نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه روابط بین الملل دانشگاه تربیت مدرس

2 دانشیار گروه روابط بین الملل دانشگاه تربیت مدرس

چکیده

بنیامین نتانیاهو اصلی‌ترین چهره صحنه سیاسی اسرائیل طی یک دهه گذشته به شمار می‌رود. از آنجایی که وی سهم مهمی در شکل دادن به رفتار و تصمیمات سیاست خارجی این رژیم در صحنه بین‌المللی داشته است، این پژوهش می‌کوشد سبک رهبری و خصایص شخصیتی وی را به عنوان یکی از عوامل تاثیرگذار و در عین حال مغفول مانده در تحلیل رفتار سیاست خارجی اسرائیل مورد بررسی قرار دهد. از این‌رو، فرضیه اصلی مقاله این است که رفتار سیاست خارجی اسرائیل طی یک دهه گذشته بیشتر متاثر از نظام ادراکی و سبک رهبری بنیامین نتانیاهو بوده است. چارچوب مفهومی و روشی مورد استفاده، روش ‌تحلیل خصایص رهبری مارگارت هرمن با تکیه بر متغیر پیچیدگی مفهومی در آن است. نتایج این پژوهش که حاصل تحلیل محتوای کمی داده‌های گفتاری نتانیاهو طی بازه زمانی 2009 تا 2019 است، نشان می دهد سطح پایین پیچیدگی مفهومی و رویکرد سیاه و سفید به مسائل سیاست خارجی همراه با سطح بالای باور به توانایی کنترل رویدادها، تمایل بالا به قدرت و بی‌اعتمادی شدید به دیگران به رویکرد تهاجمی و بازصفتانه نتانیاهو در سیاست خارجی اسرائیل شکل داده است که نمود آن را می‌توان در بزرگ‌نمائی تهدید ایران و مخالفت با ایده دولت مستقل فلسطینی مشاهده کرد.

کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله [English]

The Impact of a Cognitive System of Political Elites on Israeli Foreign Policy: the case of Benyamin Netanyahu

نویسندگان [English]

  • Javad Arabameri 1
  • Mohsen Eslami 2
  • Seyed Masoud Mousavi Shafaee 2
  • Mohammad Hosein Jamshidi 2

1 Ph.D. Candidate.Department of international relations, Tarbiat Modares University.Tehran.Iran

2 Associate Professor, Department of International Relations, Tarbiat Modares University, Tehran, Iran

چکیده [English]

Benyamin Netanyahu has been the main figure in the Israeli political scene for the past decade. Since he has played a major role in shaping the Israeli foreign policy in the international arena, this study seeks to examine his leadership style and personality traits as an influential and at the same time a neglected factor in the foreign policy behavior of the state of Israel. Hence, the main hypothesis is the fact that Israel’s foreign policy behavior has been more influenced by Netanyahu’s cognitive system and leadership style. The conceptual/methodological framework used in this paper is Leadership Traits Analysis (LTA) proposed by Margaret G. Hermann with a focus on the Conceptual Complexity variable in this regard. The results of this study, which itself are the quantitative content analysis of Netanyahu’s verbal material from 2009 to 2019; suggest that BIBI’s low conceptual complexity and his black and white thinking to foreign policy with high belief in ability to control events, a high desire for power, and a strong distrust to others have shaped Netanyahu’s aggressive and hawkish approach to Israeli foreign policy, which can be seen in exaggerating the Iranian threat and opposing to the idea of a Palestinian independent state.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Netanyahu
  • Israel
  • foreign policy
  • Leadership Traits Analysis (LTA)
  • Conceptual Complexity