سـیدعلی نجـفآبـادی، سـیدمحمد نجـفآبـادی، مرحـوم
صدرالعلماء، مرحوم چهارسوقی، مدرس احمدآبادی و حدود سیصـد تـن از طـلاب اصـفهان بـه قـم
مهاجرت کردند )نجفی 5 :1378ـ .(382از سایر بلاد نیز علما به قم آمدند. از شیراز مرحوم سـیدعبدالباقی
و سیدعبداالله شیرازی، از همدان شیخ الاسلام همدانی، از خراسان حاجمیرزا عبـداالله، از کاشـان میـرزا
شهابالدین کاشانی، از خمین میرزا محمدمهدی احمدی به قیام پیوستند. سیدابوالحسن اصـفهانی کـه
مرجع تقلید بود و در نجف اشرف حضور داشت نیز در نامهای به حاجآقا نورا... اصفهانی از قیـام وی
حمایت کرد.1
.1برای مشاهدهی متن کامل نامه سیدابوالحسن اصفهانی مراجعه شود به موسی نجفی، 1 :1379ـ360
120فصلنامه پژوهشهای راهبردی سیاست، سال دوم، شماره ،5تابستان 92
در پی مهاجرت علما به قم رضاشاه بسیار وحشت زده شد و در نهایت با پیشـنهادها موافقـت
شد. قرار بر این شد تا از طرف دولت لایحهی مقتضی در زمینـهی اصـلاحات مـورد نظـر هیئـت
علمیهی روحانیون مهاجر به قم تهیه و تقدیم مجلس شود، این لایحه تهیه و تقـدیم مجلـس شـد
اما قبل از آنکه در مجلس طـرح شـود، در شـب چهـاردهم دی 1928/1306حـال شـیخ نـورا...
منقلب شد و به طرز مشکوکی در گذشت )حسینیان، 5 :1380ـ.(383
* در اول فروردین مـاه 1928/1307و بـرای تحویـل سـال نـو عـدهای از درباریـان از جملـه
همسر شاه در حالی که حجـاب اسـلامی را رعایـت نکـرده بودنـد، بـه حـرم فاطمـهی معصـومه
سلاماالله علیها آمده بودند. آیتاالله شیخ محمدتقی بافقی به این امر اعتراض کـرد و رضاشـاه نیـز
وی را مورد ضرب و شتم قرار داد و سپس به زندان فرستاد. به دنبال دستگیری وی، تظاهراتی به
راه افتاد. مردم خشمگین از بیاحترامی شاه به ساحت آستانهی مقدسه و جسارت وی به آیتاالله
بودند و شاه نیز بسیار عصبانی و آمادهی سرکوب عبرتساز بود. آیتاالله حائری حکم کرد کـه
صحبت و مذاکره در اطراف قضیهی اتفاقیه مربـوط بـه شـیخ محمـدتقی بـرخلاف شـرع انـور و
مطلقاً حرام است. به این ترتیب اعتراضات مردمی پایان یافت )حسینیان، 8 :1380ـ.(386
* خبر کشف حجاب مردم مشهد را برانگیخت. روز 22تیر 1935/1314بازاریان بـه تـدریج
مغازهها را تعطیل کرده و به گوهرشاد آمدند، اما این اعتراض سـرکوب شـد. مـأمورین انتظـامی
پس از محاصرهی مسجد دست بـه حملـه زده و عـدهی بسـیاری را کشـته و عـدهای را مجـروح
کردند. نظامیان به سرعت اجساد کشته شدگان را در گودال ریخته و زیر خـاک پنهـان کردنـد.
همچنین آیات عظام سیدیونس اردبیلی، آقازاده، شیخآقابزرگ شاهرودی، سیدعبدا… شـیرازی
و شیخهاشم قزوینی دستگیر و زندانی شدند )عاقلی، .(53 :1377در مورد تعداد کشته شدهها آمـار
دقیقی در دست نیست. برخی منابع یازده نفر و برخی دیگر بیستودو و بعضی چهل تا پنجاه تن
گفتهاند )حسینیان، .(408 :1380
-2مقاومت ایلات و عشایر
رضاشاه موفق شد تمام شورشهای ایلیاتی را سرکوب کند. شورش ایلات بختیـاری سـرانجام در
سال 1933/1312و بعد از قتل بسیاری از خوانین به طور کامل سرکوب شد. رضاشاه به خدعه به
قشقاییهای شورشی پیشنهاد عفو عمومی داد. رضاشاه اندکی پس از آتشبس توانست قوای خود
را بازسازی کند و سران ایل را یکییکی به قتل رسانید و یا تبعید کرد. چنانکه اسماعیلخـان و
مقایسه نوسازی ایران و ترکیه در دوران رضاشاه و آتاتورک 121
صولتالدوله قشقایی را در سال 1933/1312در زندان به قتل رسـانید. در سـال 1930/1309نیـز
جنگی علیـه بویراحمـدیهـا و ممسـنیهـا سـازمان یافـت و آنهـا نیـز سـرکوب شـدند. در سـال
1933/1312نصرا... خان، یدا... خان و علیرضا خان و عزیزا... خان که سران بیرانوند بودند، اعدام
شدند و بقیه خوانین بیرانوند نیز به نواحی خراسان تبعید شدند )نقیبزاده 176 :1379ـ.(168
ج(تفاوت مقاومت در ایران و ترکیه در برابر سیاستهای غربیسازی
1ـ توانایی بسیج اجتماعی: نوع مقاومت در برابر غربیسـازی در ایـران و ترکیـه متفـاوت بـود.
همان ّ گونه کـه دیـده شـد نیروهـای سـن تی در ترکیـه اعتـراضهـای فراوانـی را بـه سیاسـتهـای
آتاتورک کردند، اما هیچ بسیج اجتماعی فراگیری در ترکیه صورت نپذیرفت و تمام مقاومتها
مقطعی و منطقهای بود. هیچ نوع انسجام و هماهنگی مرکزی میان این مقاومتها وجود نداشـت
و نتوانسـت حمایـت عمـومی مـردم را کسـب کنـد؛ ایـن مسـأله، سـرکوبی مقاومـتهـا را بـرای
آتاتورک آسان ساخته بود. در حالیکه در ایـران مقـاومتی منسـجمتـر از ترکیـه و بـا همـاهنگی
روحانیون نجف، اصفهان، شیراز، کاشان و برخی شهرهای دیگر صورت پذیرفت. البته شـورش
کُردهای ترکیه تا حدود زیادی منسجم بود و اعتراضهای صورتگرفته در شهرهای گونـاگون
به یکدیگر متصل شدند، امـا بـه طـور عمـده وجـه قـومی داشـت و همـانطـور کـه رضاشـاه در
سرکوبی ایلات توفیق یافت، آتاتورک هم کُردها را سرکوب کرد.
2ـ میزان موفقیت: تفاوت دیگر در مقاومت نیروهای سنّتی در برابر نوسازی/ غربیسازی را
بایستی در میزان موفقیت آنها دانست. برای ارزیابی این موفقیت از سه شاخص استفاده میکنیم:
اول( توانایی در ممانعت از اجرا: هیچ موردی در ترکیه مشاهده نمیشود که نیروهای سنّتی
مؤفق شده باشند جلوی اجرای سیاست یا برنامهای را بگیرند. در حـالیکـه در ایـران و از همـان
آغاز با مقاومت علما و مردم طرح جمهوریخواهی ناکام ماند. همچنین به ایـن مسـأله هـم بایـد
توجه کرد که بسیاری از اقداماتی که آتاتورک انجام داد در اصل در ایران طرح نشد. به عنـوان
مثال میتوان به تغییر تعطیلی از جمعه به یکشنبه، تغییر زبان نماز و قرآن، منع استفاده از علائـم
مذهبی، اشاره کرد.
دوم( تعدیل و اصلاح: در ترکیه نیروهای سنّتی حتی از تعدیل و اصلاح جدی سیاستها هم
ناتوان بودند در حالیکه در ایران بسیاری از سیاستها تعدیل شدند. بـه عنـوان مثـال بـه اصـلاح
قانون نظام وظیفه، تعدیل امتحانگیری وزارت فرهنگ از طلاب میتوان اشاره کرد.
122فصلنامه پژوهشهای راهبردی سیاست، سال دوم، شماره ،5تابستان 92
سوم( تأخیر: آتاتورک در ترکیه براندازی خلافت و سلطنت عثمانی را به صورت مرحلـهای
و تدریجی انجام داد. اما بعد از براندازی خلافت دیگر اقدامات را به سرعت و در زمـانی کوتـاه
به انجام رسانید. رضاخان نیز سلسلهی قاجار را به صورت تدریجی و گامبهگام منقرض نمود، اما
در بسیاری از اقدامات دیگر هم ناچار به در پیشگرفتن سیاست مرحلهای و تأخیری شد. بهطور
مثال قانون نظام وظیفه را با چند سال تأخیر اجرا نمود. آتاتورک به راحتی توانست روحانیون را
از پوشیدن لباس منع ، حوزهها را تعطیل کند و... ولی رضاشاه در یک حرکت طویلالمـدت در
تلاش بود تا بتواند از طریق سختگیری و محدودیتهای فراوان پوشیدن لباس را ممنوع سـازد
که به طور کامل نیز مؤفق نشد.
چهارم( احتیاط در اجرا: آتاتورک اجرای سیاستهایش را با جدیت و خشـونت پـیگیـری
کرده و مخالفین را اعدام نمود، اما در مقابـل رضاشـاه در اوایـل سـلطنت بسـیار محتاطانـه رفتـار
میکرد و سعی در جلب موافقت روحانیون داشـت،گرچه پـس از اسـتحکام پایـههـای سـلطنت
احتیاط را کنار گذاشت، اما در آن زمان نیـز بـه انـدازه آتـاتورک بـیپـروا نشـده بـود. یکـی از
علّتهای اصلی آنکه رضاشاه احتیاط را کنار گذاشت ایـن بـود کـه حـاجآقـا نـورا... اصـفهانی
رحلت کرد.
چ( دلایل کامیابی آتاتورک در غربیسازی
همانگونه که دیـده شـد اقـدامات آتـاتورک در مقایسـه بـا رضاشـاه تفـاوت شـگرفی را نشـان
میدهد. همچنین هیچ کدام از مقاومتهـای صـورت گرفتـه در ترکیـه نتوانسـت مـانع اقـدامات
آتاتورک شود. در این بخش، چرایـی ایـن امـر را بررسـی مـیکنـیم. از آنجـاییکـه حـوادث و
اتفاقات اجتماعی چندوجهی و پیچیده هستند، بدیهی است که عوامل متعددی دستبهدست هم
میدهند تا یک حادثه یا رخداد اجتماعی را موجب شوند. برخی از مهمترین عوامـل بـه ترتیـب
اهمیت عبارتند از:
-1تفاوتهای مذهبی
اول(همگرایی مذهبی: در ایران مذهب حاکم تشیع بوده و هست. تهـران، قـم، اصـفهان، شـیراز،
مشهد و تبریز که از شهرهای مهم و تأثیرگذار بر پایتخت بودند تمـامی بـه مـذهب شـیعه پایبنـد
بودند. به طورمعمول علمای شهرها خود را موظف میدیدند که مواضع و دیدگاههای خود را با
مرجع تقلید مطرح زمان خود در میان بگذارند؛ به عنوان مثال حاج آقا نورا... اصفهانی قیام خود
مقایسه نوسازی ایران و ترکیه در دوران رضاشاه و آتاتورک 123
را با سیدابوالحسن اصفهانی که )ساکن نجف اشرف بودند( در میان گذاشـت و بـا تأییـد ایشـان
قیام را تـداوم بخشـید. در آن مقطـع زمـانی تعـداد مراجـع مهـم و تأثیرگـذار هـر دوره از تعـداد
انگشتان دست فراتر نمیرفت و درعمل دو یا سه نفر آنها مرجعیت مطلقه مییافتنـد. ایـن مسـأله
امکان به وجود آمدن تشتت را کاهش میداد.
اما در ترکیه وظیفهی ارشاد و هدایت مردم هم بر ّ عهده روحانیون و مفتیان اهل سـنت اسـت
و هم پیران طریقتهای متصوفه. این مسأله خود باعث بروز تشـتت آراء مـیشـود. بـهخصـوص
آنکه از دیر زمان میان فقیهان و طریقتهای متصوفه رقابت و گاه خصومت وجود داشته اسـت.
از سوی دیگر، طریقتهای ترکیه نیز متعدد و متکثـر هسـتند. طریقـتهـای بکتاشـیه، نقشـبندیه،
تیجانیه، مولویه و نورجو طریقتهای مهـم و صـاحب نفـوذ در زمـان شـروع اجـرای اصـلاحات
بودند. البته طریقتهای ریز و درشت دیگری هم وجود داشتند. عـلاوه بـر اینکـه در درون ایـن
طریقتها هم گاهی وحدت رهبری وجود نداشت. بهایـن ترتیـب آشـکار اسـت کـه وحـدت و
همگرایی مذهبی در ترکیه بسیار ضعیفتر از ایران بود و درعمل امکان رهبری واحـد را منتفـی
میساخت. همین امر تشکیل جبههی واحـد بـرای مخالفـت بـا اقـدامات آتـاتورک را در ترکیـه
دشوار ساخت، اما در ایران این امر آسانتر بود همانگونه که در قیام ابوالحسـن اصـفهانی دیـده
میشود.
دوم( میزان مبارزهجویی: قیام امام حسین علیهالسلام و شهادت ایشان روحیـهی مبـارزه را در
سازوکار مذهب شیعه قرار داده است و به سبب اهتمام شیعیان بـه برگـزاری هـر سـالهی مراسـم
عزاداری برای امام حسین)ع( این روحیه هر سال در ضمیر شیعیان احیاء میشود. امـام حسـین بـا
هدف امر به معروف و نهی از منکر قیام خود را علیه یزید آغـاز کـرد و در ایـن راه بـه شـهادت
رسید؛ لذا جلوگیری از منهیات شرعی و اجرای اوامر الهی در نـزد شـیعیان از احتـرام و جایگـاه
مهمی برخوردار است و حتی در صورتی که امر مهمی در پیش باشد خطر جانی نافی امر و نهی
نیست.
از سوی دیگر عنصر تقیه در مذهب شیعه نقش مهمـی ایفـا مـیکنـد. در صـورتی کـه خطـر
حذف یا محو دین تشیع وجود داشته باشد، شیعیان موظف هستند که با مخفی نگهداشتن مذهب
خود از محو آن جلوگیری کنند. عنصر تقیه، مذهب شـیعه را در زمـان قلّـت دوسـتان و کثـرت
دشمنان حفظ میکند و عنصر مبارزه، آن را در زمان و شرایط عادی سازش ناپذیر میسازد. امـا
در این سو مذهب اصل تسنن بر اساس اصل تقدم نظم و امنیت جامعه بر شورش و هـرجومـرج،

اتابکی، تورج،،1385تجدد آمرانه، مهدی حقیقتخواه، چاپ اول،تهران، انتشارات ققنوس.
- الگار، حامد، ،1356دین و دولت در ایـران، نقـش علمـا در دورهی قاجـار، چـاپ چهارم،ترجمـهی ابوالقاسم سری، تهران، انتشارات توس.
- اوانز، پیتر، ،1380توسعه یا چپاول، نقش دولـت در تحـول صـنعتی، چـاپ چهـارم، ترجمـهی عبـاس زندباف و عباس مخبر،تهران ، طرح نو.
- ایگدمیر، اولوغ و دیگـر نویسـندگان، ،1348آتـاتورک، ترجمـهی حمیـد نطقـی، تهـران، مؤسسـهی  فرهنگی منطقهای.
مقایسه نوسازی ایران و ترکیه در دوران رضاشاه و آتاتورک 129
- باربر، نویل، بهار ،1372فرمانروایان کاخ زرین از سلیمان قانونی تا آتاتورک، چاپ هفتم،ترجمـهی عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تهران، نشر گفتار.
- بشیریه، حسین، ،1374دولت عقل، تهران،نشر علوم نوین.
- بهشتیسرشت، محسن، ،1380نقش علما در سیاست، چاپ اول،تهران، پژوهشکدهی امـام خمینـی و انقلاب اسلامی.
- بیات، کاوه، ،1374شورش کُردهای ترکیه و تأثیر آن بر روابط خـارجی ایـران ، تهـران، نشـر تـاریخ ایران.
- پلرو، ژان، ترکیه، ،1352ترجمهی دکتر خانبابا بیانی، تهران ،بنگاه ترجمه و نشر کتاب.
- جمعی از نویسندگان، ،1371سلسلهی پهلـوی و نیروهـای مـذهبی بـه روایـت کمبـریج ، چـاپ او ل، پاییز،ترجمهی عباس مختار، تهران، طرح نو.
- حسینیان، روحاالله، ،1382چهارده قرن تلاش شیعه بـرای مانـدن و توسـعه، چـاپ دوم، تهـران، مرکـز اسناد انقلاب اسلامی.
- حیدرزادهنایینی، محمدرضا، ،1380تعامل دین و دولت در ترکیه، چاپ اول، تهـران، مرکـز چـاپ و انتشارات وزارت امور خارجه.
- رابینسون، ریچارد، ،1347جمهوری اول، ترجمهی ایرج امینی، تهران،کتابفروشی تهران.
- سروش، عبدالکریم، » ،1384گفتگوی سـروش و جـان هیـک«، فصـلنامهی مدرسـه، شـمارهی دوم، پاییز، سال اول.
- سو، آلوین، ،1380تغییـر سیاسـی و توسـعه ، چـاپ دوم،ترجمـهی محمـود حبیبـیمظـاهری؛ تهـران، پژوهشکدهی مطالعات راهبردی.
- فاضلی، نعمتاالله، »،1375ارزیابی انتقادی نظریهی نوسازی «، نامهی پژوهش فرهنگی، تابستان، پیش شماره 1 .266 تا245 - صص
- قاضی، نعمتاالله،،1372علل سقوط حکومت رضاشاه، چاپ اول، تهران، نشر آثار.
- قلفی، محمدوحید، ،1379مجلس و نوسازی در ایران، چاپ اول، تهران، نشر نی.
- عاقلی، باقر، ،1377رضاشاه و قشون متحدالشکل، چاپ اول، تهران، نشر نامک.
- گاندره، » 1378آتاتورک، رهبر ترکیه در گذشته و حال«، ترجمان سیاسی، سـال چهـارم، شـمارهی
.27-29، صص157
- لوییس، برنارد، ،1372ظهور ترکیهی نوین ، ترجمهی محسنعلی سبحانی، تهران، ناشر مترجم، چاپ اول.
- لیتل، دانیل، ،1381تبیین درعلـوم اجتمـاعی، ترجمـه عبـدالکریم سـروش، تهران،مؤسسـهی فرهنـگ صراط، چاپ دوم.
- معظمپور، اسـماعیل، ،1383نقـد و بررسـی ناسیونالیسـم تجـددخواه در عصـر رضاشـاه، چـاپ اول، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
- مکی، حسین، ،1362تاریخ بیست ساله ایران، چاپ دوم، تهران، نشر ناشر.
- مور، برینگتون، ،1361ریشههای اجتماعی دیکتاتوری و دموکراسی،ترجمهی حسین بشیریه، تهـران، مرکز نشر دانشگاهی.
- نجفی، موسی، ،1378اندیشهی سیاسی و تاریخ نهضت حاج آقا نورا... اصفهانی، چـاپ دوم، تهـران، مؤسسه ی  مطالعات تاریخ معاصر ایران.
- نقیبزاده، احمد، ،1379دولت رضاشاه و نظام ایلی، چاپ اول، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
- نورالدین، محمد، ،1380ترکیه جمهوری سرگردان، چاپ اول،ترجمهی سیدحسین موسوی، تهـران، مرکز پژوهشهای علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه.
- هوشنگمهدوی، عبدالرضا، ،1377سیاست خارجی ایران در دوران پهلـوی، چـاپ چهـارم، تهـران، نشر پیکان.
- Ahmad, Feroz, The Making of Modern Turkey, Routledge, New York, 1998.
- Aktan, Coskun Can, “Turkey: From Etatism to a More Liberal Economy”, The Journal of Social, Political, and Economical Studies, Summer 1999, Vol.22.
- Brockett, Gadvin D, “Collective Action and the Turkish Revolution”, Middle East Studies, London, Oct 1998, Vol 34.
- Eric, lawlor, His Name Meant Father Turk and That He Was, Smithsonian,
Washington, Mar, 1996, Vol 26.
- Entessar, Nader,” The Kemalists: Islamic Revival and the Fate of Secular Turkey”,
Library Journal, New York, Apr 15, 2005, Vol 130
- Karpat, Kemal H,” The Rise of Modern Turkey”, The Journal of Military History,
Lexington. Jul 2001, Vol 65, Iss 3.
- Lombardi, Ben, “The Turkish Labyrinth: Ataturk and the New Islam”, Middle
East Policy, Washington, Jun 1998, Vol 6, Iss 1.
- Online book: Countrystudies/Turkey in: http://Countrystudies.us/Turkey.
- Zurcher, Eric Jon,” Ataturk, Middle Eastern Studies, London, Jul 2000, Vol 36.