طراحی و تبیین الگوی ملّت سازی پایدار

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار دانشکده مدیریت دانشگاه تهران

چکیده

در طول تاریخ، ملتهای بسیاری شکل گرفتهاند؛ ملتهایی با مشخصههای گونـاگون کـه گـاه بـا تکیـه بـر
ویژگیهای مطلوب خویش رهنمای نسلهای آینده شده و جوامع پس از خود را شکل دادهاند وگاهی در قالـب
مللی فاقد تشکل و کمبهره از خردجمعی، به دلیل ضعف مدیریت و سوء تدبیر منقرض شـده، از اذهـان و یادهـا
محو شده و به تاریخ پیوستهاند. بنابراین سؤالی شکل میگیـرد مبنـی بـر اینکـه »چـه عوامـل و الزامـاتی موجـب
میگردد که ملتی واحد و خردمند شکل گیرد و تداوم یابد؟«.
در مقالهی حاضر، با هدف پاسخ به پرسش فوق، تلاش شد با تحلیل نگاشتهشدهها در حوزهی ملتسـازی و
حکمرانی خوب با استفاده از روش نظریهپردازی داده بنیاد و تحلیل محتـوا، عوامـل موجـد ملـت و راهبردهـای
تداومبخش موجودیت آن بازشناسی شوند، و بدین ترتیب الگویی متشکل از سه جزء تدوین و طراحی گردید. به
منظور ارزیابی، تعدیل و اصلاح الگوی طراحی شده، با استفاده از روش دلفی و ضمن مراجعه به خبرگـان آگـاه
در زمینهی پژوهش مدل، طی دو دور دلفی مدل در اختیار هفده خبره قرار گرفت. در دور دوم دلفی مدل مـورد
تأیید خبرگان قرار گرفت و بدین تریتب الگوی ملتسازی پایدار به مثابه رهآورد ملتسازی در پرتوی حکمرانی
خوب اصلاح و بازطراحی گردید؛ الگویی متشکل از سه جزء: الف( الزامات آغازگر ملتسازی )هویت ملی عام
و خاص(، ب( راهبردهای تداومبخش فراگرد ملتسازی )عدالت اجتمـاعی، کارآمـدی حکومـت، شـهروندی،
جامعـهپـذیری سیاسـی( و ج( پیامـدهای حاصـل از تـدوام موجودیـت ملـت و فراگـرد ملـتسـازی )انسـجام و
یکپارچگی ملی، اعتماد عمومی، صلح پایدار، توسعهی متوازن و پایدار، مشروعیت ملی و فراملی.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Designing and Articulating the Model of Sustainable Nation-Building

نویسنده [English]

  • Ghazaleh Taheri Attar
چکیده [English]

Throughout history, many nations are formed; nations with various specifications
that relied on their favorable traits guided the next generation and formed the next
communities. Sometimes they were in the form of nations but suffer from the lack the
organization and without any collective wisdom and due to mismanagement they
were doomed to extinction. So, the question is “what factors and requirements are
needed to shape a virtue nation and guarantee its survival?”
In this paper, we aim to answer the above mentioned question. In this way we tried
to analyze the articles and literature in nation-building and good governance
according to the grounded theory and content analysis to find out the factors and
strategies for maintaining and recognizing nation’s existence. Thus a model
consists of three components was developed and designed. In order to evaluate,
regulate and modify the designed pattern, by using Delphi method and also
referring to some elites in the field of research modeling, the model was presented
to 17 elites in two-round Delphi. In the second round of Delphi, the model was
approved by elites so sustainable nation-building model was redesigned as a gift
of nation-building in the light of good governance. This model consists of 3
components: a) obligations of initiating nation- building (general and specific
national identity), b) strategies for continuing the processes for nation-building
(social justice, effective government, citizenship, political socialization) and c)
consequences of continuing existence of the nation and nation-building process
(national integrity, public trust, permanent peace, balanced and sustainable
development, national and international legitimacy).

کلیدواژه‌ها [English]

  • Nation-building
  • Good Governance
  • National Identity
  • Social Justice
  • Sustainable Nation-Building

قدمه
در طول تاریخ، ملتهای بسیاری شکل گرفتهاند؛ ملتهایی با مشخصـههـایی گونـاگون کـه
گاه با تکیه بر ویژگیهای مطلوب خویش رهنمای نسلهای آینده شده و جوامع پس از خـود را
شکل دادهاند وگاهی در قالب مللـی فاقـد تشـکل و کـم بهـره از خردجمعـی، بـه دلیـل ضـعف
مدیریت و سوء تدبیر منقرض شده، از اذهان و یادها محو شـده و بـه تـاریخ پیوسـتهانـد، و فقـط
برگههایی از تاریخ به مثابه گزارشگران نسبی هویت، آداب و سنن، عقاید و باورها، فتوحـات و
شکستها و فرهنگ آنان، باقی ماندهاند.
ضمن اینکه ماهیت تکاملپذیر و فراگردی ملتسازی و استمرار حفظ موجودیـت و هویـت
هر ملت، مقولهی پیچیدهای است که کمتر مورد توجه پژوهشگران و صاحبنظران قـرار گرفتـه
است؛ امری که شکلگیری و وجود یک حکومت را در کنار ملتی منسجم ضروری میسازد. به
بیانی دیگر تداوم و استمرار فراگرد ملتسازی مرهون شکلگیری حکومتی متعهد و برخاسته از
ملت است؛ امری که از آن به دولتسازی تعبیر میشـود. از ایـن رو، در پـژوهش حاضـر چنـین
ادعا میشود که حکومتها، که بنابر نوعی قرار نانوشتهی اجتماعی به نمایندگی از آحاد ملـت،
موظف به حفظ استقلال و نظم کشورند، به مثابه بازیگر اصلی عرصهی اجتماعی، مسئول حفـظ
موجودیت ملت و تکامل و استمرار فراگرد ملـتسـازیانـد؛ امـری کـه بـه نـوعی در حکمرانـی
عینیت مییابد؛ بدین معنا که حکومت، به مثابه نهاد رهبر، در کنار سایر نهادهای اجتماعی نظیـر
بازار و سایر وجوه جامعهی مدنی، متولی حفظ موجودیت ملت وتداومبخش و تسهیلگر تکامل
فراگرد ملتسازی است. بر این اساس، در میـان رویکردهـای گونـاگون بـه ادارهی حکومـت و
حکمرانی، حکمرانی خوب به مثابه یکی از ارزشیترین و اخلاقیترین رویکردها، این قابلیت را
دارد تا مقدمات شکلگیری یک حکومت هوشـمند برخاسـته از ملـت خردمنـد را شـکل دهـد؛
حکومتی که خود را موظف به حفظ موجودیت ملت میداند.
از اینرو، میتوان گفت که این پژوهش درصدد آن است که با رصد الزامات ملتسازی در
پرتو رهنمودهای رویکرد حکمرانی خوب، راهکارهایی را برای بازتولید و احیای هویت ملـی و
انسجام اجتماعی، به منظور دفع تهدیدها و بهرهگیری از فرصتهای ناشی از تنوع فرهنگی و قومی
تدوین کند. بر این اساس، پژوهشگر در پژوهش حاضر، مترصد پاسخگویی به این پرسش است
که »اساسیترین الزامات ملتسازی در پرتو رویکرد حکمرانی خوب کدامند؟«
با توجه به ماهیت فراگردی ملتسـازی و بـا اتخـاذ رویکـرد سیسـتمی، مهـمتـرین سـوالات
پژوهش به صورت ذیل صورتبندی شدند:
طراحی و تبیین الگوی ملّتسازی پایدار 35
-1چه عوامل و الزاماتی موجب میگردد که ملتی واحـد و خردمنـد شـکلگرفتـه و تـداوم
یابد؟
-2عناصر و مؤلفههـای دخیـل در فراگـرد ملـتسـازی در پرتـو رویکـرد حکمرانـی خـوب
کدامند؟
-3پیامدهای ملتسازی در پرتو رویکرد حکمرانی خوب کدامند؟
-4مدلی که بتواند روابط بین پیشآیند، فراگرد، و پیامدهای فراگـرد ملـتسـازی را توجیـه
کند، چه ویژگیهایی دارد؟
مبانی نظری پژوهش
بازشناسی و شرح مفاهیم اثرگذار در یک فراگرد موجب درک بهتر و جامعتـر آن فراگـرد
شده، فهم و ادراک ابعاد چندگانهی آن را امکانپذیر میسازد. از ایـنرو، در ایـن بخـش مبـانی
نظری مرتبط با موضوع پژوهش در سه گفتار صورتبندی شدهاند:
الف( ملت مفهومی ذهنی است که تحقق آن در جهان خارج، منوط به تعهد مسـتمر عامـهی
مردم به حفظ آن است. هر گاه مردم به حفظ این معنی متعهد باشند، ملت باقی میماند و با عزم
مردم به انصراف از آن، این معنی بیدرنگ مضمحل مـیشـود و جـوهرهی وجـود خـویش را از
دست میدهد. بنابراین، مفهوم ملت، مفهومی اعتبـاری اسـت کـه وجـود آن بـه ارادهی اعضـای
جامعه به پایبندی به آن بستگی دارد؛ یعنی حتی اگر همهی شرایط ایجـاد یـک ملـت مثـل زبـان
واحد، نژاد مشترک و سرزمین مستقل وجود داشته باشند، ولی عامهی مردم برای شناسایی خـود
به مثابه یک ملت مصمم نباشند، ملت شکل نمیگیرد. در واقع، هر ملت علتی بـرای بـودن مـی-
خواهد که همواره باید برای آحاد آن برانگیزاننده و مهیج باشد. به طور نظری، میتوان هر ملت
را در قالـب سیسـتمی اجتمـاعی، بـا بـالاترین سـطح انتـزاع و پیچیـدگی سیسـتمی، تصـور کـرد
) .(Boulding, 1956, 25-26این سطح انتزاع و پیچیدگی، سخن گفتن از ایـن موجودیـت را بـا
دشواری مواجه میسازد تا جایی که ممکن است هر یک از اندیشـمندان، بنـابر سـطح ادراک و
نوع نگاه خود به این پدیده، تعبیری خاص از آن داشته و صفات و ویژگیهایی منحصر بهفرد را
به آن نسبت دهند؛ ضمن اینکه اگر آحاد یک ملت از هویت، آرمان، ارزش و بـاور مشـترک و
تحکیم کننده برخوردار نباشند، انسـجام آنهـا کـاهش مـییابـد؛ تاحـدی کـه ممکـن اسـت در
هنگامهی ناملایمات، سست شده و فقط به منافع شخصی خویش بیندیشند. بدین ترتیب، بسیاری
از حکومتها و تمدنهایی که مردمشان از هویت ملی برخـوردار نیسـتند، در حـوادث روزگـار
36فصلنامهی پژوهشهای راهبردی سیاست، سال دوم، شماره ،7زمستان ) 92پیاپی (37
تسلیم مهاجمان شده و به تاریخ پیوستهاند. از این رو، تأکید میشود که بقای حکومتها و حفظ
هویت و استقلال ملتها، مستلزم خردمندی، اتحـاد و انسـجام ملـی اسـت )پـورعزت و طـاهری
عطار، 1385الف، و 1385ب.(
ب( ملتسازی ـ ملتسازی به مثابه یک مفهـوم، طـی سـالهـای 1950و 1960در میـان آن
دسته از دانشمندان علـوم سیاسـی کـه رهیـافتی تـاریخی داشـتند، رواج یافـت ) ;Dinnen 2006
.(Hippler 2005ملتسازی نخست به منظور توصیف فراگردهای انسجام و پیوسـتگی ملـی بـه
کار میرفت؛ سطحی از انسجام ملی کـه منجـر بـه اسـتقرار دولـت- ملـتهـای جدیـد و متمـایز
ساختن آنها از اشکال متنوع دولتهای سنتی مثل دولتهای فئـودالی و پادشـاهی، دولـتهـای
کلیسایی و امپراتوریها شد. واژهی »ساختن« در ملتسازی، استعاره و تمثیلی اسـت برگرفتـه از
معماری که بر وجود عاملانی آگـاه و مـدبر در مـدیریت در سـطح ملـی دلالـت دارد؛ عـاملانی
همچون معماران، مهندسان، و نجاران که با آگاهی و اشراف بر امور، برای خلق پدیدهای نـوین
اقدام میکنند. به هنگام ملتسازی نیز عاملان و بازیگران در صدد ایجاد و خلـق ملتـی نـوین یـا
احیاء ملتی فروپاشیدهانـد. امـا در فراگـرد ملـتسـازی ایـن اقـدام دوجنبـه دارد، هـم مشـتمل بـر
راهبردهای آگاهانهای است که رهبران دولتها در پیش میگیرند، و هم بر تغییرات و تحولات
ناخواسته اجتماعی دلالت دارد )طاهری عطار، .(1389
ملتسازی توصیفگر همگرایی و انسجام گسترده 1میان دولت و جامعـه، و توسـعه و بسـط
یک هویت مشترک است. این مفهوم با گذشت زمـان و در خـلال فراگردهـای نظریـه پـردازی
دستخوش تغییر شد، و صاحبنظـران گونـاگونی در مباحـث خـود بـا تأکیـد بـر بعـدی از ابعـاد
چندگانهی آن، این فراگرد را مورد تأمل قرار دادند. برای مثال، »دویچ« بر نقش روابط اجتماعی و
انسجام ملی در شکلدهی یک ملت تأکید کرده است؛ »بندیکس« بر بسط حقـوق شـهروندی و
مشارکت سیاسی تأکید دارد )قوام و زرگر، (213 ،1388؛ کونور ضمن تأکید بر ریشههای قومی
ملتها، بر نقش مؤثر گروههای قومی در فراگرد ملتسازی تأکید دارد ).(Connor, 1972
نظریههای بعدی مطروحه در باب ملتسازی به نوعی حاشیهنویسی بر تفکرات اولیه در ایـن
حیطه بوده، و ملهم از افکار و ایـدههـای نخسـتین در سـاحت ملـتسـازی محسـوب مـیشـوند.
نظریهپردازان پس از کونور، تفکر وی را در دو جهت متفاوت گسترش دادند. نوگرایانی چـون
»بندیکت اندرسون«، به شدت بر جنبهی اسطورهای ملـت تأکیـد کردنـد؛ اندرسـون بـا تأمـل بـر
.1از نظر دویچ و فلتز، ملتسازی و توسعه انسجام ملی، دو روی یک سکه بوده، و در واقع دو راه برای توصیف و به
سرانجام رسانیدن فراگردی یکسان و واحدند ).(Deutsch & Foltz, 1966
طراحی و تبیین الگوی ملّتسازی پایدار 37
عناصر ذهنی موجد یک ملت، ضمن اشاره به این نکته که ملت نوعی جامعـه تخیلـی اسـت بـر
نقش عوامل ذهنی در فراگرد ملتسازی تأکید دارد ).(Anderson, 2001
در همان حال آنتونی اسمیت و دیگران، دیـدگاههـای »کونـور« را در جهـت دیگـری پـیش
بردند و به شدت بر جنبهی قومگرایـی ملـت تأکیـد کردنـد. اسـمیت ضـمن توافـق بـا نوگرایـان
دربارهی نوین بودن پدیدهی ملت، تأکید داشت که ملتها دارای پیشینه و تـاریخ طـولانیانـد و
از هستههای قومی به وجود آمدهاند. اسمیت بر آن است که کلیهی ملتهای مدرن از گروههای
قومی قدیم ایجاد شدهاند و از همین روی وی بر جنبههای فرهنگی، نمادین، و قومی ملتسـازی
تأکید داشت ) .(Smith, 1991در واقع برخی ازگروههای قومی که در اعصار اولیه مـیزیسـتند،
ترکیب شده و به ملت تبدیل شدهاند. در حالیکه برخی دیگر از گروههای قومی شکست خورده
و به نحوی نابود شدهاند. برخی این پیروزی و بقـا را نتیجـهی رخـدادهای تـاریخی مـیداننـد، و
برخی دیگر آن را به تلاشهای فعالانهی ملتسازان، یعنی افرادی که ملتها را ساخته و شـکل
میدهند، نسبت میدهند )طاهری عطار، .(47 ،1389
ملتسازی و ارتقاء سطح انسجام و اتحـاد، در بسـیاری از کشـورهای نامتجـانس و نـاهمگون، بـه
مقولهای جنجالی و پرمناقشه مبدل میشود؛ در جریان ملتسازی، به اقوام، نژادها و دیگـر گـروههـای
اجتمـاعی، بــه مثابــه ســازههــای ایجادکننــدهی نــوعی اتحــاد کــلان، رســمیت بخشــیده مــیشــود و
خطمشیهای چند فرهنگی تضمین کنندهی حقوق فرهنگی، ارزشی و هنجاری اقلیتهـا، مشـروعیت
مییابند ) .(Bornman, 2006, 383البته باید توجه داشت که عدم وجود ارزشها، باورهـا، و مـذهب
و زبان مشترک، و پافشاری هر یک از اقوام شکل دهندهی یک ملت بر حفظ زبان مـادری و اجـرای
سنن و آداب باستانی خود، موجب بروز نوعی ناهمسانی و تضـعیف هویـت مشـترک و انسـجام ملـی
میشود ) .(Aguwa, 1997از اینرو، در فراگرد ملتسازی چند عامل مهم مدنظر قرار میگیرند:
(؛Bornman, 2006, 386 Jenekins,1996, 21-25) ت ملیالف( هوی
(؛Camara, 2007, 157 & Hippel, 2000, 96) ت فراقومیب( دولت واحد و هوی
(؛Hailemariam et al, 1999, 475-493; Caviedes, 2003, 250-252) ج( زبان مشترک
د( دموکراسی و چند صدایی. )(Hippel, 2000, 96؛
ضـمن اینکـه تحکـیم اتحـاد ملـی، ملـتسـازی و هماهنـگسـازی فراگیـر، از چنـد طریـق
امکانپذیر است:
-1توسعهی دموکراتیک، مشارکت و تمهید شرایط چندصـدایی و آزادی بیـان ) ,Bendix
(؛1977
38فصلنامهی پژوهشهای راهبردی سیاست، سال دوم، شماره ،7زمستان ) 92پیاپی (37
-2توانمندسازی جامعهی مدنی و تقویت نهادهای دموکراتیک )(Deutsch, 1963؛
-3هماهنگ نمودن فعالیـتهـای اقـوام و گـروههـای گونـاگون و متمـایز فعـال در جامعـه
(؛Francis, 1968; Sheth, 1989)
-4استقرار امنیت )(Hamburg, 2002؛
-5توجه بـه دیـدگاههـای دیگـران و تـلاش بـرای درک دلایـل انتقـادات آنـان، شناسـایی
مشکلات درونی و برونی، و موانع اتحاد ملی، و تلاش برای فائق آمدن بر این عوامل؛
-6توسعه امکان تبادل نظرها و ایدهها در سطحی وسیع و تـلاش بـرای زمینـهسـازی تحقـق
اجماع و اتفاق نظر همگانی، و استفاده از رسانهها ).(Hippel, 2000, 104-110
هر یک از این مؤلفهها، در برخـی از سـطوح عملیـات ملـتسـازی و ایجـاد ثبـات، صـلح و
امنیت، نقشی اثرگذار دارند و وجود هر یک، این نوید را میدهد که میتوان جهت حصـول بـه
رسالتها و اهداف آتی، به هم افزایی بیشتری امیدوار بود ).(Aguwa, 1997, 345
ج( حکمرانی خوب ـ از حدود دو دههی پیش، اصطلاح حکمرانی توسط بانک جهـانی 1و
صندوق بینالمللی پول 2با مفهومی نوین وارد ادبیات مدیریت دولتی شد و با ترکیب »حکمرانی
خــوب« در زمــرهی پــر کــاربردترین اصــطلاحات حــوزهی خــطمشــی و توســعه قــرار گرفــت
.( بانک جهانی و صندوق بینالمللی پولDoornbos, 2001, 93; Peters & Pierre, 1998, 223)
از سالهای 1990به این سو، تحقق الزامات »حکمرانی خوب« را به مثابه پیششرطی برای اعطای
تســهیلات مــالی بــه کشــورهای متقاضــی کمــک از ایــن دو نهــاد بــینالمللــی معرفــی نمودنــد
(؛ این در حالی است که درPrasad, 2003, 755; Doornbos, 2001, 93; Woods 2000, 823)
مورد تعریف دقیق مفهوم »حکمرانی خوب« هنوز ابهامات و اختلاف نظرهایی وجود دارد. برای
مثال: شرکتکنندگان در اولین کنفرانس حکمرانی ) (1999در بیانیهی خود که به »بیانیهی مانیل«3
معـروف اسـت حکمرانـی خـوب را چنـین تعریــف مــیکننـد: سیسـتمی شـفاف، پاسـخگــو و
حســابپــسده، عــادل و منصــف، دمــوکرات، مشــارکتی، و مســئول در برابــر نیازهــای عامــه
) UNDP4 .(Löffler, 2003, 165نیز حکمرانی خـوب را چنـین تعریـف کـرده اسـت: »اعمـال
قدرت سیاسی، اقتصادی و اداری به منظور ادارهی امور کشـور در کلیـهی سـطوح«، و بـرای آن
ویژگیهای ذیل را بر میشمارد ):(UNDP, 1997, 2
1. World Bank
2. International Monetary Fund (IMF)
3. Manila Declaration on Governance
4. United Nations Development Programme
طراحی و تبیین الگوی ملّتسازی پایدار 39
-1مشارکت؛ -2حاکمیت قانون؛ -3شفافیت؛
-4مسئولیتپذیری و پاسخگویی؛ -5اجماع مداری؛ -6تساوی و انصاف؛
-7کارآیی و اثربخشی؛ -8حسابپسدهی؛ -9چشمانداز استراتژیک.
همچنین بانک جهانی 1با توجه به شش ویژگی ذیل:
-1حق اظهارنظر، پاسخگویی، و حسابپسدهی؛ -2ثبات سیاسی و مهار خشونت؛
-3اثربخشی و کارآمدی؛ -4پالایش مقررات اضافی؛
-5قانونمداری؛ -6مهار فساد )میدری، 9 ،1383ـ.(258
حکمرانی خوب را چنین تعریف میکند »ارائهی خدمات عمومی کارآمد، نظام قضایی قابل
اعتماد و مستقل، و نظام اداری پاسخگو« ).(Stowe, 1992, 391
بدین ترتیب هر چه پاسخگویی، حسابپسدهی، شـفافیت و ثبـات سیاسـی افـزایش یابـد و
حکومت اثربخشتر وکارآمدتر باشد و مقررات اضافی را حذف نموده، قانون را مستقر گردانـد
و فساد و خشونت را مهار سازد، حکمرانی بیشتر تحقق یافته است )پورعزت، .(285 ،1387
قابل تأمل است که علیرغم اختلاف نظرهای فوقالذکر در مورد مفهوم »حکمرانی خوب«،
موضوع و هدف اصلی آن دستیابی به توسعهی انسانی پایدار است که در بطـن آن بـر کـاهش
فقر، اشتغالزایی، تأمین معاش و رفاه پایدار، حفاظت و تجدید حیـات محـیط زیسـت و رشـد و
توانمندسازی بانوان تأکید میشود )ر.ک. شریف زاده و قلی پور، .(95 ،1382ضـمن اینکـه در
این رویکرد به جای تأکید مکانیکی بر خصوصیسازی یا تسری سـلطه سـازوکارهای بـازار، بـر
ضرورت پرداختن به حقوق متقابل شهروندان و حکومتها، پاسخگو و حسـابپـسده سـاختن
حکومت، افزایش شفافیت، افزایش سطح مشارکت واقعـی، و توسـعهی نهادهـای مـدنی تأکیـد
.(Pourezzat, 2009) میشود
از این رو، به نظر میرسد که این رویکرد از نظر ماهیت، بیش از آنکه جنبهی تکنیکی داشته
باشد، معطوف به برخی جنبههای سیاسی است )(Mehta, 2007, 361؛ با ایـن تلقـی، حکمرانـی
خوب چیزی بیش از مدیریت کارآمد منابع مالی و اقتصـادی یـا ارائـهی خـدمات عمـومی ویـژه
بوده، مشتمل بر یک راهبرد اصلاحی وسیع برای تقویت نهادهای جامعهی مدنی است و در پـی
پاسخ به این سؤال است که "یک جامعه چگونه میتواند خود را سازماندهی کنـد تـا از تسـاوی
در فرصتها و برابری برای تمام شهروندان خود )عدالت اجتماعی و اقتصادی( اطمینـان حاصـل
1. World Bank
40فصلنامهی پژوهشهای راهبردی سیاست، سال دوم، شماره ،7زمستان ) 92پیاپی (37
کند" ) .(Cheema, 2006, 30در این امتداد چنین به نظر میرسـد کـه در صـورت پیـادهسـازی
حکمرانی خوب در یک جامعه، فساد به حداقل میرسد، دیدگاه اقلیتها مد نظر قرار میگیـرد
و صدای آسیبپذیرترین اقشار جامعه نیز به گوش تصمیمگیران میرسد ) !(ESCAP, 2009در
این رویکرد ممکن است بهترین راه حل یک مسئلهی اداری یا اجرای یـک خـطمشـی، تـدوین
مقررات ویژهی مشارکت با بخش خصوصی یا خصوصیسازیِ یک وظیفه باشـد؛ ضـمن اینکـه
اقدام مستقیم حکومت و بوروکراسی نیز مانعی نخواهد داشـت؛ بـدین ترتیـب در هـر موقعیـت،
بسته به شرایط، میتوان بهترین راه حکمرانی را جستجو کرد )!(Hughes, 2003, 77
ملاحظه میشود که در حکمرانی خوب، آنچه بیشتر مدنظر قـرار گرفتـه اسـت، دسـتیابی بـه
جامعهای سالم است؛ در این رویکرد، کارآیی و اثربخشی مهم است، ولی محور نیسـت؛ محـور
بحث در حکمرانی خوب دستیابی به حکومتی است که زمینهساز توسعهی دموکراسی و برابری
باشد.
روششناسی پژوهش
پژوهش حاضر از نوع اکتشافی مستمر است. بدین ترتیـب کـه محقـق طـی مطالعـهی متـون،
کدگذاری، تحلیل محتوا، و مصاحبههای مکرر در پی کشـف و شـناخت مقولـههـای مـرتبط بـا
فراگرد ملتسازی است. پژوهش حاضر در پی آن است تا با بررسی و مداقه در اصول و مفاهیم
رویکرد حکمرانی خوب، به مثابه یکی از اخلاقیترین و ارزشیترین رویکردهای شـناخته شـده
به ادارهی دولت و حکومت، الزامات ملتسازی متناسب با آنرا استخراج کرده و مستند نمایـد؛
از اینرو، پژوهش حاضر از جملـه تحقیقـات بنیـادی تلقـی مـیشـود. در ایـن پـژوهش از روش
آمیخته 1استفاده خواهد شد و کثرتگرایی در روش رعایت خواهد گردید؛ بدین ترتیب که در
مرحلهی نخست پژوهش، به منظور استخراج مفاهیم و مؤلفههای ملتسازی، بررسی تأثیر و تأثر
مفاهیم ملتسازی و حکمرانی خوب و طراحی مدل، از روشهای تحلیـل محتـوا 2و داده بنیـاد3
استفاده خواهد شد. در مرحلهی بعدی، به منظور ارزیابی مـدل از روش دلفـی 4اسـتفاده خواهـد
شد و مدل طراحی شده در معرض قضاوت و ارزیابی صاحبنظران و خبرگان قرار میگیـرد تـا
در صورت لـزوم، مـورد بـازنگری و اصـلاح واقـع شـوند و حتـیالمقـدور، مجموعـه و الگـوی
1. Mixed method
2. Content analysis
3. Grounded theoty
4. Delphi
طراحی و تبیین الگوی ملّتسازی پایدار 41
کاملتری از »اصول مبنایی ضروری برای ملتسازی در پرتو رویکرد حکمرانی خـوب« تـدوین
گردد. از این رو، در پژوهش حاضر از سه روش بهره گرفته خواهد شد:
-1نظریهپردازی داده بنیاد، به منظور احصاء مفاهیم مرتبط با ملتسازی؛
-2تحلیل محتوا، به منظور دستهبندی شاخصها و مؤلفههای حکمرانی خوب؛
-3دلفی، به منظور آزمون، ارزیابی و اصلاح مدل طراحی شده.
برای جمعآوری اطلاعـات مـورد نیـاز، جهـت اسـتخراج مؤلفـههـا و مفـاهیم ملـتسـازی از
مطالعهی اسناد، مدارک، و پژوهشهای پیشین استفاده شده و به منظور ارزیابی مـدل و سـنجش
وضع موجود از پرسشنامه و مصاحبههای نیمه ساختاریافته با اساتید، صاحبنظـران، و خبرگـان
استفاده شده است.
در مرحلهی نخست پـژوهش، بـرای بررسـی تـأثیر و تـأثر فراگـرد ملـتسـازی و حکمرانـی
خوب، و ارائهی الگوی مناسب ملتسازی، با توجه به کیفی بودن ماهیـت دادههـای تحقیـق، از
روشهــای مناســب تحلیــل دادهی کیفــی همچــون کدگــذاری )کدگــذاری بــاز ،1کدگــذاری
محوری
2و کدگذاری انتخابی (3استفاده گردیـد کـه طـی آن از طریـق طبقـهبنـدی، ترکیـب، و
ایجاد ارتباط میان مؤلفهها و مفاهیم، حجم زیادی از دادههای خـام بـه مفـاهیم و اطلاعـات قابـل
مدیریت تبدیل شدند. در مراحل بعدی نیز با توجه به کمی بودن ماهیت دادهها از آمار توصـیفی
و نرم افزارهای Excelو Spss 15استفاده شد. ضمنا تحلیل متون مقالات و کتابهـای انتخـابی
در سه مرحله کدگذاری باز، محوری، انتخابی، و تحلیل محتوا انجام شده است.
در پژوهش حاضر، دادهها بـا اسـتفاده از شـیوهی تجزیـه و تحلیـل مقایسـهای مـداوم 4مـورد
تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. این شیوه علاوه براین که یـک روش تجزیـه و تحلیـل دادههاسـت،
یک روش اعتبار و اعتمادسـازی نیـز هسـت. شـیوهی تجزیـه و تحلیـل مقایسـهای مـداوم، روش
اساسی تجزیه و تحلیل دادهها در خلق نظریـهی داده بنیـاد اسـت. محقـق در حـین کدگـذاری و
تجزیه و تحلیل دادهها، به دنبال پیدا کردن الگوهاسـت. او هـر واقعـه را بـا دیگـری، واقعـه را بـا
طبقه، طبقه را با طبقه و یا سازه را با سازه مقایسه میکند و بدین طریق مشابهتها و تفـاوتهـای
رویدادها را مشخص مینماید. همچنین برای تضمین درستی و اعتبار روش کیفی از راهبردهـای
زیر استفاده شده است:
1. Open Coding
2. Axial Coding
3. Selective Coding
4. Constant Comparative Analysis
42فصلنامهی پژوهشهای راهبردی سیاست، سال دوم، شماره ،7زمستان ) 92پیاپی (37
الف( جمعآوری دادهها از منابع اطلاعاتی پرارجاع
جمعآوری دادهها از چندین منبع اطلاعاتی، اعتبار یافتههـا و تکـرار پـذیری آنهـا را تأییـد
میکند.
ب( مقایسه مستمر دادهها : در اثر مقایسهی دائمی و مستمر در فراگرد تحلیل دادههـا، اعتبـار
افزایش مییابد. در این روش، مقایسهای دائمی بین مقولهها، رویدادها، و زمینهها انجام میشود.
ج( اجتناب از نتیجهگیری بر اساس پیشفرضهای اولیه و نتیجهگیری از طریق بازخور.
د( با استفاده از چند روش جمعآوری و تجزیه و تحلیل دادهها مثلثی کردن پایایی را تقویت
میکند همانطور که روایی را تقویت میکند. ضمن اینکـه در پـژوهش حاضـر در هـر یـک از
مراحل، جامعه و نمونهی مورد مطالعه متفاوت بود، بدین معنا که:
* در مرحلهی نخست تحقیق )استخراج مؤلفهها و طراحی مدل(، جامعهی آماری مشتمل بر
کلیهی متون، پژوهشها، و نگاشته شدههای علمی )فارسی و انگلیسی( در حـوزهی ملـتسـازی
است ؛ ضمن اینکه در این مرحله با توجه به ماهیت روش تحقیق )نظریهپـردازی داده بنیـاد( کـه
روشی کیفی است از نمونهگیری نظری استفاده شده است. نمونهگیری نظری بهترین روش برای
توسعهی یک نظریه است ) ،(Creswell, 2007و روشی است که طی آن محقق دادههای مرتبط
را جمعآوری میکنـد تـا مقولـههـای مـورد نیـاز بـرای سـاخت تئـوری را تصـفیه کنـد و بسـازد
) .(Charmaz, 2006در نمونهگیری نظری، تحلیل متون تا جایی پیش رفت که بـه حـد اشـباع و
تکرار نظری رسید.
* در مرحلـهی ارزیـابی و اصـلاح مـدل، جامعـهی آمـاری پـژوهش، خبرگـان و صـاحبنظـران
حوزههای مدیریت دولتی، علوم سیاسی، جامعهشناسی، و رشتههای مرتبط هستند. اعضای پانل دلفـی
برای پژوهش حاضر، به صورت نمونهگیری غیراحتمالی و ترکیبی از روشهـای هدفمنـد و گلولـهی
برفی انتخاب شدند. از این میان، در مجموع 17نفر تمایل و موافقت خود را بـرای مشـارکت در پانـل
دلفی اعلام کردند. »شکل «1چگونگی دسترسی به این افراد را نشان مـیدهـد. بـر اسـاس خـط رونـد
دلفی پژوهش، 6نفر اول )که پژوهشـگر و هیئـت راهبـری رسـاله بـرای مشـارکت در ایـن پـژوهش
مناسب میدانستند( در مجموع 10نفر را معرفـی کردنـد کـه 2نفـر آنهـا قـبلاً در گـروه اول وجـود
داشتند و 8نفر از آنها جدید بودند. گروه دوم نیز 9نفر را معرفی کردنـد کـه 2نفـر از گـروه اول، 4
نفر از گروه دوم، و 3نفر جدید بودند. گروه سـوم نیـز فـرد جدیـدی را کـه بـرای مشـارکت در پانـل
مناسب باشد، معرفی نکردند. ضمن اینکه از مجموع افراد شناسایی شده 4نفر به دلیل عدم حضـور در
ایران، مشغلهی زیاد، و عدم امکان اختصاص زمان در فراگرد پژوهش نشدند.
طراحی و تبیین الگوی ملّتسازی پایدار 43
شکل .1چگونگی انتخاب اعضای پانل با استفاده از روش هدفمند و گلولهی برفی
حوزهی تخصصی 7نفر از این افراد علوم سیاسی، 5نفر ادارهی دولت و حکومت )مدیریت
دولتی(، 3نفر روابط بینالملل، 1نفر جامعهشناسی سیاسی، و 1نفر جغرافیای سیاسـی بـود. ایـن
افراد واجد یک یا چند ویژگی بودند: اول- عضو هیئت علمی دانشگاه یا موسسهی پژوهشی که
در حوزهی ملتسازی، انسجام و یکپارچگی ملـی، هویـت ملـی، و حکمرانـی خـوب، کتـب و
مقالاتی پر ارجاع و اثرگذار داشتهاند؛ دوم- پژوهشگران و مدرسینی که در حوزهی ملتسازی،
انسجام و یکپارچگی ملی، هویت ملی، وحکمرانی خوب، کتب و مقالاتی پر ارجاع و اثرگـذار
داشتهاند )جدول .(2222
جدول . 1پراکندگی حوزهی تخصصی و مطالعاتی خبرگان مورد مراجعه
ردیف رشتهی تحصیلی تعداد
1علوم سیاسی 7
2ادارهی دولت و حکومت )مدیریت دولتی( 5
3روابط بینالملل 3
4جامعهشناسی سیاسی 1
5جغرافیای سیاسی 1
مجموع 17
یافتههای پژوهش
با توجه به استراتژی نظریهپردازی داده بنیاد در این پژوهش، طی سه سال مطالعهی پژوهشگر
و به موازات پیشـرفت پـژوهش، بانـک اطلاعـاتی مشـتمل بـر 203مقالـه، 37کتـاب و 17طـرح
پژوهشی در حوزهی ملتسازی و 74مقاله، 11کتاب و 23طرح پژوهشی در حوزهی حکمرانی
خـوب گردآمـد. تحلیـل متـون مقـالات و کتـابهـای انتخـابی در سـه مرحلـه کدگـذاری بـاز،
44فصلنامهی پژوهشهای راهبردی سیاست، سال دوم، شماره ،7زمستان ) 92پیاپی (37
محوری، انتخابی، و تحلیل محتوا انجام شده است. در نخستین چرخهی مطالعـهی متـون، متـونی
که مباحث مرتبط با ملتسازی را مورد بررسی قرار داده بودنـد، انتخـاب شـدند و بـا اسـتخراج
مفاهیم از آنها، نخستین چرخهی کدگذاری باز آغاز شد.
سپس از طریق فراگرد مقایسهای شباهتها و تفاوتهای مفـاهیم اسـتخراج و بررسـی شـده،
مفاهیم شبیه یکدیگر در یک مقولـه یـا دسـتهبنـدی قـرار داده شـدند. شـکلگیـری مقولـههـا در
کدگذاری باز راهنمای انتخاب مقالههای بعدی شدند و این حرکت چرخهای به مرور منجـر بـه
پرسش در زمینهی روابط میان مقولههای ایجاد شده گردید و کدگذاری به مرور با شکلگیـری
و غنی شدن مقوله وارد مرحلهی کدگذاری محوری شد. در این مرحله نکات و یادداشـتهـای
احصاء شده در کدگذاری باز، پرسشها و ایدههایی را در مورد رابطه میان مقولهها فراهم آورد
و جهتگیری انتخاب مقالهها به سمت روابط میـان مقولـههـا سـوق پیـدا کـرد. بـدین ترتیـب بـا
پیدایش روابط میان هر چند مقوله، یـک قضـیه بـه وجـود آمـد و مقـالات بعـدی نیـز در جهـت
بررسی این روابط انتخاب شدند. پس از دستهبندی مکرر مفاهیم و انجام فراگردهـای مقایسـهای
مستمر، در نهایت 10مقوله تدوین شد.
طراحی و تبیین الگوی ملّتسازی پایدار 45
جدول . 2مقوله بندی مفاهیم همخوان
مفهوم مقوله
ملّیگرایی رهبری ملتگرا ملّیت غرور ملّی
ملّیگرایی
همنوایی ملّی 1سرنوشت ملّی شور وهیجان ملّی2
مفهوم مقوله
هویت ملّی خودآگاهی فرهنگی هویت مشترک
هویت ملی
خودتعیینی زبان ملّی و رسمی زبان مشترک
تاریخ مشترک آگاهی تاریخی تصورات و تخیلات ملّی3
پرچم ملّی میراث زبانی سرود ملّی
تعهد مستمر به هویت ملّی افسانهها وحکایتهای تاریخی
باورها و اندیشههای تاریخی و اسطورهای
هویت قومی وصلت فرهنگی 4تصدیق مصالح اقلیت
عدالت میان
قومی
عدالت فرهنگی قوممدار 5احترام به تنوع قومی همکاری میان قومی
تکثرگرایی قومی و زبانی 6رفع تعارضات میان قومی
برقراری صلح میان قومی حکمرانی چند قومی
تکثرگرایی دموکراتیک ممانعت از پاکسازی قومی
ارتقا سازوکارهای تسهیم قدرت تسهیم قدرت قومی7
استعاره و نمادهای ملّی اساطیر ملّی افسانههای مشترک
میراث
فرهنگی
قلمرو ملّی زادگاه و موطن ملّی سبک زندگی مشترک
حافظه تاریخی آداب و سنن مشترک تمدن ملّی
سرود و نغمههای ملّی یادگارهای ملّی هنر و معماری ملّی
داستانها و روایتهای ملّی مشترک حافظه و خاطرات جمعی و ملّی8
انسجام سیاسی وفاداری ملّی هوشیاری ملّی
مشارکت عمومی همگونی ملّی پیوستگی ملّی 9انسجام ملّی
انتخابات ملّی اعتماد عمومی بازگشت مهاجران
1. National Conformity
2. National Sentiment
3. National Imagination
4. Cultural Match
5. Ethnocultural Justice
6. Accommodate Ethnic and Linguistic Pluralism
7. Ethnic Power-Sharing
8. Collective National Memory
9. National Cohesion
46فصلنامهی پژوهشهای راهبردی سیاست، سال دوم، شماره ،7زمستان ) 92پیاپی (37
مصالحه و آشتی ملّی رهبری نخبگان بومی اعتماد به نفس ملّی
خودمختاری فرهنگی غرور ملّی همه پرسی
مشارکت فعال نخبگان وفاق و اجماع نظر ملّی1
دموکراسی تکثرگرا و ائتلافی تعامل نخبگان سیاسی و شهروندان2
مشارکت گروههای متنوع حکومت دموکراتیک و پاسخگو
تعهد مستمر و همزمان به گروه قومی و دولت
مفهوم مقوله
ایدئولوژی ملّی ارزشهای مشترک مذهب مشترک میراث ارزشی
باورهای مشترک وفاق ایدئولوژیک و مذهبی
شهروندی شهروندان آگاه شهروندان مشارکت جو
شهرسازی شهروندان وظیفه شناس شهروندان وفادار شهروندی
گسترش حقوق شهروندی هویت شهروندی توانمندسازی شهروندان
رفاه اجتماعی 3برابری سیاسی برابری اجتماعی عدالت و
برابری
اجتماعی
فقر زدایی اشتغالزایی برابری اقتصادی
فرصتهای برابر شایسته سالاری
بهبود وضعیت بهداشت و سلامت رفع نابرابریهای زبانی و مذهبی
تمهید شرایط چندصدایی و آزادی بیان رفع شکاف بین طبقهی فقیر و غنی
جامعهپذیری رسانهی مستقل و فعال گسترش آموزش ملّی جامعهپذیری
استاندارد سازی آموزش عمومی ترویج کسب دانش و تحصیل سیاسی
ارتش و پلیس ملّی استقلال سیاسی حاکمیت قانون
حاکمیت ملّی
چشمانداز مشترک استقلال ملّی انسجام اقتصادی
اقتدار ملّی و فراملی مشروعیت ملّی تمامیت ارضی
دولت سازی دفاع و امنیت ملّی تحکیم مرزهای ملّی
برنامهریزی راهبردی ملّی ترسیم آیندهی مشترک
تطابق مرزهای ملّی و سیاسی موازنه و مراقبه قانونی4
مشروعیت نهادهای حکومتی میان شهروندان
پس از استخراج مقولههای تأثیرگذار و تأثیرپـذیر )پیامـدها( فراگـرد ملّـتسـازی، از طریـق
تحلیل محتوای پرارجاعترین نگاشته شدهها در حوزهی حکمرانی خوب، مفاهیم و شاخصهای
اصلی این رویکرد شناسایی شد.
1. National Consensus
2. Citizenry
3. Social well-being
4. Constitutional Checks and Balances
طراحی و تبیین الگوی ملّتسازی پایدار 47
جدول .3مفاهیم و شاخصهای حکمرانی خوب احصاء شده طی فراگرد تحلیل محتوا
مفهوم / شاخص منبع
.1مشارکت؛ .2حاکمیت قانون؛ .3شفافیت؛
UNDP, 1997
.4مسئولیت پذیری و پاسخگویی؛ .5اجماع مداری؛
.6تساوی و انصاف؛ .7کارآیی و اثربخشی؛
.8حسابپسدهی؛ .9چشم انداز استراتژیک
.1آزادی سیاسی .2مشارکت شهروندان .3ثبات سیاسی
Huther & Shah,
.4کارآیی قضائی .5کارآیی بوروکراتیک .6رفع فساد 1998
.7توسعهی انسانی .8توزیع منصفانهی درآمدها .9تمرکززدایی
.1مشروعیت قانونی1؛ .2انتخابات دموکراتیک؛
Plumptre &
Graham, 1999
.3احترام به حقوق بشر؛ .4حاکمیت قانون؛
.5گشودگی و فضای باز سیاسی2؛ .6بیطرفی اداری؛
.7تاب و تحمل و انصاف3؛ .8مشارکت عمومی؛
.9استقلال قضائی؛ .10شفافیت؛
.11عدم وجود فساد؛ .12رسانه مستقل و فعال؛
.13آزادی اطلاعات؛ .14شایستگی اداری؛
15قوانین قابل پیشبینی و پایدار؛
.16حسابپسدهی و پاسخگویی به منافع عامه؛
.17هزینههای عمومی معطوف به اهداف عامه؛
.1مشارکت؛ .2حاکمیت قانون؛ .3شفافیت؛
.4مسئولیت پذیری؛ .5اجماعگرایی؛ .6انصاف و فراگیری؛ UNESCAP, 2002
.7کارآیی و اثربخشی؛ .8پاسخگویی و حسابپسدهی.
.1مدیریت بخش عمومی4؛ .2پاسخگویی و حسابپسدهی؛
Abdellatif, 1999
.3چهارچوبی قانونی برای توسعه5؛ .4شفافیت و اطلاعات.
.1آزادی بیان؛ .2پاسخگویی و حساب پسدهی؛
Kaufman et al.,
.3ثبات سیاسی و دوری از خشونت؛ .4اثربخشی حکومت؛ 2007
.5حاکمیت قانون؛ .6کنترل فساد.
1. Constitutional Legitimacy
2. Political Openness
3. Tolerance, Equity
4. Public Sector Management
5. Legal Framework for Development
48فصلنامهی پژوهشهای راهبردی سیاست، سال دوم، شماره ،7زمستان ) 92پیاپی (37
مفهوم / شاخص منبع
.1مشارکت؛ .2انطباق با قانون1؛ .3شفافیت؛
UNECE, 2007
.4حسابپسدهی. .5انصاف؛ .6کارآیی.
.1ارائهی خدمات عمومی کارآمد؛
.2نظام قضائی قابل اعتماد و مستقل؛ Stowe, 1992
.3نظام اداری پاسخگو.
سپس با توجه بـه فراوانـی و تکـرار مفـاهیم اسـتخراج شـده، مجموعـهای از شـاخصهـا کـه
جامعیت داشته و دیگر مفاهیم را نیز پوشش مـیدادنـد، انتخـاب شـدند. از ایـن رو، در پـژوهش
حاضر مجموعهی مفاهیم ذیل به مثابه شاخصهای حکمرانی خوب مدنظر قرار میگیرند.
جدول .4شاخص های حکمرانی خوب
حکمرانی خوب
شفافیت؛ پاسخگویی و حسابپسدهی؛ کنترل و مبارزه با فساد؛
عدالت و برابری اجتماعی؛ سرمایه اجتماعی؛ حاکمیت قانون؛
مشارکت عامه؛ استقلال قضائی؛ رسانهی مستقل و فعال.
در پژوهش حاضر با توجه به اینکه محقق با دو مقوله روبهرو بود، تلاش شد تا به جـای کـد
گذاری انتخابی و ترسیم روابط یک مقولهی منفرد، روابط محتمل میان دو مقوله ترسیم شود. از
این رو، بـه منظـور ترسـیم روابـط سیسـتماتیک شـاخصهـای ملـتسـازی و حکمرانـی خـوب،
پژوهشگر با توجه به تأکیدات نویسـندگان گونـاگون و درکـی کـه طـی احصـاء مفـاهیم اصـلی
حاصل شده بود، مدل ذیل را ترسیم کرد: مدلی کـه برگرفتـه از تأکیـدات مقـالات و نگاشـتههـای
گوناگون در حوزهی ملتسازی و حکمرانی خوب است. سـپس بـه منظـور ارزیـابی و تکمیـل مـدل
طراحی شده پژوهشگر با اسـتفاده از روش دلفـی بـه خبرگـان و صـاحبنظـران مراجعـه کـرد. مـدل
طراحی شده مشتمل بر سه بخش اصلی است:
الف( الزامات/پیشایندها: مجموعهی مؤلفههایی که در مجموع بـه نـوعی هـمافزایـی یافتـه و
همچون جرقه، آغاز فراگرد شکلدهی به یک ملت واحد را میسـر مـیسـازند. در ایـن مـدل بـر
اساس تأکیدات نگاشته شده در حـوزهی ملـتسـازی عـواملی بـه مثابـه آغـازینگـران فراگـرد،
بازشناسی شدند، عواملی نظیر:
-1هویت ملی مشتمل بر سرود، پرچم و تمدن ملّی؛
1. Decency
طراحی و تبیین الگوی ملّتسازی پایدار 49
-2میراث فرهنگ مشترک؛ مشتمل بر تاریخ، افسـانههـا، اسـطورههـا، مثـلهـا، هنـر و معمـاری،
آداب و رسوم، سبک زندگی، نمادها، سرود و نغمهها، حافظه و خاطرات ملّی و مشترک؛
-3میراث مذهبی و ارزشی مشترک؛ مشتمل بر مذهب، باور، ارزش، و ایدئولوژی مشترک؛
-4زبان و ادبیات مشترک؛ مشتمل بر دستگاه واژگان و اصول نگارش مشترک؛
(5ملیگرایی (6سرمایهی اجتماعی.
ب( فراگردها / استراتژیها: مجموعه عواملی است که تداوم و استمرار فراگرد ملتسازی و
تعهد مستمر اعضای ملت را بدان امکانپذیر میسازند، با توجه به تأکیدات پژوهشهای نگاشته
شده در حوزهی ملتسازی و راهکارهای مدنظر رویکرد حکمرانی خوب، مجموعه عوامل ذیل
به مثابه استراتژیهای تداوم بخش فراگرد ملتسازی و موجودیت ملت بازشناسی شدند:
-1ارتقای سطح عدالت و برابری اجتماعی مشـتمل بـر فرصـتهـای برابـری، رفـع شـکاف
طبقاتی، شایسته سالاری، عدالت سیاسی، عدالت اقتصادی، و عدالت فرهنگی.
-2عدالت میان قومی مشتمل بر ممانعت از پاکسازی قـومی، ارتقـای سـازوکارهای تسـهیم
قدرت، احترام به تنوع قومی، و همکاری میان قومی؛
50فصلنامهی پژوهشهای راهبردی سیاست، سال دوم، شماره ،7زمستان ) 92پیاپی (37
نمودار .2مدل اولیه برخاسته از فراگرد تحلیل متون
طراحی و تبیین الگوی ملّتسازی پایدار 51
-3حاکمیت ملّی مشتمل بر تمامیت ارضی، دولتسـازی، تطبیـق مرزهـای ملّـی و سیاسـی،
ساماندهی ارتش ملّی، موازنه و مراقبهی قانونی، اقتدار ملّی و فراملّی، اسـتقلال ملّـی، مشـروعیت
ملّی ،تحکیم مرزهای ملّی، چشمانداز مشترک، و مشروعیت نهادهای حکومتی میان شهروندان.
-4شـهروندی بـا نگـاهی بـر گسـترش حقـوق شـهروندی، توانمندسـازی شـهروندان، و هویـت
شهروندی؛
-5جامعهپذیری سیاسی از طریق حضور رسانهی مستقل و آزاد، ترویج آموزش عمومی، و
خانوادههای آگاه؛
-6کارآمدی حکومت مشتمل بر ارتقای سـطح شـفافیت، مبـارزه و کنتـرل فسـاد، پاسـخگـویی
عمومی؛
-7حاکمیت قانون؛
-8گسترش سطح مشارکت عمومی؛
-9فقرزدایی.
ج( پیامدها: شکلدهی ملتی واحد در مرزهای محصور یک کشور مجموعه پیامدهایی را بـه
دنبال خواهد داشت، عواملی که به مثابه پیامدهای فراگـرد ملّـتسـازی در مجمـوع حفـظ بقـا و
استمرار وجودی ملّت را تضمین میکنند. پیامدهایی نظیر:
-1انسجام و یکپارچگی ملی؛ -2امنیت ملّی؛ -3مشروعیت سیاسی؛
-4اعتماد عمومی؛ -5صلح پایدار؛ -6رشد اقتصادی؛
.7توسعهی دموکراسی.
ارزیابی و اصلاح مدل با استفاده از روش دلفی
یافتههای حاصل از دلفی نشانگر آننـد کـه در دور اول اعضـای پانـل، 12عامـل از میـان 23
مؤلفهی پیشایند )الزامات(، 28مولفه از میان 39مؤلفه تدوین شده در حوزهی اسـتراتژیهـا، و 5
پیامد از 7پیامدهای تدوین شده را که در پژوهشهای پیشین ارائه شـده و طـی فراگـرد نظریـه-
پردازی داده بنیاد احصاء شده بود، دارای تأثیر زیاد و خیلی زیاد بر تداوم فراگرد ملتسازی در
پرتو رویکرد حکمرانی خوب تشخیص دادند. علاوه بر آن، در مجموع 8عامل را برای اصلاح و
بهبود مدل در سه زیر مجموعهی آن مطرح کردند. بر این اساس 4مؤلفه به مثابه الزامات مبنـایی
آغاز فراگرد ملتسازی، 1عامل به منزلهی راهبردهای حفظ استمرار فراگرد و بقا ملت، و 3پیامد
را به مثابه پیامدهای فراگرد ملتسازی در پرتو رویکرد حکمرانی خوب پیشنهاد کردند.
52فصلنامهی پژوهشهای راهبردی سیاست، سال دوم، شماره ،7زمستان ) 92پیاپی (37
حصول به اتفاق نظر در دلفی و خاتمه: در پژوهش حاضر به منظـور تعیـین اتفـاق نظـر میـان
خبرگان و اعضـای پانـل از انحـراف معیـار و ضـریب همـاهنگی کنـدال، اسـتفاده شـد. ضـریب
هماهنگی کندال مقیاسی است برای تعیین درجهی هماهنگی و توافق میان چندین رتبه مربوط به
Nشیء یا فرد. در واقع با استفاده از این مقیاس میتوان همبستگی رتبهای میان Kمجموعه رتبـه
را محاسبه کرد. چنین مقیاسـی بـویژه در مطالعـات مربـوط بـه روایـی میـان داوران مفیـد اسـت.
ضریب هماهنگی کندال نشانگر آن است که افرادی که چند مقولـه را بـر اسـاس اهمیـت آنهـا
اولویتبندی و مرتب کردهاند، به طور کلی معیارهای مشابهی را برای قضاوت دربارهی اهمیـت
هر یک از مقولهها به کار گرفتهاند و از این لحاظ با هـم اتفـاق نظـر دارنـد )ر.ک. علیدوسـتی،
.(1384از این رو، میتوان گفت که ضریب کندال معیاری برای تصمیمگیری درباره توقـف یـا
ادامهی دورهای دلفی است؛ معیاری برای سنجش میزان اتفاق نظر میان اعضای پانل. این مقیاس
با استفاده از فرمول زیر محاسبه میشود:
که در آن:
حاصل جمع مربعات انحرافهای ها از میانگین ها
=مجموع رتبههای مربوط به یک عامل
= Kتعداد مجموعههای رتبهها )تعداد داوران(
= Nتعداد عوامل رتبهبندی شده
حداکثر حاصل جمع مربعات انحرافها از میانگین ها
تعداد عوامل رتبهبندی شده حداکثر حاصل جمع مربعات انحرافها از میانگینها مقدار ایـن
مقیاس هنگام هماهنگی یا موافقت کامل برابر با یک، و در زمان فقدان هماهنگی و توافق کامل
برابر با صفر است.
نتایج حاصل از دور دوم دلفی در پژوهش حاضر نشانگر این است که بـه دلایـل زیـر اتفـاق
نظر میان اعضای پانل حاصل شده است و میتوان به تکرار دورهای دلفی خاتمه داد:
الف( بیش از 94درصد اعضا؛ هویت ملّی را بـه منزلـهی انتخـاب اول و بـیش از 70درصـد
اعضاء5؛ عامل از میان الزامات آغازین ملتسازی )زبان رسمی و مشـترک، سـرزمین مشـترک،
پرچم ملّی، میهنخواهی و تاریخ مشترک( را به مثابه پراهمیتترین عوامـل برگزیـدهانـد؛ ضـمن
اینکه بیش از 88درصد اعضاء؛ عدالت اجتماعی را به مثابـه انتخـاب اول، و بـیش از 60درصـد
طراحی و تبیین الگوی ملّتسازی پایدار 53
اعضـا؛ 6عامـل از میـان راهبردهـای تـداومبخـش ملـتسـازی )حاکمیـت قـانون، ارتقـا سـطح
شــفافیت، عــدالت میــان قــومی، ارتقــا ســطح مشــارکت عمــومی، تمهیــد دسترســی عامــه بــه
فرصتهای برابری، و تمهید سازوکارهای تسهیم قدرت( را به منزلهی پراهمیـتتـرین راهبردهـا
برگزیدهاند. همچنین بیش از 94درصد اعضـا؛ انسـجام و یکپـارچگی ملـی را بـه مثابـه انتخـاب
اول، و بیش از 62درصد اعضا؛ 5عامل از میان پیامدهای ملـتسـازی )صـلح پایـدار، کرامـت و
اعتماد به نفس ملی، اعتمـاد عمـومی، امنیـت ملّـی، و مشـروعیت ملّـی و فراملّـی( را بـه منزلـهی
پراهمیتترین پیامدها برگزیدهاند.
ب( ضریب هماهنگی کندال برای الزامات آغازین ملتسازی از ) 0.411اتفاق نظر کـم( بـه
) 0.681اتفاق نظر قوی( افزایش یافت. همچنین بـرای راهبردهـای تـداومبخـش ملـتسـازی نیـز
ضریب کندال از ) 0.365اتفاق نظر کم(، به ) 0.486اتفـاق نظـر متوسـط( افـزایش یافـت؛ ضـمن
اینکه ضریب همـاهنگی پیامـدهای حاصـل از ملـتسـازی در پرتـو حکمرانـی خـوب از 0.546
)اتفاق نظر متوسط( به ) 0.712اتفاق نظر قـوی( افـزایش یافـت. بـدین ترتیـب، ضـرایب نشـانگر
توافق قوی در الزامات و پیامدها، و توافق متوسط رو به توافق قوی در راهبردهاست. با توجه بـه
تعدد راهبردهـای مـدنظر پژوهشـگر، ضـریب همـاهنگی بـالای 0/5بـرای مجموعـه راهبردهـای
تدوین شده، کاملاً معنادار به حساب میآید. همچنین با توجه به اینکه تعداد اعضای پانـل بـیش
از 10نفر بود ) 17نفر(، این میزان از ضریب کندال کاملاً معنادار به حساب میآیـد ) ,Schmidt
.(18 ( )جدول1997, 79-736
ج( انحراف معیار کلیهی پاسخهای اعضاء دربارهی میزان اهمیـت الزامـات آغـازین فراگـرد
ملتسازی، راهبردهای تداومبخش، و پیامدهای آن در دور دوم کمتر از یک بـود؛ بـه گونـهای
که انحراف معیار برخـی از مؤلفـههـا کـه در دور اول بـیش از 1بـود، پـس از اعمـال تغییـرات،
اصلاحات و مصاحبههای دور دوم، کاهش یافته و تقـارب آراء حاصـل شـد، و انحـراف معیـار
کلیهی پاسخها به کمتر از 1کاهش یافتند.
د( در بخش ارزیابی و اصلاح مدل که هدف اصلی از اجرای دلفی بود، در دور دوم از میان
17خبره و صاحبنظر مورد مراجعه، 15نفر مدل را کاملاً تأیید کرده، و فقط 2نفر اصـلاحات
ویرایشی و جزئی را پیشنهاد کردند. از این رو، در مجموع مدل پژوهش در دور دوم مورد تأیید
کلیهی اعضای پانل قرار گرفت.

54فصلنامهی پژوهشهای راهبردی سیاست، سال دوم، شماره ،7زمستان ) 92پیاپی (37
جدول .5تحلیل نتایج حاصل از دور دوم دلفی )الزامات آغازین فراگرد ملتسازی(
ترتیب
اهمیت
مؤلفه کمینه بیشینه مد میانگین انحراف
معیار
0.2425 6.9412 7 7 6 ت ملّی هوی1
2زبان رسمی و مشترک 0.3930 6.8235 7 7 6
0.4697 6.7059 7 7 6 سرزمین مشترک3
0.4926 6.6471 7 7 6 پرچم ملّی4
0.6063 6.6471 7 7 5 میهنخواهی5
0.5073 6.4118 6 7 6 تاریخ مشترک6
0.2425 5.9412 6 6 5 ملّیگرایی7
0.4372 5.7647 6 6 5 مذهب مشترک8
0.4372 5.7647 6 6 5 سرود ملّی9
0.4697 5.7059 6 6 5 مثل و حکایات ملّی10
0.4926 5.6471 6 6 5 آداب و رسوم مشترک11
0.4926 5.6471 6 6 5 رهبری ملتگرا12
0.5073 5.4118 5 6 5 ارزشهای مشترک13
0.4926 5.3529 5 6 5 باورهای مشترک14
0.4697 5.2941 5 6 5 موسیقی ملّی15
0.3930 5.1765 5 6 5 سرمایهی اجتماعی16
0.3930 5.1765 5 6 5 افسانههای ملّی17
0.3930 5.1765 5 6 5 اسطورههای ملّی18
0.3321 5.1176 5 6 5 هنر و معماری ملّی19
20نمادهای ملّی و مشترک 0.2425 5.0588 5 6 5
در بخـش راهبردهـا نیـز عـدالت اجتمـاعی، حاکمیـت قـانون، حاکمیـت ملّـی، ارتقـا سـطح
شفافیت، عدالت میان قومی، ارتقا سطح مشارکت عمومی، تمهید دسترسی عامه به فرصـتهـای
برابـر، و تمهیــد سـازوکارهای تســهیم قـدرت بــا بیشـترین تأکیــدات و میـانگین بــه مثابـه اهــم
استراتژیها اولویتبندی شدند )جدول .( 6
طراحی و تبیین الگوی ملّتسازی پایدار 55
جدول .6تحلیل نتایج حاصل از دور دوم دلفی )راهبردهای تداوم بخش ملتسازی(
ترتیب
اهمیت
مؤلفه کمینه بیشینه مد میانگین انحراف
معیار
0.3321 6.8824 7 7 6 شایسته سالاری1
0.4697 6.7059 7 7 6 حاکمیت قانون2
3ارتقا سطح شفافیت 0.4926 6.6471 7 7 6
0.5073 6.5882 7 7 6 عدالت میان قومی4
5تمهید ساز و کارهای گسترش مشارکت عمومی 0.5073 6.5882 7 7 6
6تمهید دسترسی عامه به فرصت های برابری 0.5073 6.5882 7 7 6
7تمیهید سازوکارهای تسهیم قدرت 0.5073 6.5882 7 7 6
0.7174 6.4706 7 7 5 عدالت اقتصادی8
0.6243 6.4706 7 7 5 عدالت سیاسی9
10موازنه و مراقبه قانونی 0.5145 6.4706 6 7 6
0.5073 6.4118 6 7 6 ت ارضی تمامی11
12ترسیم هدف و چشم انداز ملّی 0.5073 6.4118 6 7 6
13پاسخگویی و حسابپسدهی عمومی 0.6183 6.4118 6 7 5
0.5073 6.4118 6 7 6 فقر زدایی14
0.7123 6.4118 7 7 5 استقلال ملّی15
16تمهید امکان همکاری گروههای متنوع جامعه 0.7019 6.3529 7 7 5
0.5879 6.2941 6 7 5 تحکیم مرزهای ملّی17
18فعالیت رسانههای مستقل 0.6642 6.2353 6 7 5
19گسترش حقوق شهروندی 0.6359 6.1765 6 7 5
20توانمندسازی شهروندان 0.8090 6.1765 7 7 5
21مبارزه با فساد و کنترل آن 0.5557 5.9412 6 7 5
22مشروعیت حکومت میان شهروندان 0.5623 5.7647 6 7 5
23ترویج آموزش عمومی 0.7717 5.7059 5 7 5
0.5145 5.4706 5 6 5 عدالت فرهنگی24
0.8745 5.4706 5 7 4 ت شهروندی هوی25
26تمهید چندصدایی و آزادی بیان 0.4697 5.2941 5 6 5
27خانوادههای آگاه در جامعه 0.4372 5.2353 5 6 5
28ساماندهی ارتش مردمی 0.3930 5.1765 5 6 5
56فصلنامهی پژوهشهای راهبردی سیاست، سال دوم، شماره ،7زمستان ) 92پیاپی (37
در بخش پیامدهای مدل، بـا توجـه بـه امتیـازات پرسـشنامـه و مـوارد مطروحـه در جلسـات
مصاحبه، انسجام و یکپارچگی ملّی و صلح پایدار به مثابه اهم پیامدهای فراگـرد ملّـتسـازی در
پرتو رویکرد حکمرانی خوب شناخته شدند )جدول .(7
جدول .7تحلیل نتایج حاصل از دور دوم دلفی )پیامدهای فراگرد ملّتسازی(
ترتیب
اهمیت
مؤلفه کمینه بیشینه مد میانگین انحراف
معیار
1انسجام و یکپارچگی ملّی 0.2425 6.9412 7 7 6
0.4697 6.7059 7 7 6 صلح پایدار2
3کرامت و عزّت نفس ملّی 0.4926 6.6471 7 7 6
0.5073 6.5882 7 7 6 اعتماد عمومی4
0.5073 6.5882 7 7 6 امنیت ملّی5
6مشروعیت ملّی و فراملّی 0.5879 6.2941 6 7 5
7اقتدار ملی و فراملی 0.4372 5.7647 6 6 5
8توسعهی پایدار و آگاهانه 0.4697 5.7059 6 6 5
9رشد و توسعهی متوازن 0.5145 5.5294 6 6 5
0.3930 5.1765 6 6 5 توسعهی دموکراسی10
ضمن اینکه در بخش دیگری از اعضای پانل خواسته میشد مدل بازطراحی شده را ارزیـابی
کنند. در ارزیابی اعتبار مدل 15نفر از اعضای پانل مدل ارائـه شـده در دور دوم را کـاملاً تأییـد
کردند، 2نفر نیز مدل را به شرط اعمال اصلاحاتی جزئی تأیید کردند )جدول .(8
جدول .8خلاصه آرای صاحبنظران درباره مدل مورد نظر محقق در دور دوم دلفی
نوع رأی تأیید کامل مدل تأیید مدل به شرط
اعمال اصلاحات رد مدل تعداد کل اظهارنظرکنندگان
17  2 15 تعداد
جدول .9ضریب هماهنگی کندال در دو دور دلفی
دور اول دلفی دور نهایی دلفی
الزامات راهبردها پیامدها الزامات راهبردها پیامدها
0.712 0.486 0.681 0.546 0.365 0.411 Kendall's W(a)
طراحی و تبیین الگوی ملّتسازی پایدار 57
مهمترین اصلاحات مطرح شده در دو مرحلهی دلفی بـدین شـرحانـد کـه کلیـهی مطالـب و
اصلاحات در مدل نهایی، اعمال شده است:
الف( الزامات
-1با پذیرش اینکه دستهبندیهایی نظیر میراث فرهنگـی، میـراث مـذهبی و ارزشـی، زبـان و
ادبیات مشترک زیر مجموعهی هویت ملّی است؛ هویت ملّی به دو بخش هویـت ملّـی خـاص و
هویت ملّی عام دسته بندی شد:
اول- منظور از هویت ملّی خاص کلیه عواملی است که ملّت به وسیلهی آن خود را در عرصـهی
جهانی و فراملی به صورتی گویا و سریع بازشناسی و معرفی میکند، نظیر پرچم ملّی، سرود ملّی،
دوم- منظور از هویت ملّی عام، مجموعه عواملی است که طی زمان و فارغ از نوع حکومت
حاکم بر ملّت موجب بازشناسی هویت آن ملّت میشوند، به نوعی هویـت ملّـی عـام نسـبت بـه
هویت ملّی خاص ارجح است، عواملی نظیر؛ تمدن، فرهنگ مشترک، تـاریخ مشـترک، زبـان و
ادبیات مشترک، مذهب مشترک.
- سرود و نغمههای مشترک به موسیقی ملی و مردمی تبدیل شد؛ ضمن اینکه مـیهنخـواهی
و حب وطن، سرزمین )وطن مشترک(، مفاخر ملّی، و رهبری ملّـتگـرای بـه مجموعـه الزامـات
اضافه گردید.
ب( استراتژیها
-1البته این نکته مورد تأکید قرار گرفت که استراتژیهای ملّی، در دو سطح خـرد و کـلان
مدنظر محقق است. ضمن اینکه استمرار فراگرد ملّتسازی و تضمین بقـای ملّـت مسـتلزم توجـه
همزمان به فراگرد دولتسازی است؛ یعنی شکلگیری حکومتی نماینده و فعـال، حکـومتی کـه
بنابر نوعی قرار داد اجتماعی مسئول حفظ موجودیت ملّت و انسجام و یکپارچگی میان اعضا آن
است. در واقع حکومتها در عرصههای سه گانـهی )فرهنگـی، سیاسـی، و اقتصـادی( از طریـق
تدوین خطمشیها و راهبردهای متعدد به نوعی اعمال نظارت کرده، میان امور متعدد همـاهنگی
ایجاد میکنند. فرض پژوهش نیز بر این است که رویکرد حکمرانی خوب راهکارهایی را بـرای
حکمرانـی مطلـوب و همکـاری و همگرایـی حکومـت، بـازار، و جامعــهی مـدنی )ملـت( ارائـه
میکند؛ راهکارهایی که غالباً توسط حکومتی کارآمـد اجرایـی مـیشـوند. از ایـنرو، اکثریـت
موارد مطروحه در قسمت پردازش سیستم، راهبردهایی هستند که باید توسـط حکومـت تحقـق
یافته و اجرا شوند؛ از این رو، در این پژوهش بر دولت ـ ملتسازی تأکید میشود.
58فصلنامهی پژوهشهای راهبردی سیاست، سال دوم، شماره ،7زمستان ) 92پیاپی (37
-2با پذیرش اینکه عدالت برتر و جامعتر از برابری است؛ صرفاً بر عدالت اجتماعی به مثابه
یک خطمشی کلان تأکید شد.
-3با نظر هیئت راهبری پژوهش، عدالت میان قومی به مثابه زیر مجموعهی عدالت اجتماعی
مدنظر قرار گرفت؛ ولی با توجه بـه اینکـه مـدل، کشـوری فرضـی را مـدنظر قـرار مـیدهـد کـه
ویژگی شاخص آن تنوع و تکثّر قومی و فرهنگی است. تلاش شد تا در شرح مدل بـر برقـراری
توازن قدرت وعدالت میان قومی تأکید شود.
-4تمهید شرایط چندصدایی و آزادی بیان به مجموعه راهبردها اضافه شد.
-5بنابر نظر خبرگان همکاری میان قومی به تمهید امکان همکاری میـان گـروههـای متنـوع
اجتماعی )قومی، مذهبی، و فرهنگی(، و ساماندهی ارتش ملّی به ساماندهی ارتش ملّی و مردمی
تغییر یافت. ضمن اینکه عدالت میان قومی، ممانعت از پاکسازی قومی و احترام به تنوع قومی به
مثابه زیر مجموعهی عدالت اجتماعی و رفع شکاف طبقاتی به مثابه مفهومی موازی بـا فقرزدایـی
و قابل حذف مدنظر قرار گرفتند.
-6اقتدار ملّی و فراملّی و مشروعیت ملّی و فراملّی به مثابه پیامدهای فراگرد لحاظ شد.
-7تلاش شد سایر موارد مطروحه، هنگام به تصـویر کشـیدن روابـط و مفـاهیم مـدنظر قـرار
گیرند.
ج( پیامدها
-1با پذیرش اینکه توسعه و پیشرفت متوازن جایگزین مناسب وجامعی برای رشد اقتصـادی
است، رشد و توسعهی متوازن؛ یعنی رشد و پیشرفت در کلیهی عرصههـای اجتمـاعی )سیاسـی،
اقتصادی، و فرهنگی( جایگزین رشد اقتصادی شد.
-2در نگاه نخست با توجه به اینکه صلح پایدار در زمان جنگ سرد ) که صرفاًً صلح در دو
سطح ملّی و بین المللی مدنظر قرار میگرفت( حذف مولفهی صلح پایـدار پیشـنهاد شـد، امـا در
دور دوم با مطرح شدن این موضوع که با توجه رویکردی نوین به مفهـوم صـلح و مـدنظر قـرار
دادن آن در چهار سطح:
اول- صلح میان پاره گروهها) 1گروههای قومی، مذهبی، وفرهنگی(؛
دوم- صلح ملّی؛
سوم- صلح منطقهای؛
1. Sub-group
طراحی و تبیین الگوی ملّتسازی پایدار 59
چهارم- صلح بینالملل.
مفهوم صلح پایدار حفظ گردید و بر آن تأکید شد.
-3پیامدهایی نظیر افزایش کرامت و عزت نفس ملّـی، وفـاق و اجمـاع نظـر ملّـی، توسـعهی
پایدار و آگاهانه، رشد و توسعهی متوازن، اقتـدار و منزلـت ملّـی و فراملّـی و مشـروعیت ملّـی و
فراملّی به مجموعهی پیامدها افزوده شدند.
مدل نهایی پژوهش را میتوان در قالب شکل شماره 3مشاهده نمود.
شکل .3الگوی ملتسازی پایدار
طراحی و تبیین الگوی ملّتسازی پایدار 61
نتیجهگیری
ملّتسازی پایدار، ره آورد ملّتسازی در پرتو حکمرانی خوب
ملّتسازی در نگاهی کلنگر، فراگرد شکلدهی یا احیای مستمر یک ملّت است؛ ملّتـی کـه
معمــولاً از اقشــار گونــاگون بــا باورهــا، ارزشهــا، ســلائق و علائــق، توانمنــدیهــا، اهــداف و
فرهنگهای مشترک و بعضاً متعارض تشکیل مـیشـود؛ مشـترکات و تنوعـاتی کـه در صـورت
برنامهریزی و اقدام صحیح و مدبرانه، میتوانند به موتـور محـرک رشـد و توسـعهی ملّـی مبـدل
شوند، ولی در صورت بی توجهی و بیتدبیری، به تعـارضهـای لاینحـل و سـدهایی ضـخیم در
برابر هر گونه اقدام اصلاحی تبدیل شده، کشور را با شکست مواجه میسازند. جالب آنکه طـی
سالهای اخیر بهدلیل ناآرامیهای بین المللی، توجه جوامع جهانی به مقولهی ملّتسازی افزایش
یافته است؛ توجهی که معمولاً این پدیده را در پرتو رویکردی سیاسی تحلیل میکند؛ در حـالی
که ملّتسازی پدیدهای چند وجهی است! از این رو، تأکید میشود که درک بهتر آن و ادارهی
مطلوبتر فراگرد آن، مستلزم بهرهبرداری از دستاردهای مطالعات و پژوهشهای میان رشتهای و
چند رشتهای است. یک نکتهی مهم دیگـر نیـز آن اسـت کـه در سـیر خـطمشـیگـذاری بـرای
توسعهی ملّتسازی، باید علاوه بر اتکا به یافتههای مطالعات میان رشتهای، نوعی اجماع نظـر در
مورد رویکـرد اداری مناسـب بـرای اجـرای خـطمشـی حاصـل آینـد. زیـرا بایـد میـان محتـوای
خطمشی و رویکردهای اداری معطوف به اجرای آن، نوعی تناسب وجود داشته باشد.
در این راستا، رویکرد حکمرانی خوب را به مثابه یک رویکرد ارزش بنیان و اخلاق محـور،
برای نیل به اهداف ملتسازی و صورتبندی مفهوم ملتسازی پایدار، میتوان مدنظر قرار داد.
این رویکرد، با عطف توجه به مفاهیمی نظیر پاسخگویی، شفافیت، اسـتقلال، برابـری و عـدالت
اجتماعی، برای سامان دادن به امور اجتماعی و تسریع سیر توسعه، بسیار کارآمد جلوه میکند و
به نظر میرسد که در زنده کردن برخـی از مفـاهیم و ارزشهـای فرامـوش شـده، مـؤثر بـوده و
میتواند به حل مسائل کشورهای در حال توسعه کمک نماید. از این رو، به نظر میرسد کـه بـا
تأکید بر حکمرانی خوب، زمینهی مناسبی برای ملّتسازی فـراهم مـیآیـد؛ زیـرا توسـعهی ایـن
رویکرد، به دلیل ماهیت انسانگرایانه و اخلاقی آن، شرایطی را ایجاد مـیکنـد کـه بـا توسـعهی
مشارکت عامه، پایداری و نتیجه بخشی فراگرد ملّتسازی را در طی زمان تضمین میکنـد. البتـه
فراگرد ملّتسازی در مفهوم حاضر، از نوعی قابلیت توسعه ظرفیت ادغام گرایشهـای قـومی و
تعصبات ملّی برخوردار است؛ این ظرفیت اقدام باید بـا حمایـت الگـوی اداری مناسـب تقویـت
شود.
62فصلنامهی پژوهشهای راهبردی سیاست، سال دوم، شماره ،7زمستان ) 92پیاپی (37
در این امتداد، ادعا میشود که حکمرانی خوب حتی میتواند مشخصههای ویژهای را بـرای
توسـعهی نظـری ملّـتسـازی احیـا نمایـد و امکـان شـکلگیـری رویکـرد جدیـدی را بـا عنـوان
»ملّتسازی خوب و پایدار« فراهم آورد؛ رویکردی که در آن تعصبات قومی به حداقل برسد و
گرایشهای افراطی قومی و ملّی محو شوند و به موازات آن، ظرفیـت پـذیرش آرای مخـالف و
تحمل علائق، سلائق، و دیدگاههای متنوع و متمایز افزایش یابد.
بدین ترتیب ملتسازی پایدار، ظرفیت کافی برای حفظ حرکت سـایر جوامـع و اجتنـاب از
خودبرتربینی ملتها در مواجهه با یکدیگر فراهم آید. در واقع ملّتسازی پایـدار یـک رویکـرد
اخلاقی و غرور گریزانه به ملّتسازی است. در این امتداد تأکید میشود که ملّـتسـازی پایـدار
متضمن رعایت چهارچوبهای اخلاقی و عدالت بنیان، مبنای شکلگیری جوامع انسـانی اسـت.
نکتهی مهم این است که ملّتسازی باید به مثابه یک مسئولیت عمـومی تلقـی شـود کـه کلیـهی
ذی نفعان و مقیمان یک کشور را درگیر سازد؛ به ویژه باید فراگردی طراحـی شـود کـه همـهی
کارگزاران حکومتی را به مثابه نمایندگان و منتخبین آحاد مردم در ملّتسازی درگیر نماید.
البته در گذر زمان شیوههای گوناگونی برای ملّتسازی تجربه شـدهانـد ) ;Deutsch, 1963
( Rokkan, 1971; Connor, 1972برای مثال، طی قرون متمادی حکمرانان و صاحبان قدرت
تلاش کردهاند تا جوامع متکثر و پراکنده را بر مبنای مجموعهای از اصول و پیمانهای معـین بـه
ملّتی واحد تبدیل نمایند؛ ملّتی که اعضای آن میبایست پس از پیوستن به آن و پـذیرش اصـول
وحدت آفرینی که در آن مورد تأکید قرار میگیرند.
در عصر حاضر، جوامع گوناگون، به ویژه جوامع درگیر با تعدد و تکثر قومی و زبانی، برای
ملّتسازی و حفظ تداوم و استمرار آن نیازمنـد مفهـومی نویننـد؛ مفهـومی نظیـر ملّـتسـازی بـر
محور عدالت اجتماعی! واضح است که تلاطمها و تعارضهای ناشی از بـی تـوجهی بـه برخـی
امور سیاسی، فرهنگی و اقتصادی، عرصهی اجتمـاعی را متشـنج مـیسـازد و بـه تبـع آن هویـت
ملّتها را دچار چندپارگی میکند و انسجام و پویایی آنها را که زیربنای پایداری و رمـز بقـای
هر کشور است، تهدید مینماید. ضمن اینکه با توجه به افزایش سطح بلوغ و آگاهی ملّتها، به
نظر میرسد که فراگرد ملّتسازی صرفاً با تقویت نقاط مشترک و تضعیف و حـذف تمـایزات،
نتیجهبخش نخواهد بود! زیرا معمولاً بـا افـزایش سـطح آگـاهی، تعصـبات ملـیگرایانـه کـاهش
مییابند و تمایلات افراطی نژادی یا قومی فروکش میکنند. بنابراین باید مترصـد صـورتبنـدی
طرح و مفهوم نوینی بود که ملّتسازی را با ویژگیهایی انسانگرایانهتر و اخلاقیتر مورد توجه
قرار دهد، رویکردی همچون »ملّتسازی خوب«.
طراحی و تبیین الگوی ملّتسازی پایدار 63
بـر ایـن اسـاس، حکومـتهـا بـرای تضـمین تـداوم فراگـرد ملّـتسـازی، حفـظ ملّـتهـا، و
همگامسازی عامهی مردم با خود، میبایست در کلیهی امور شفاف عمـل نماینـد؛ شـفافیتی کـه
زمینهساز توسعهی بسیاری از اصول ارزشی و اخلاقی اسـت. البتـه ایـن شـفافیت بـه طـور کامـل
محقق نمیشود، مگر اینکه سازوکار موازنه و مراقبه میان شاخههای حکـومتی، بـه دقـت توسـعه
یابد و فعال شود و قوانین و خطمشیهای تـدوین شـده بـرای حـل مسـائل عامـه بـا همـاهنگی و
همکاری همه جانبه قوای سهگانـه در سـطح اجتمـاع، اجـرا گـردد. از ایـنرو، ایـن رویکـرد بـه
ملّتسازی تا حد زیادی به رویکرد اداری حکمرانی خوب متمایل میگردد. زیرا در حکمرانـی
خوب بر حاکمیـت قـانون، شـفافسـازی و مشـارکت عامـه تأکیـد مـیشـود. بنـابراین طراحـی
سازوکارهای مناسب برای توسعهی نظارت متقابل بر اساس طرح تفکیک قوا، ضرورت مییابد!
بدیهی است کـه در ایـن صـورت، وجـود یـک دسـتگاه قضـایی مسـتقل و تأثیرگـذار در کنـار
سازوکارهای رسانهای مستقل و مسئول، ضامن تحقـق شـفافیت و وضـوح، و افـزایش مشـارکت
.(Pourezzat, 2009) عامه خواهد بود
ضمن اینکه در صورت شفافسازی امور، حکومت بنابر رابطه اصیل ـ وکیـل )،(Hughes, 2003
ناگزیر از پاسخگویی به ملّت است؛ به گونهای کـه چرخـهی شـفافیت و پاسـخگـویی منبعـث از آن،
اعتماد ملّت به حکومت را به همراه خواهد داشت؛ اعتماد و احساس امنیتی که سنگ بنای بسـیاری از
مراودات حکومت و ملّت است! البته باید توجه داشت کـه آنچـه اسـتمرار و پایـایی ایـن ارزشهـا را
تضمین میکند، تحقق برابری و عدالت در کلیهی مناسبات اجتماعی در عرصـههـای کـلان سیاسـی،
اقتصادی و فرهنگی جامعه است. در واقع عدالت همچون زنجیری است کـه فـرد فـرد اعضـای یـک
ملّت را در کنار هم و متعهد به اهداف و ارزشهای آن نگاه میدارد.
بدین ترتیب به نظر میرسد که حکمرانـی خـوب شـاخصهـایی را ارتقـاء مـیدهـد کـه در
فراگرد ملّتسازی، به ویژه در حفظ استمرار و تداوم آن بسیار مورد نیازند؛ همچنین بسیار تأمـل
برانگیز است که هـم در ملّـتسـازی و هـم در حکمرانـی خـوب، بـر افـزایش سـطح مشـارکت
اجتماعی و شفافیت تأکید میشـود؛ در واقـع یکـی از عـواملی کـه مـیتوانـد انسـجام بلندمـدت
اعضای یک ملّت وتداوم فراگرد ملّتسازی را تضمین کند، شفافسـازی اسـت؛ ضـمن اینکـه
همین شفافسازی از مهمترین عوامل مؤثر بر افزایش سطح اعتماد عمومی و مشارکت اجتماعی
است.
با این تعابیر میتـوان گفـت کـه ملّـتسـازی پایـدار، ره آورد فراگـرد ملّـتسـازی در پرتـو
حکمرانی خوب است، فراگردی که در اولین گامها با تکیه بر مناسبات و مشترکات گروههـای
64فصلنامهی پژوهشهای راهبردی سیاست، سال دوم، شماره ،7زمستان ) 92پیاپی (37
چندپاره، نژادها و اقوام و حرفهها؛ مترصد شکلدهی ملّتی واحد اسـت. پـس از آن حفـظ بقـا و
انسجام ملّت واحد و به تعبیری حفظ تداوم فراگرد ملّتسازی، تـلاش بـرای شـکلدهـی دولتـی
نماینده و برخاسته از ملّت را الزامی میسازد؛ دولتی که در جوامع گسترده عصر حاضر بـه دلیـل
محدودیت فعالیت و مشارکت کلیهی شهروندان، بنابر نوعی قرار داد اجتماعی بـه مثابـه نماینـده
مردم، متولی و مسئول ساماندهی امور است؛ اموری که از آن در متون علمی با نام دولـتسـازی
یاد میشود و در اغلب موارد اندیشمندان آن را مثابه پدیدهای متعارض و در مقابـل ملّـتسـازی
تعبیر میکنند.
اما باید توجه داشت که ملّتسازی مقدم بر دولتسازی است؛ در بسیاری از کشورها نظیـر؛
ایران، چین، رم، یونان و مصر، به مثابه ملّتهای پیش از ملّیگرایی ،1ملّتها نخست به واسطهی
پیشزمینههای مشترک و عمدتاً تاریخی، شکلگرفتهاند و سپس این ملّـتهـای تعیـین یافتـه، بـا
هدف حفظ هویت و موجودیت خود و به موازات آن نیل به توسعهی روز افزون، حکومتها را
شکل دادهاند. حکومتهایی که در برخی از موارد به واسـطهی رابطـهی گسـترده و اعتمـادآمیز
دولت و ملّت، دستاوردهای چشمگیری را به همراه داشتهاند. از این رو، در پژوهش حاضر چنین
ادعا میشود که »ملّتسازی نخست بر مبنـای مشـترکات گـروههـا و تـودههـای چنـدپاره آغـاز
میشود، و بدین ترتیب مقدمات ساماندهی و شکلگیری دولتی هوشمند، پاسخگو، قانونمـدار،
عدالت پیشه و برخاسته از ملّت فراهم میآید؛ سپس پیامدهایی نظیر انسجام و یکپارچگی ملّـی،
صلح پایدار ملّـی و فراملّـی و توسـعهی متـوازن و پایـدار محقـق مـیگردنـد؛ پیامـدهایی کـه در
صورت استمرار، بقای ملّت را تضمین کرده، تداوم بخش و تکامل دهندهی فراگرد ملّتسـازی
خواهند بود

منابع
- پورعزت، علیاصغر، ) ،(1387مبانی دانـش اداره دولـت و حکومـت، چـاپ اول، تهـران،
انتشارات سمت.
- پورعزت، علیاصغر و غزاله طاهری عطار، )1385الف(، »مبـانی اسـتقرار و توسـعه دولـت
هوشمند«، فرهنگ مدیریت، شماره ،13صص. .131-150
- پورعزت، علیاصغر و غزاله طاهری عطار، )1385ب(، »بررسی دلایل فروپاشـی حکومـت
و تمدن باستانی هخامنشیان«، پژوهش حقـوق و سیاسـت )ویـژه سیاسـت و روابـط بـین الملـل(،
شماره ،21صص. .79-118
- طاهری عطـار، غزالـه، ) ،(1389الگـوی ملـتسـازی در پرتـوی حکمرانـی خـوب، رسـاله
دکتری چاپ نشده ،دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبائی.
- Abdellatif, A. M، (2003)، Good Governance and Its Relationship to
Democracy and Economic Development، Global Forum III on Fighting
Corruption and Safeguarding Integrity, Seoul, 20-31 May 2003.
- Aguwa, Jude C، (1997)، "Religious Conflict in Nigeria: Impact on Nation
Building"، Dialectical Anthropology, No. 22, pp. 335-351.
- Anderson, Benedict، (1997)، Imagined Communities: Reflections on the
Origin and Spread of Nationalism، London، Verso.
- Bendix, Reinhard، (1996)، Nation-Building and Citienship: Studies of Our
Changing Social Order،Transaction Publishers.
- Bornman, Elirea، (2006)، "National Symbols and Nation-building in the
Post –Apartheid South Africa", International Journal of Intercultural Relations,
No. 30, pp. 383-399.
- Boulding, Kenneth, (1956) ,General System Thinking, Skeleton of Science,
In Peter P. Schoderbek (ed.), Management System, John Willy & Sons. 1971.
- Camara, Mohamed Saliou, (2007), "Nation Building and the Politics of
Islamic Internationalism in Guinea: Toward an Understanding of
Muslims’Experience of Globalization in Africa", Cont Islam, No.1, pp.155–172.
- Caviedes, Alexander, (2003), "The Role of Language in Nation-Building
within the European Union", Dialectical Anthropology, No. 27, pp. 249–268.
- Cheema, G. Shabbir, (2006), Linking Governments and Citizens through
Democratic Governance, in Dennis A. Rondinelli et al. (2006), Public
66فصلنامهی پژوهشهای راهبردی سیاست، سال دوم، شماره ،7زمستان ) 92پیاپی (37
Administration and Democratic Governance: Governments Serving Citizens,
United Nations, pp. 29- 51.
- Connor, Walker, (1972), “Nation-Building or Nation-Destroying?”, World
Politics, 24(3): 319-355.
- Creswell, J. W, (2003), Research Design: Qualitative, Quantitative, and
Mixed Approaches,Thousand Oaks: Sage.
- Deutsch, Karl Wolfgang, (1963), “Nation-Building and National
Development: Some Issues for Political Research”," in Karl Deutsch and
William Foltz, eds., Nation building (New York: Atherton).
- Deutsch, Karl Wolfgang. & Foltz, William J، (1966), Nation-Building, New
York, Atherton Press.
- Dinnen, S, (2006), Nation-Building Concepts Paper، Draft Paper for
AusAID.
- Doornbos, Martin, (2001), “Good Governance: The Rise and Decline of a
Policy Metaphor” , Journal of Development Studies 37 (6)، 93-108.
- ESCAP. (2009), Francis, E. K. (1968), The Ethnic Factor in NationBuilding, Social Forces, 46 (3), 338-346.
- Hailemariam, Chefena; Kroon, Sjaak & Walters, Joel ,(1999),
“Multilingualism and Nation Building: Language and Education in Eritrea”،
Journal of Multilingual and Multicultural Development, 20 (6), 475-93.
- Hamburg, David, (2002), “Preventing War Through Nation-Building: A
Self-Interested Approach to Peace”, Negotiation Journal, pp. 385-389, October
2002.
- Hippel, Karin von, (2000), “Democracy by Force: A Renewed Commitment
to Nation Building”, The Washington Quarterly, 23(1)، 95-112.
- Hippler, Jochen, (2005), Nation-building: A Key Concept for Peaceful
Conflict Transformation?,Pluto Press.
- Hughes, Owen E. (2003), Public Management & Administration: An
introduction, 3rd edition, Palgrave.
- Jenekins،Richard ,(1996), Social Identity, London, Routledge.
- Kaufman, D., Kraay A., Mastruzzi, M. (2007), Governance Matters VI:
Aggregate and Individual Governance Indicatory 1996-2006،The World Bank.
- Löffler, Elke (2003), Governance and Government: Networking with External
Stakeholders, in A. G. Bovaird, Tony Bovaird, Elke Löffler, 2003, Public
Management and Governance: An Introductory Text, Routledge, pp. 163-174.
طراحی و تبیین الگوی ملّتسازی پایدار 67
- Mehta, Michael D. (2007), “Good Governance”, in Mark Bevir, 2007,
Encyclopedia of governance, SAGE Publications, California, PP. 359-362.
- Peters, B. Guy & John Pierre (1998), Governance without Government?
Rethinking Public Administration", Journal of Public Administration Research
and Theory: J-PART .8 (2): 223-243.
- Plumptre, Tim & John Graham, (1999), Governance and Good
Governance: International and Aboriginal Perspective, Institute on Governance.
- Pollitt, Christopher. (1993), Managerialism and the Public Service: The
Anglo-American Experience, 2nd edition; Blackwell: Oxford.
- Pourezzat, Ali A. (2009), “The Importance of Linguistic Justice for
Continues Revision of Good Governance”, Analele Universitatii Bucuresti,
Anul 3, 101-121.
- Prasad, Biman C. (2003), Institutional Economics and Economic
Development; the theory of Property Rights, Economic Development, good
Governance and the Environment, International Journal of Social Economics. 30
(6): 741-762.
- Schmidt, R.C. (1997), “Managing Delphi Survey: Using Nonparametric
Statistical Techniques”, Decision Science, 28(3)، 763-4.
- Sheth, D. L. (1989), State, Nation and Ethnicity: Experience of Third World
Countries, Economic and Political Weekly, 24 (12): 619-626
- Smith, Anthony D. (1991), National Identity، London، Penguin.
- Stowe, K. (1992), “Good Piano Won't Play Bad Music: Administrative
Reform and Good Governance”, Public Administration 70 (Autumn): 387-394.
- UNECE. (2007), Guidebook on Promoting Good Governance in PublicPrivate Partnerships, United Nations Comic Commission for Europe.
- UNESCAP (2002). What is good governance?
- United Nations Development Program (UNDP). (1997), Governance for
Sustainable Human Development: A UNDP Policy document.
- Woods, N. Gaire. (2000), The Challenge of Good Governance for the IMF
and the World Bank Themselves, World Development, 28(5): 823-841.